این مردم ایستادگی در خطر را از امام شهیدشان یاد گرفتند. همان تیر ماهِ سال ۶۰ را میگویم که در سخنرانی بعد از نماز ظهر قصد ترورشان را داشتند، ولی پس از آن آقا میدان را خالی نکردند.
|روز قدس، تهران|
مائده زارعی
طی شد ایام برومندیِ ما در سختی،
همچو آن دانه که در زیر قدم، سبز شود..
- صائب تبریزی
کسی از او پرسید که، چگونهای؟
گفت: چگونه بُوَد احوالِ کسی که در دریا بُوَد
و کِشتی بشکند و هرکسی بر تَختهای بماند؟
گفتند: صَعب.
گفت: حالِ من چنان است.
عطّار | تذکرة الاولیاء
إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
در حقيقت اين شيطان است كه دوستانش را [با شايعه پراكنى و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد] مى ترساند؛ پس اگر مؤمن هستيد از آنان نترسيد و از من بترسيد.
- آل عمران175
آنها برای خبری از تو جایزه دهمیلیون دلاری گذاشتند. و تو خندیدی و نوشتی که مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمان را جز خواری نمیبینم. آن روز توئیت تو، بوی جملهی «مثلی لایبایع یزید»آقا را میداد در آن دیدار پایانی. ما کاری به جناحبندیهای سیاسی نداریم. تو عاقل و حکیم بودی. خوشصحبت و فکور. تو این اواخر، فخر طایقه ما شده بودی. پهلوان قبیله بودی. یکهو میزدی توی خطر. آن روز که بعد از شهادت سید، زیر بمباران شدید بیروت رفتی وسط ضاحیه، ما خیلی عشق کردیم. آنروز که وسط نشست خبری در لبنان زدی به تخت سینهات و گفتی من مسئول امنیت ایران هستم، خیلی مردانه بودی. روز قدس هم بهرغم انتظارها ناگهان کف خیابان ظاهر شده بودی. تو آن پیرهنهای کتان دوجیب را که میپوشیدی با آن عینک آفتابی و ساعت همیلتون اصل، شیکپوش بودی و بوی ادکلن تلخ مردانهات از عکسها هوریز میکرد به مشام. تو با آن صدای مخملی مخصوصبهخودت که جلوی دوربین مینشستی و آنطور گوشهلب کج میکردی به تحقیر دشمن، ما دلمان خنک میشد. حالا قبل نامت، سرخ نوشتهاند شهید. و تو باید باشی که زیر عکسهایت امضایی بزنی و مثل همیشه بنویسی: بنده خدا علی لاریجانی.
«مهدی مولایی»
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وَ لَا يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلاّ ما كَشَفْتَ
و هیچ اندوهی برطرف نشود مگر تو آن را از دل برانی.
-دعای هفتم صحیفه سجادیه