شاید بگین چقد من و عار جی بی باهم تله پاتی داریم که همزمان سر درد گرفتیم ولی نه
من و عار جی بی دیشب تو هیئت پیش تارا بودیم که با عطر مشهدیِ تارا که خیلییییییییییی هم اصرار داره این ادکلن خارجیِ شیمیایی شدیم!
و نزدیک بود جان به جان آفرین تسلیم کنیم
که هیئت تموم شد)))))
بهش میگم من مثلِ فلانی دلم جَوون نیست!
میگه در عوض تو پختهتری. نه. من پخته نیستم عزیزِ دلم. من سوختهام. سوخته با پخته فرق میکنه. پختگی ناظرِ به حرکته. انسانِ سوخته، ساکن و سکوت و بیتحرّکه.
هر لحظه ممکنه یه بلیط قطار بگیرم به مقصد تهران؛
از اونجا یه اسنپ بزنم تا کهف الشهدا
یه نیم ساعتی بمونم و برگردم بیام اصفهان))))
داشت میگفت: فردا شهید گمنام میارن دانشگاه
یکی از بچه ها گفت: وای کاش نیارن، من حالم بد میشه!
برادر گمنام و بی نامم نمیدونم کی هستی ولی من از حرفی که اونا زدن شرمنده شدم، فردا حتما واست خواهری میکنم..!
@ir_hanoon
حانون
هر لحظه ممکنه یه بلیط قطار بگیرم به مقصد تهران؛ از اونجا یه اسنپ بزنم تا کهف الشهدا یه نیم ساعتی بم
ولی جالبه دیشب قبل خواب دلم هوایی کهف الشهدا شد؛
امروز بعدظهر فهمیدم فردا شهدا مهمون ما میشن)))