گاهی به من سخت بگیر. وقتهایی که زیادی در خودم فرو میروم. مرا بیرون بکش آن زمانی که زیادی فکر میکنم، فریاد بزن و بگو بس است. همان زمانها که خودم را سرزنش میکنم، جلوی مرا بگیر و وقتی میگویم دیگر نمیتوانم، باورم نکن. دست مرا بگیر و بگو فقط امروز را دوام بیاور. من قول نمیدهم که همیشه قوی باشم. قول نمیدهم دیگر غمگین نباشم و حتی زندگی را ادامه بدهم. قول نمیدهم به آن اتاق تاریک و نمور کنج سرم برنگردم. اما قول میدهم اگر تو گفتی و من صدای تو را شنیدم، بار دیگر تلاش کنم.
روابط ایران و آمریکا و کشورهای دوروبرش مثل این زوجهایی شده که یه طرف سمیه و اون یکی طرفی که اندکی عاقل و سالمه هی تلاش میکنه رابطه رو بر مبنای اصول انسانی و قواعد رابطه پیش ببره و به زور همین رابطه خراب رو سالها میکشونه.
مثلا ما میریم جشن تولد نود و چند سالگی سعودی، بعد بن سلمان پشت سرمون میره خواهش میکنه محاصره دریایی رو ادامه بدن.
ما سالها تلاش میکنیم با کشورهای همسایهمون روابط خوبی داشته باشیم، بعد اینا با یه گوشه چشم طرف سمی، مرز هوایی رو میبندن و میرن سراغ طرف سمی ماجرا.
ما در مقابل چی کار میکنیم؟ مثل طرف عاقل ولی درمونده ماجرا، دائم میگیم بیا با گفتگو مسائلمون رو حل کنیم.
اما زوجدرمانگرها هم حتی میگن یه وقتایی که طرف دیگه قابل گفتگو نیس، شما نباید سر میز بشینید کلا. همون آب در هاون کوبیدن و اینها.
طرف سمی داره از این رابطه تغذیه میکنه اما طرف سالم این وسط خیلی از دست میده، عمر و انرژی و فرصتها و اعتماد اطرافیانش رو از دست میده و دقیقا حتی خودش هم نمیدونه چرا داره توی این رابطه میمونه و چرا مرز نمیذاره و تمام اجزای روانش برای اینکه بتونه حرکت مفیدی بزنه یکپارچه نیستن.
روانشناس روابط برای مسائل بینالمللی تو دست و بالتون نیس؟