'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
یک شخصیتی کاملا معمولی داشت
و به گونهای نبود که از جمع کنارهگیری کند
ایشان روحیهای شاد داشت
و با همه در ارتباط بود
مانند خیلی از افراد دیگر موسیقی گوش میداد
و اهل موسیقی مجاز بود
عروسی ما اما مولودی بود!
آقا مهدی بسیار اهل فست فود و عاشق
پیتزا بود و همیشه میگفت
اگر روزی شهید شدم به همه بگو:
شهید عاشق پیتزا بود(:
#همسرشهید
#شهید_مهدیبختیاری
____|🇮🇷|________
@shahid_mohammad_belbasi
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
وقتی ضارب علی رو با چاقو زد
ما پیڪر غرق خونش رو
به کناری کشیدیم..
پیرمردی اومد و گفت:
خوب شد..؟!همین رو میخواستی..؟!
به تو چه ربطی داشت..؟!
چرا دخالت کردی..؟!
علی با صدای ضعیفی گفت:
حاج آقا..
فکر کردم دختر شماست
من از ناموس شما دفاع کردم..
#شهید_علیخلیلی
____|🇮🇷|________
@shahid_mohammad_belbasi
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
بهش گفتن
محمدهادی این چیه رو قلبت..؟!
گفت: این عکس باتری قلبمه
نباشه قلبم کار نمیکنه..
#شهید_محمدهادیذوالفقاری
____|🇮🇷|________
@shahid_mohammad_belbasi
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
اگر دردودل داشتید و یا خواستید
مشورت بگیرید، بیایید سر مزارم
به لطف خداوند حاضر هستم
من منتظر همه شما هستم(:
دعا میکنم تا هرکسی لیاقت داشته باشد
شهید شود
خداوند سریعالاجابه است؛
پس اگر میخواهید این دعا را برای شما
انجام دهم، شما هم من را با خوشی یاد کنید!
#شهید_سجادزبرجدی
____|🇮🇷|________
@shahid_mohammad_belbasi
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
شما چهل روز دائمالوضو باشید
خواهید دید که درهای رحمت خداوند
چگونه یک به یک در مقابل شما باز خواهد شد..!
نمازهای واجب خود را دقیق و اول وقت بخوانید، خواهید دید که چگونه
درهای خداوند در مقابل شما باز خواهد شد..!
سوره واقعه را هر شب یک مرتبه
بخوانید خواهید دید که چگونه فقر از شما روی برمی گرداند..!
انسان اگر میخواهد به جایی برسد
با نماز شب میرسد..!
#شهیدسجاد_زبرجدی
• @ir_naeboshahid •
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
پدر و مادر را گرامی و محترم بدارید، از طهارت و معصومیت خود شدیداً حراست و پاسداری کنید، پیوند به ائمه اطهار(ع) و بهخصوص امام هشتم را مستحکم کنید و خدای متعال و مهربان را در همه حال بهیاد داشته باشید.
#شهید_رضا_حاجی_زاده
• @ir_naeboshahid •
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
دغدغهاش از شهادت، کار فرهنگی بود!
به مادرش میگفت: دعاکنید من موثر باشم
شهید شدم یا نشدم، مهم نیست!
هروقت هم که بحث شهادت میشد، میگفت
"افوض امری الی الله" هرچه خدا بخواهد..:)
#شهید_مصطفیصدرزاده
• @ir_naeboshahid •
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
اگر خدا لطف کرد و شهادت نصیب من شد،من در آن دنیا،
یقهی بیحجابها و کسانی که
تبلیغ بیحجابی میکنند را میگیرم.
#شهید_جوادمحمدی
• @ir_naeboshahid •
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
به نقل از سخنان همسر شهید:
اولين حرف هاي حاج روح الله هيچ وقت از يادم نمي رود:<من عاشق رهبر و ولايت فقيه هستم وعلاقه ي خاصي به آقا دارم.هر وقت و هر زمان كه او دستور بدهد،حتي جانم را برايش ميدهم>
#شهید_روح_الله_سلطانی
▪️به مناسبت سالروز شهادت🕊
• @ir_naeboshahid •
'♥️𖥸 ჻
#بـشیـممثـلشهـدا
❣ خصوصیت اخلاقی بارز و مهم این شهید اخلاص بود که در گمنامی وی تجلی یافت. بعد از شهادت وی مشخص شد چقدر به مستمندان رسیدگی میکرد و برای رفع مشکلات مالی دوستانش خودش را زحمت میانداخت تا بلکه مشکل آنان را حل کند.
❣ برای خودش یک هشدار به صدقه طراحی کرده بود و آن را تلنگری برای خود میدانست. البته شاید ما نتوانیم به اخلاص همسرم پی ببریم به جهت اینکه وقتی به دوستان همکارش در سپاه اطلاع دادند که وی شهید شد همه دوستان او را با اینکه نامش محمدرضا الوانی بود ولی «رضــــا اخــــلاص» یاد کردند.
#همسر_شهید
#شهید_محمدرضاالوانی
• @ir_naeboshahid •
#بـشیـممثـلشهـدا
🌱در عزاداری ها حال خوشی داشت. خيليها با وجود ابراهيم و عزاداري او شور و حال خاصی پيدا ميكردند. ابراهيم هر جایی که بود آنجا را کربلا ميكرد!گريه ها و ناله های ابراهيم نشــور عجيبي ايجاد ميكرد. نمونه آن در اربـعين سـال ۱۳۶۱ در هيئت عاشـقان حسين(ع)بود.بچههای هيئتی هرگز آن روز را فراموش نمي كنند. ابراهيم ذكر حـضرت زينب (س) را می گفت. او شـور عجيبی به مجلس داده بود.بعدهم ازحال رفت و غش كرد! آن روز حالتی در بـچه ها پـيدا شد كه ديگر نديديم. مطمئن هسـتم به خاطر سوز درونی و نفس گرم ابراهيم،مجلس اينگونه متحول شده بود.
ابراهيم هيچ وقت خودش را مداح حـساب نميكرد.ولی هر جا كه ميخواند شور و حال عجيبی را ايجاد می كرد.ذكر شهدا را هيچوقت فراموش نميكرد.
#شهید_ابراهیم_هادی
• @ir_naeboshahid •
#بـشیـممثـلشهـدا
سرباز بودم و از قبل، رفافت زیادی با محسن داشتم. یک ماشین تحویلم بود. کارهای یگانم را باید با ماشین، انجام میدادم و در پادگان با ماشین، تردد میکردم. یکبار توی باران، جلویش ترمز زدم. گفت: « میخواهم ورزش کنم.»
🔻 همیشه از پادگان تا یگان زرهی پیاده میرفت. چندین بار، ازش خواستم سوار شود، اما بهانه میآورد. یک بار که ایستادم سوار شود، سرش را آورد داخل ماشین و گفت: « داداش! این ماشین بیت الماله. تو داری باهاش میری، موظفی. اگر میخواستند، برای من هم ماشین میگذاشتند.»
#شهید_محسن_حججی
• @ir_naeboshahid •