"من یاد گرفتم با خودم حرف بزنم، با سایهام راه بروم، با سکوت بخندم. میدانی، آدم وقتی زیاد تنها بماند، دیگر از نبودنها نمیترسد."
𝙞𝙣𝙣𝙚𝙧 𝙗𝙡𝙪𝙚
00:48
I can't find a way to bring her home;
She's my love, keeps falling..
حالم خاکستریه؛ یعنی نه اونقدر حالم بده که از ادامه دادن دست بکشم، نه اونقدر دلم خوشه که به آینه لبخند بزنم.
جدیدا فهمیدم که نباید شبها تصمیم بگیرم.
بد موقع ترینه برای من. و همه ی افکار منفی شب میاد سراغم.
" در هیچ سنی شبیه هم سالانش نبود؛ نه تفریحاتش، نه حرف هایش، نه خوشحالیش، نه زندگی اش. "