هما به خاطر کارای نقی رفت تراپی، ولی الان
باید چند جلسه دیگه بره که فقط از شوک
رفتار تراپیستش دربیاد!
امشب که لامپ اتاقتو خاموش میکنی
و میخوای بخوابی، به این فکر کن که
اونایی که بهترین خبر زندگیشونو امروز
شنیدن و زندگیشون عوض شده؛
دیشب هیچ خبری از امروز نداشتن!
خدای امروز اون آدما،
خدای فردای ما هم هست...
شاید فردا اون آدم تو باشی!
917.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادری یک شغلِ تمام و کمال است
یک شغل تمام وقت
و تا دلت بخواهد اضافه کاری دارد
مادر پرستار میشود، معلم میشود
حسابدار، آشپز ، مدیر ، طراح دکوراسیون و ... میشود
ولی مرخصی، تعطیلی و بازنشستگی ندارد ...
حقوق و پاداش هم ندارد ...
مادری عاشقانه ترین شغلِ تماموقتِ دنیاست..!
زندگی کلا سخته ها
اما بعضی موقعیتها هست
که فکر میکنی اینو دیگه قرار نیست
خیلی سخت بگذرونم
ولی سخت تر از چیزی میشه که
فکر میکردی…
هر وقت فکر کردی خیلی محکم
و بزرگ شدی زیاد به خودت مطمئن
نباش، زندگی همیشه یه تعداد
سورپرایز تو آستینش داره برامون …
اونجایی که نقی گفت:
شما هنوزم روت میشه
به ما بگی پسرخاله؟
دلم سوخت
دلم برای نقی سوخت!
تو لرزش صداش فقط یه سوال نبود،
یه عمر رفاقت بود
که زیر سوال رفت.
یه بغض قدیمی
که هیچوقت نترکیده بود،
حالا داشت
خودش رو نشون میداد.
نقی برای همهچی جنگیده بود،
برای آبرو،
برای خونواده،
حتی برای همون پسرخالهای
که حالا دیگه به سختی
روش میشد صداش کنه.
هنوزم روت میشه…؟
یعنی واقعاً این همه رفاقت،
این همه خاطره،
هیچی؟
دلم گرفت…
نه فقط برای نقی،
برای همهی اونایی
که یه روزی رفیق بودن،
ولی زمان،
غرور،
یا یه سوتفاهم،
بینشون دیوار کشید…