eitaa logo
ایران همدل
22هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
17 فایل
پنجمین مرحله پویش«ایران همدل» باهدف کمک به هموطنان نیازمند وبا شعار"از همدیگه گره‌گشایی کنیم"،آغاز بکار کرد ایران همدل،بزرگترین حرکت اجتماعی ملی است که از سال۱۳۹۸،پس از بیانات رهبر انقلاب مبنی بر شکل‌گیری نهضت تعاون واحسان وکمک مؤمنانه،شروع به فعالیت کرد
مشاهده در ایتا
دانلود
🤲 دهه هشتادی‌ها 🤝 روایتی از خراسان رضوی 🙌زن النگو را در دستم گذاشت. آن را برداشتم و این طرف و آن طرفش کردم. به هر چیزی شبیه بود به جز النگو! زن که متوجه تعجبم شد تعریف کرد: «این النگویِ دخترِ شانزده ساله‌‌مه. اصرار داشت اون رو هدیه بدم. می‌گفت وقتی حضرت آقا امر کردن این النگو دیگه برام ننگه. باید اونو به جبهه مقاومت کمک کنم. ولی من و پدرش راضی نمی‌شدیم. اونم النگو رو شکست و از دستش درآورد. من و پدرش هم قبول کردیم که اونو هدیه کنیم. منم تصمیم گرفتم انگشترم رو بدم.» لبخند زدم و گفتم: «نوجوانان تحول سازند.» 🖼خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۱۷ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
واریز کمک‌های مردمی برای هموطنان ‌نیازمند به نیابت از رهبر شهید انقلاب در پویش «ایران همدل» ادامه دارد... به نیابت از رهبر شهیدمان، 📩 ارسال گزارش‌های همدلی به @khamenei_Contact_ir مردم از طریق زیر می‌توانند به هموطنان نیازمند و آسیب‌دیدگان ‌جنگ در پویش ایران همدل کمک کنند: شماره کارت:
6221068888888838
شماره شبا:
IR620540100220111111111601
کد دستوری: * 📱 پرداخت مستقیم درKHAMENEI.IR 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
🤲 دریادل 🤝 روایتی از بوشهر 👌سرش پایین بود و مدام معذرت‌خواهی می‌کرد. هر چه قسم می‌خوردیم شما تنها دارایی‌تان را داده‌اید و این خیلی با ارزش است راضی نمی‌شد. انگشتر کوچک کم وزنی تحویل داده بود. تنها طلایی که داشت. خانه‌‌ی کرایه‌ای‌شان آن‌قدر کوچک و محقر بود که نتوانست تعارف کند بنشینیم. 👋هر چقدر ما تشکر می‌کردیم او عذرخواهی می‌کرد. دل بزرگش اما هنوز راضی نشده بود. خداحافظی که کردیم سریع برگشت. با یک تراول صد تومانی. داد دستمان. با بغض گفت: «شرمنده که بیشتر از این نداشتم.» 🖼خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۰ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
ایران همدل
جغرافیای انسانی «ایران همدل» روایتی جامع از ایده تا اجرای پویش سراسری ایران همدل، از بازارچه‌های خانگی تا اردوگاه‌های جنگ 🎤 گفت‌وگو با آقای مهندس ایمان عطارزاده، معاون اجتماعی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید خامنه‌ای و دبیر پویش «ایران همدل»: 💬 پویش «ایران همدل» بر اساس بیانات حضرت آقا در نوزدهم فروردین سال ۱۳۹۹ آغاز شد. ... از سال ۱۳۹۹ تا سال ۱۴۰۱، پویش «ایران همدل» در سه مرحله ادامه پیدا کرد و توانستیم کمک خوبی را از طریق مشارکت گسترده‌ی مردم برای جبران معیشت و کسب‌و‌کارهای تعطیل‌شده بر اثر کرونا انجام بدهیم. در مراحل اوّل و دوّم و سوّم پویش «ایران همدل»، مبنای عملمان جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای موضوع کرونا بود. 💬 پویش «ایران همدل» در مرحله‌ی اوّل تا سوّم برای داخل کشور انجام شد و برای مردمی بود که زندگی‌شان، کسب‌و‌کارشان، شغلشان و درآمدشان آسیب جدّی‌ای از شیوع بیماری کرونا دیده بود و عمده‌ی تمرکز ما هم بر اقشار ضعیف و محروم جامعه بود که از طریق توزیع بین دو نهاد امدادی، یعنی کمیته‌ی امداد امام خمینی و سازمان بهزیستی، این اتّفاق افتاد. 💬 در دوران فعّالیّت مؤسّسه، ما پویش‌های مختلفی را طرّاحی کردیم که اکثر این پویش‌ها در رسانه‌‌ی KHAMENEI.IR اتّفاق افتاد و غالب آن‌ها جنبه‌ی تبلیغی و ترویجی داشت و با فعّالیّت خودش می‌توانست یک فضای تبلیغی و ترویجی را در جامعه گسترش بدهد. 💬 «ایران همدل» اوّلین تجربه‌ی ورود میدانی مؤسّسه به کار اجتماعی بود و ما تلاش کردیم بر اساس بیاناتی که از حضرت آقا داشتیم، بتوانیم بر مبنای مشارکت مردم در تحقّق یک موضوعی که کمک و یاری به همنوع و تحقّق فرمایش حضرت آقا است مبنی بر «کمک مؤمنانه» و فراتر از آن در گستره‌ی مواسات، یک پویش اجتماعی را راه‌اندازی کنیم. 💬 بنابراین، «ایران همدل» برای گره‌گشایی از کار مردم شروع شد و شعارش این بود که «از همدیگر گره گشایی کنیم»؛ یعنی بر این اساس شکل گرفت که بتوانیم در مقابل درد هم‌وطنان‌مان، گرفتاری‌هایشان و مشکلاتشان، بی‌تفاوت نباشیم و گرهی از افرادی باز بکنیم که در کارشان گره ایجاد شده یا اصطلاحاً‌ با مشکلاتی در زندگی‌شان مواجه هستند. 💬 پویش «ایران همدل» در مرحله‌ی چهارمش بر مبنای اتّفاقاتی شکل گرفت که در هفتم اکتبر در فلسطین به وجود آمد؛ یعنی بعد از عملیّات طوفان‌الاقصیٰ به این طرف و به‌ویژه بعد از حمله‌ی رژیم صهیونیستی به لبنان و شهادت سیّدحسن نصرالله. 💬 بنابراین، «ایران همدل» در چهارمین مرحله‌اش با شعار «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» شروع شد؛ یعنی اینکه ما نسبت به مردم فلسطین و لبنان بی‌تفاوت نیستیم، نسبت به کشتار و نسل‌کشی که در غزّه اتّفاق افتاده بی‌تفاوت نیستیم و ما باید به مردم مظلوم لبنان و فلسطین کمک بکنیم. 💬 از دوازدهم مهرماه، یعنی یک روز قبل از نماز جمعه‌ی تاریخی حضرت آقا ــ نماز جمعه‌ی نصر که در مصلّای تهران برگزار شد ــ مرحله‌ی چهارم پویش را به صورت رسمی با محوریّت رسانه‌ی KHAMENEI.IR شروع کردیم و به صورت عملیّاتی از سیزدهم مهرماه، یعنی هم‌زمان با نماز جمعه‌ی نصر، جمع‌آوری کمک‌ها از خود نماز جمعه شروع شد. 💬 ما تجربه‌ی جمع‌آوری کمک برای خارج از کشور را نداشتیم. ما تقریباً عدد صد میلیارد تومان را برای جمع‌آوری کمک‌ها در نظر گرفته بودیم که در ظرف بیست روز یا نهایتاً یک ماه، صد میلیارد تومان کمک نقدی را جمع‌آوری کنیم و آن را به عنوان کمک در اختیار مردم غزّه و لبنان قرار بدهیم، امّا اتّفاقی که در میدان افتاد این بود که در کمتر از یک هفته این صد میلیارد تومان محقّق شد 💬 البتّه همه‌ی این اتّفاقاتی که در «ایران همدل» شکل گرفته بر مبنای یک نگاه توحیدی بوده؛ نگاهی که منشأ آن، حکم شرعی رهبر انقلاب است و مردم احساس می‌کنند برای لبّیک به فرمان نایب امام زمان و رهبر حکیم انقلاب اسلامی باید هر‌چه در توان دارند به پای کار بیاورند. لذا به هیچ عنوان ما تصوّر نمی‌کردیم که چنین استقبالی از این پویش بشود و به چنین عدد کمکی دست پیدا بکنیم. 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه و شروع چهارمین مرحله پویش ایران همدل در مهرماه ۱۴۰۳ 🖼 متن کامل گفت‌وگو را از اینجا بخوانید:👇 https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=63661 پویش «ایران همدل» همچنان ادامه دارد و مردم از طریق زیر می‌توانند به هموطنان نیازمند و آسیب‌دیدگان ‌جنگ کمک کنند: شماره کارت:
6221068888888838
شماره شبا:
IR620540100220111111111601
کد دستوری: * 📱پرداخت مستقیم در KHAMENEI.IR 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
🤲 هم‌دل 🤝 روایتی از تهران 👌تلفنم برای بار چندم زنگ خورد. شماره را که دیدم، با کلافگی به همکارم گفتم: «بازم همون خانمیه که اصرار داره تا قبل از ساعت ۶ برسیم دم خونه‌ش.» گوشی را برداشتم؛ سلام کرد و درخواستش را دوباره تکرار کرد. گفتم: «باور کنید ترافیکه؛ مگه شما بعد از ساعت ۶ خونه نیستید که اینقدر اصرار دارید؟» با صدایی لرزان گفت: «چرا خونه‌م؛ اما همسرم ساعت ۶ به بعد می‌رسه. من این طلاها رو با اموال شخصی خودم خریدم و حالا می‌خوام اهداشون کنم. می‌ترسم اگه بفهمه، دلخور بشه. اگه تا قبل از رسیدن همسرم خودتونو برسونید، ممنون می‌شم.» آروم گفتم: «چشم، تمام تلاشمون رو می‌کنیم.» 🫶راه میان‌بر را انتخاب کردیم تا زودتر برسیم. اما درست لحظه‌ای که داشتیم رسید صادر می‌کردیم، همسرش از راه رسید. ما هول کرده بودیم و نمی‌دانستیم باید منتظر چه واکنشی باشیم! آقا جلو آمد، طلاها را از دست ما گرفت و سپس رو کرد به همسرش که با رنگ و رویی پریده، جلوی در ایستاده بود: «این رو می‌خوای بدی به حزب‌الله لبنان؟! پس اون سرویس و النگوهایی که برات گرفتم چی؟ برو اونا رو هم بیار دیگه.» 👌مات و مبهوت، به همکارم نگاه کردم. طولی نکشید که خانم با باقی طلاهایش بازگشت. لبخند آرامش‌بخش روی لب‌هایشان نشان می‌داد که دل‌هایشان بی‌آنکه بدانند، در نیتی مشترک با هم گره خورده بود. 📝 ریحانه پاینده 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۱۹ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم...
🤲 عیار بالا 🤝 روایتی از تهران 👌سرویس گران قیمتی بود؛ از همان طلاهای پردرخشش و عیاربالا که چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند. خانمی که آن را اهدا کرده بود، نگاهی آرام و عمیق داشت. انگار دلش جای دیگری بود؛ جایی بالاتر از دغدغه‌های دنیوی. درست همان موقع، یکی از مسئولین دفتر مقام معظم رهبری هم برای برگزاری جلسه‌ای آن‌جا حضور داشت. طلا را وزن کردم و رسید را تحویل او دادم: «خدا از شما قبول کنه ان‌شاءالله.» لبخندی زد و تشکر کرد. 🙌از در که بیرون رفت، همکارم چند انگشتر به من داد و گفت: «این انگشترهای متبرک از دفتر آقاست‌. هرکدوم از خواهرهایی که برای کمک میان، یکی یه دونه بهشون بده.» ناخودآگاه ذهنم سمت آن خانم کشیده شد. به یکی از همکارها گفتم صدایش کنند باز گردد. خوشبختانه هنوز خیلی دور نشده بود. نزدیک میزم آمد و با تعجب پرسید: «مشکلی پیش اومده؟!» لبخند زدم و انگشتر را مقابلش گرفتم: «این انگشترها، متبرک حضرت آقاست. یکیش هم قسمت شما شد؛ مبارکتون باشه.» 👌حالت چهره‌اش، گواه از انقلاب درونش می‌داد. چیزی نگذشته بود که شبنم‌های اشک، روی گونه‌هایش شروع به درخشیدن کرد. انگشتر را در دستانش لمس کرد، بوسید و به چشم‌های نمناکش سایید: «چه توفیقی! انگشتر متبرک حضرت آقا...آنقدر خوشحالم که دوست دارم همین‌جا سجده‌ی شکر به جا بیارم!» حیرت‌زده به سرویس عیار بالایش نگاه کردم؛ می‌درخشید، درست مثل دلی که آن را با عشق بخشیده بود. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۲ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور...
🤲 هدیه‌ی تولد 🤝 روایتی از تهران 👌مشغول گفتگو با همکارم بودم که نوجوانی با قدم‌هایی مردد جلو آمد. پاکتی کوچک در دست داشت که با کاغذهای رنگی، بسیار بامزه تزئین شده بود. به ما نزدیک‌تر شد؛ لحظه‌ای مکث کرد و بعد پاکت را روی میز گذاشت. 🫶صدایش لرزان اما پر از شوق بود: «من طلا ندارم اما این هدیه‌ی تولدمه؛ سه میلیون پول توشه... می‌خوام اهداش کنم.» آن لحظه، برق خلوص در چشمانش می‌درخشید؛ نوری که ارزشش از هر طلایی فراتر بود. 🖼 خرده‌روایت‌های رسانه ریحانه از ماجراهای اهدای طلای زنان ایرانی به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه، شماره ۲۲ 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالروز صدور پیام رهبر شهید انقلاب درباره لزوم کمک مسلمانان به مردم جنگ‌زده لبنان و غزه 💻 irane-hamdel.khamenei.ir