eitaa logo
واس‌هپنین (چنل انتقال‌ داده شده)
330 دنبال‌کننده
86 عکس
35 ویدیو
1 فایل
آروم‌ و غیرمعمول [ می‌توانم کسی را بغل کنم ] https://daigo.ir/secret/77688960 https://harfeto.timefriend.net/17506128224310
مشاهده در ایتا
دانلود
امتحانام تموم شددد
هدایت شده از  ‌
متن پیام:ساحل افتاده گفت، گرچه بسی زیستم، هیچ نه معلوم شد، آه که من چیستم؟ موج ز خود رفته‌ای تیز خرامید و گفت: هستم اگر می‌روم، گر نروم نیستم ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⏱ساعت:۰۸:۴۱:۰۲ ب.ظ ⏰تاریخ:چهارشنبه ۱۴۰۰ دی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ طراحی و کدنویسی :Mr.Reval 🆔 @harf_n
حواست هست؟ زندگی، حتی وقتی انكارش می‌کنی، حتی وقتی به آن بی‌اعتنايی، حتی وقتی از قبولش سر باز می‌زنی، از تو قويتر است. از همه‌چيز قوی‌تر است. آدم‌ها از اردوگاه‌های كار اجباری برگشتند و دوباره زاد و ولد كردند. مردان و زنانی كه شكنجه شده‌بودند، مرگ نزديكان و خاكستر شدن خان و مانشان را ديده بودند، دوباره دنبال اتوبوس دويدند، دوباره درباره‌ی هوا حرف زدند و دخترهايشان را شوهر دادند.
باور كردنی نيست اما همين است ديگر، زندگی از هر چيزی نيرومند‌تر است.
هدایت شده از  ‌
متن پیام:خیلی خب، من دیگ باید برم. کلی کار توی این دنیا رو سرم ریخته و حتی نمیتونم این کانال رو چک کنم. باعث میشه هی تو ایتا بچرخم و وقت تلف کنم. خوشحالم که از اون شعر خوشت اومده، حداقل الان درک کوچیکی از جهانی که درش هستی تو ذهنم هست؛ با این که فرسنگ ها فاصله داریم مشتاقم یه روز ببینمت، حتی تصادفی توی خیابون ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⏱ساعت:۰۱:۳۴:۰۶ ب.ظ ⏰تاریخ:پنجشنبه ۱۴۰۰ دی ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ طراحی و کدنویسی :Mr.Reval 🆔 @harf_n
واس‌هپنین (چنل انتقال‌ داده شده)
#پیام_جدید متن پیام:خیلی خب، من دیگ باید برم. کلی کار توی این دنیا رو سرم ریخته و حتی نمیتونم این کا
این پیامو بارها و بارها خوندم و احساس کردم قلبم با تک تک کلماتش فشرده میشه نمیدونم چی بگم کاش میشد نری و خواستم بگم منم مشتاقم فایتینگ*
چرا فک میکنید کسی متوجه دروغاتون نمیشه؟
هدایت شده از  ‌
متن پیام:عاشقانه دوستت می دارم نجوای مرا به دل تاریک خود برسان شاید کمی روشن گردیدی..... ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⏱ساعت:۰۴:۴۱:۰۲ ب.ظ ⏰تاریخ:جمعه ۱۴۰۰ بهمن ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ طراحی و کدنویسی :Mr.Reval 🆔 @harf_n
شاید جسمم نتونه تا ابد کنارت باشه اما روحم همینجاس ،کنارتو.
هدایت شده از استیصال
-رهاشده‌در‌اعماق‌اقیانوس میلدرد پیرس این مینی سریال داستان مادری محافظه کار و فداکار را در دوران رکود بزرگ اقتصای روایت می‌کند، مادری که از شوهر خود جدا شده و برای افتتاح رستوران خودش تلاش می‌کند و در این بین عاشق مردی دیگر می‌شود. در حالی که همه این کارها را فقط برای کسب عشق و احترام از سوی دختر از خودراضی‌اش انجام می‌دهد.