رباعیّات فاطمیّه(بخش دوّم)
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️
از بهرِ صفِ نماز° سَر می شکنند!
با نام علی همه سِپَر می شکنند!
از کوچه ی فاطمه روانند و دریغ
سجّاده به دست و لِنگِ دَرمی شکنند!
_______
برکوی تو فریاد اثرداشت؟ نداشت!
یا ناله و بیداد اثر داشت؟ نداشت!
من در غزل و ترانه ، او کوه کنی
سعیِ من وفرهاداثرداشت؟نداشت!
_______
سیلی زِ جَفا چو بررُخِ دریازد
بر عالَمِ پیدائی و ناپیدا زد
سیلی بزندخودِخداوندبه حشر
برآنکه به روی حضرتِ زهرا زد
______
ازفاطمه نامِ بهتری کو که نِکوست
هرنامِ نکو گرفته از نامِ هموست
چون فاطمه را فاطمه می گفت نبی
پس فاطمه را فاطمه گوئیم اَیدوست
______
ازجلوه ی نورِ او هویدا باشد
هرچیزبه دُنیا وُ به عُقبا باشد
نوری که بُوَد به هر دوعالَم،آری
ازنورِ رُخِ حضرتِ زهرا باشد
_____
زهرا همه عُمرِخویش،یامولا گفت
غم° کرده نهان و صحبتِ زیبا گفت
از گفتنِ (یاعلی) حَذَر کرد آنروز
زهرا به مقامِ صبر (یازهرا) گفت
______
رباعیّات:
#مهدی_میرابی_جاجرم
(مرد هفت هنر ایران)
______