هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 از ته دل به حضرت آقا گفتند: قربانت علی!
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ یک خاطرهای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف میکردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی میگرفتند و صحبت و احوالپرسی میکردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقهای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشتهاند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت میکنند ــ با همان لهجهی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر میکردند که آقا گوشی را گذاشتهاند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 نقطه عطف در زندگی حضرت آقا؛ ترک قم به خاطر مراقبت از پدر
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ از همه مهمتر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطهی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دههی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماریهای آبمروارید و آبسیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید.
✏️ بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان میگویند فلانی یا رئیس کل میشود یا رئیس خراسان که منظور از «رئیس»، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت میکردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران میآیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، میروند. آقا میگویند که من هرچه نگاه میکنم، میبینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آنگونه است.
✏️ مرحوم آقا ضیاء میگویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست میکند. آقا میگفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را میدانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد میگیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکییکی به روی آقا باز میشود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند اینها.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 خدمت به پدر در زندگی حضرت آقا تأثیر گذاشت
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که بهنوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمهی انقلاب، یعنی کانون مبارزهی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنههایی که مکرّر اتّفاق میافتاد و هنوز به یادم دارم، صحنهای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّهی زیادی از افراد، ضبطصوتها را روی دست گرفته و بالا آورده بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع میشدند و خیلی شلوغ میشد.
✏️ طبیعتاً این خدمات بیجواب نمیماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمیداشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا میگذاشت، که گذاشت.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
👈 حضرت آقا تقریر درس آقای میلانی را برای پدر بیان میکردند
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس میگفتند و به پدرم درس سطح پایینتری را میگفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی میشود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا میخوانند. پدرم میگفتند در دورهای وقتی من از درس آقای میلانی برمیگشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمیگشت و در راه به هم میرسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال میپرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی میکردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح میگفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب میکردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک میکند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 زهد حضرت آقا یک زهد انتخابی بود
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ مرحوم آقا، زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه اینطور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمیگیرند. مثلاً من یک وقتی میخواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان دادهاند؛ خب از بیتالمال که برنمیدارند بدهند به بیتالمال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام میدهند.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 وقتی حضرت آقا عقیقهای گرانقیمت را به دیگران بخشیدند
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا میآورند هم به همان نحو نذورات بود. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگینهای عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگینهای خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیقشناس بودند میگفتند قیمت آنها خیلی زیاد است؛ امّا بااینحال، ایشان همهی آن نگینها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گرانقیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن، تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی میتوانند بهرهمند باشند، امّا هرگز استفاده نمیکنند.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 حضرت آقا همواره هدایای نفیس را به آستان قدس اهدا میکردند
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا میکنند، به آستان قدس رضوی میدهند. کتابهای خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه میشود که ایشان نوعاً آنها را به آستان قدس میسپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکستهی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّهی موارد خوب و زیبا به آستان قدس دادهاند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمیکنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا میدهند آنجا.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 حضرت آقا فرمودند من افتخار میکنم که فقیر هستم!
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 حضرت آقا فرمودند من افتخار میکنم که فقیر هستم!
🎤آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، در گفتوگویی دربارهی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه:
✏️ من در کودکی از کلمهی «فقیر» بدم میآمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشهی خیابان مینشیند و گدایی میکند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی میکردیم، در همین خانهای که الان هم هست. یادم هست در گوشهای از همان خانه، مقداری بستههای آذوقه و روغننباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار میکنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، اینقدر این جمله برای من ضرب داشت که یکدفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همینجوری هستم. این بهنوعی نشانهی بیتعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.
🖼 متن کامل مصاحبه منتشر نشده و تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای را از اینجا بخوانید:
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806
#اقتصادی
🔴 دلیل ریزش طلای جهانی
دلیلی که برای ریزش طلای جهانی وجود دارد
بالا بردن نرخ اوراق توسط آمریکاست
زمانی اینکار را انجام میدهند که پول از سهام و طلا خارج میشود و به سمت اوراق خزانه داری سوق پیدا میکند و یکی از دلایل ریزش در سهام آمریکا هم همین موضوعست
این موضوع تورم بالا را برای آمریکا دارد
بزودی اقتصاد بزرگ جهان دچار مشکل می شود
✅ @iransaba
#خبر
‼️ موقعیت ناوهواپیمابر فرانسوی شارل دوگل در نزدیکی اسرائیل
♦️ یه افسر نیروی دریایی فرانسه رفته روی عرشه ناو هواپیمابر شارل دوگل دویدنش رو با Strava ثبت کرده. ۷.۲۳ کیلومتر زیگزاگ روی عرشه، وسط مدیترانه، وسط مأموریت نظامی!
♦️ خبرنگارهای لوموند هم اومدن از دیتای عمومی Strava موقعیت دقیق ناو رو پیدا کردن: شمال غربی قبرس. ۱۳ مارس ۲۰۲۶
🚨 @iransaba