eitaa logo
مجتمع فرهنگی امام رضا علیه السلام
8.1هزار دنبال‌کننده
38.3هزار عکس
11.7هزار ویدیو
400 فایل
✅کانال مجتمع فرهنگی آموزشی امام رضا علیه السلام @ircom_8 🔹آدرس : چیتگر- بلوار کوهک- خیابان نسیم 16 غربی- مجتمع امام رضا علیه السلام @ircom8admin ادمین کانال مجتمع ✅لینک کانال ها و لوکیشن مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 کاروان پیاده‌روی اربعین 🔊 قرائت زیارت عاشورا و اربعین🤲🏻📿 🕙 زمان: ٩/٣٠صبح روز اربعین🕙 📌 آدرس: از تپه نور‌الشهدا شهرک شهید باقری(منطقه22) به سمت مقبره شهدای حسینیه امام رضا علیه السلام ⚫️ وسیله جهت بازگشت به مبدأ فراهم است⚫️ @ircom_8 ✅لینک کانال های مجتمع امام رضا(ع): https://takl.ink/ircom_8/
◾️السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ الْحُسَیْن (ع)◾️ 🏴مراسم سوگواری اربعین حسینی 🏴 🎤به کلام: حجت الاسلام و المسلمین علی نادری 🎤با نوای : حاج حامد بزرگان 🗓زمان: چهارشنبه 22 مرداد از نماز مغرب و عشاء 📍مکان : متروی چیتگر، بلوار کوهک ، نسیم شانزدهم غربی ،‌ مجتمع آموزشی ،‌پژوهشی و فرهنگی امام رضا علیه السلام 📱 @ircom_8 📱
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦ رازی که درباره بهترین اثر استاد فرشچیان نمی‌دانید! @ircom_8
DOC-20230808-WA0002..pdf
حجم: 4.5M
کتاب آزاده خلبان، حسین لشگری به مناسبت فرارسیدن سالگرد شهادت ۶۴۱۰ روز اسارت اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود ☀️ سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن را کامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا بود. بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود! عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من ۱۲ سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم ... 💥۱۸ سال اسارت سرلشگر شهید لشگری 🌺 عشقی که تورادر دل سنگر دشمن استوار و مقاوم نگه می دارد  عشقی متفاوت تر از عشق های زمینی ما بود....تصورش هم سخت است.18سال دوری از وطن و خانواده ...تازه  نه یک دوری ساده  یک دوری  پر ازسختی و مشقت... بازی های روزگار حواس مان را پرت کرده که روزگاری یک حسین لشکری داشتیم  که 27 شهریور 59 قبل از شروع  رسمی جنگ اسیر بعثی ها شده و 18 سال  اسارت کشیده... اسارتی متفاوت از همه... اسارتی که16 سال آن را به دور از صلیب سرخ گذرانده بود و  هیچ کس نمی دانست که اصلا او زنده هست یا نه... کتاب خاطرات دردناک، ناصر کاوه ادامه این خاطرات را در آدرس زیر مطالعه کنید https://b2n.ir/s87637
☀️سلام: لطفاً قبل از خواندن این خاطره این قول را بدهید که این 👈 کار را انجام دهید. یک قسمتی از منزل یا محل کار خود را مشخص کنید به ابعاد تقریبی ۲×۳ و فکر کنید برای یک مدت فقط باید در این محدوده زندگی کنید و تمام نیازهایتان را هم باید در این مکان، انجام دهی!؟ 🤔 ☀️فقط چند دقیقه که این کار را انجام دادی، حالا چراغ را خاموش کن و پرده ها را بکش👈 تا نوری درون اتاق نیاید... قول بدهید تاریک و بی نور باشد🥺 چند دقیقه که گذشت حالا، تمام ارتباطات خود را با دنیا قطع کن👈 آب، برق، گاز، تلفن، تلویزیون، رادیو، رایانه، گوشی همراه، فضای مجازی، واتساپ، تلگرام، زن و بچه پدر و مادر و... خلاصه هیچ... در ظلمات تاریکی و سکوت، تنهای تنها... هیچ کس و هیچ چیز فقط 👈 ظلمات و سکوت... 🥺حالا که در این موقعیت قرار گرفتی، فکر کن جایی که الان داخلش هستی، کمی رطوبت هم داره و چندتا حشره هم مثل سوسک و مارمولک هم داشته باشه و...🤔 درست حدس زدی😰 فکر کن داخل یک «سیاه چال» هستی و چند طبقه هم زیر زمین هستی!؟ یه چیز یادم رفت، هر وقت خسته شدی که می خواهی بخوابی، یه خورده اذیت کنند و نگذارند، بخوابی👈 حمام هفته ای یکبار اونم ۵ دقیقه با آب سرد...😔 دو وعده هم غذا در طول روز داری، که عبارت از کمی آب و چندتا خرما و سوپ و یه نون، مثل نون ساندویج، بدون سبزی و میوه و دسر و ...😰 تازه من کتک و شکنجه و... را هم فاکتور گرفتم و نگفتم... حالا یه سوال👈 چند ساعت، چند روز، چند سال می توانی طاقت بیاری، در این وضعیت... 😠حالا این خاطره را شروع کن به خواندن👇 🌷همسر شهید جلسه ای میگفت خدا حسین را فرستاد تا سرمشقی برای همگان شود و…او اولین کسی بود که رفت و آخرین نفری بود که برگشت وقتی بازگشت ازاو پرسیدند این همه سال انفرادی را چگونه گذراندی واو می گفت: برنامه ریزی کرده بودم وهرروز یکی از خاطرات گذشته خود را مرور می کردم کردم . اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود ☀️ سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن را کامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا بود. بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود! عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من ۱۲ سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم ... 💥۱۸ سال اسارت سرلشگر شهید لشگری 🌺 عشقی که تورادر دل سنگر دشمن استوار و مقاوم نگه می دارد  عشقی متفاوت تر از عشق های زمینی ما بود....تصورش هم سخت است.18سال دوری از وطن و خانواده ...تازه  نه یک دوری ساده  یک دوری  پر ازسختی و مشقت... بازی های روزگار حواس مان را پرت کرده که روزگاری یک حسین لشکری داشتیم  که 27 شهریور 59 قبل از شروع  رسمی جنگ اسیر بعثی ها شده و 18 سال  اسارت کشیده... اسارتی متفاوت از همه... اسارتی که16 سال آن را به دور از صلیب سرخ گذرانده بود و  هیچ کس نمی دانست که اصلا او زنده هست یا نه... 🌺 گاهی خوب است آن چشم بند و پنبه ها را کنار بزنیم و ببینیم که  این  کشور یک سید الاسرا داشته  که  آن قدر اسارتش طولانی شده بود که یک افسر عراقی گفته بود تو به ایران باز نمی گردی بیا همین جا تشکیل خانواده بده !!.... همه این 18 سال سختی یک علت داشت و آن این که بعثی هاخواستار این بودند که حسین را مجبور کنند بگویید ایران جنگ را آغاز کرده و با این اعتراف  معادلات جنگ  را عوض کنند ولی او این سال  ها را تحمل کرد و حاضر به خیانت به میهن و انقلابش نشد...👌 ☀️ 18 مرداد ماه 1388 نماز که خواندند، دیدم دست شان را سه بار بلند کردند و برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) دعا کردند. چهار ساعت بعد هم در خانه در اثر ایست قلبی، تمام کردند.ساعت دو نیمه شب بود که ایشان از پشت به زمین افتاده و حالت خفگی به ایشان دست داده بود به طوری که صورت شان کبود شده بود و اصلاً نمی‌توانستند صحبت کنند ولی به من نگاه‌های عمیقی می‌کردند. با گریه و دستپاچگی گفتم، حسین جان چه شد، چه کار کنم خدا و … می د‌یدم هر لحظه که این نفس تنگ‌تر می‌شود، نگاهش بیشتر به من دوخته می‌شود. من می‌گفتم چه کار کنم و او فقط نگاه می‌کرد. آن قدر نگاه شان قشنگ و زیبا بود که محال است تا پایان عمرم فراموش کنم. آخرین مکالمه ما نگاهی بود که می‌دید من گریه می‌کنم و او می‌گفت: نگران نباش... کتاب خاطرات دردناک، ناصر کاوه ادامه این خاطرات را در آدرس زیر مطالعه کنید https://b2n.ir/s87637
اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود ☀️ سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن را کامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا بود. بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود! عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من ۱۲ سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم ... 💥۱۸ سال اسارت سرلشگر شهید لشگری 🌺 عشقی که تورادر دل سنگر دشمن استوار و مقاوم نگه می دارد  عشقی متفاوت تر از عشق های زمینی ما بود....تصورش هم سخت است.18سال دوری از وطن و خانواده ...تازه  نه یک دوری ساده  یک دوری  پر ازسختی و مشقت... بازی های روزگار حواس مان را پرت کرده که روزگاری یک حسین لشکری داشتیم  که 27 شهریور 59 قبل از شروع  رسمی جنگ اسیر بعثی ها شده و 18 سال  اسارت کشیده... اسارتی متفاوت از همه... اسارتی که16 سال آن را به دور از صلیب سرخ گذرانده بود و  هیچ کس نمی دانست که اصلا او زنده هست یا نه... کتاب خاطرات دردناک، ناصر کاوه ادامه این خاطرات را در آدرس زیر مطالعه کنید https://b2n.ir/s87637
🏴 در ببینید و بخوانید: 🏴 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: هربار به تابلوی فرشچیان نگاه کرده‌ام، گریه کرده‌ام... 📝رهبر انقلاب اسلامی: من هر وقت تابلوی آقای فرشچیان را که خود ایشان چند سال قبل به من داده نگاه کرده‌ام، گریه کرده‌ام؛ با این‌که من سینه‌ام پُر است از روضه‌های صبح عاشورا و عصر عاشورا. چه کسی بیشتر از ماها می‌داند که در این‌باره چه نوشته‌اند و چه خوانده‌اند و چه گفته‌اند؟ 📝می‌گویند آدمهایی که اهل این چیزها هستند، خودشان گریه نمی‌کنند؛ ولی ما درعین‌حال که این همه روضه بلدیم، آقای فرشچیان دارد روضه‌یی می‌خواند که ماها را می‌گریاند. این چه هنر پُرفایده و پُرمغز و پُرمعنایی است که یک‌نفر هنرمند می‌تواند این حالت را به وجود بیاورد؟ ۱۳۷۲/۰۶/۱۰ 🖥 Farsi.Khamenei.ir
♦️هشدار مستقیم رئیس سازمان اطلاعات سپاه به تل‌آویو 🔹سردار خادمی، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، در گفت‌وگویی که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های عربی داشت: «فشار روانی، اعتراضات و بحران‌های داخلی، رژیم جعلی صهیونیستی را به آستانه شکست کشاند و آنها را وادار به درخواست آتش‌بس کرد. اگر لازم باشد، طرح‌هایی را که آماده کرده‌ایم اجرا خواهیم کرد. به اهداف شناسایی‌شده ضربه می‌زنیم، چون زبان شما را خوب می‌فهمیم.» او تأکید کرد دلایل اعلام نکردن جزئیات این طرح‌ها، فعلاً محرمانه است. @ircom_8
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️راهپیمایی حمایت از غزه در استانبول 🔹شامگاه شنبه راهپیمایی با عنوان «مشعل امید برای غزه باشید» در استانبول برگزار شد. 🔹شرکت‌کنندگان با در دست داشتن فانوس از میدان بایزید تا مسجد ایاصوفیه حرکت کردند تا توجه افکار عمومی جهان را به حملات و محاصره مداوم نوار غزه توسط نیروهای اشغالگر اسرائیل جلب کنند. @ircom_8