وایپ/روبش
📺 نمایش یک کلانتری شهرستانی در شبکه دوم سیما 🔶 چند روز قبل پخش سریال ۳۷ قسمتی «کلانتری ۱۱» از شبکه
🔶 سریال محصول تیم مرکز سیمرغ با عوامل کمتر شناخته شده شهرستانی بوده که با محوریت چند داستان اصلی و فرعی زندگی افسران و سربازان یک کلانتری در یک شهرستان کم جمعیت خیالی در کرمان به نام « چهل رود» را به نمایش گذاشته است.
پرداخت به کلانتری و نیروهای انتظامی، پرداخت هوشمندانهای بوده که با این هجمه از پروپاگاندای رسانهای نسبت به نیروهای انتظامی خدوم توانست مقداری از زحمات این عزیزان و نیاز ملت و جامعه به نیروی انتظامی را نمایش دهد..
🔶 داستان سریال با هرج و مرج این کلانتری شروع میشود، زمانی که کلانتری چندین وقتست رئیس نداشته و وضعیت سر به سامانی نداشته و به دلیل فتنهافکنی یک نامزد نمایندگی مجلس که یک شخص متهم به فساد است، شورشی دم درب کلانتری رخ میدهد تا این که...
🔶 این سریال چند داستان اصلی ادامه دار همچون نامزد نمایندگی مجلس، داستان سد چهل رود، عتیقهها، معضل خشکسالی و چندین داستانک در ارتباط با مردم شهرستان و... دارد و در کنار تا حدود کمی زندگی شخصی رئیس کلانتری و قضایای گذشته او گرفته تا عروسی سرباز کلانتری «صالح» و... را به تصویر کشیده است.
🔶 تمامی سکانسهای سریال در یک مکان یعنی داخل کلانتری ضبط شده است که یک خطرپذیری بزرگ بوده است؛ چرا که تک مکان بودن باعث خسته شدن چشم عدهای مخاطب برای دیدن صحنهها میشود.
🔶 داستان سریال تا اواسط سریال پرتنش و کم محتوا بوده اما از اواسط سریال رفته رفته داستانهای اصلی، فرعی و شخصیتهای داخل کلانتری جان گرفته و مخاطب توانست تا حدودی با شخصیتهای رئیس کلانتری، سروان بهاری و دخترش، گِرو « آشپز و آبدارچی همدانی با نمک» داستان ارتباط بگیرد.
🔶 در بخشهای رو به پایانی سریال زمانی که سروان بهاری متوجه آلزایمر خود شده بود در نمازخانه دیالوگ جالبی گفته بود که برای مخاطب جالب توجه بود.
🔻 حاجی به پورجعفری گفت: ببین، سیفالله از ماست!
در اواخر سریال نیز این شخصیت که بازنشسته شده بود و به همراه همسرش برای استراحت رفته بود در خانه دخترش در تهران مورد حمله صهیونیستها قرار گرفت و به شهادت رسید و اینگونه به جز پایان هر قسمت که یک شهید جنگ رمضان تقدیم میشد با شهید شدن سروان بهاری در جنگ ۱۲ روزه ادای دینی به شهدای جنگ ۱۲ روزه به صورت مستقیم در داستان سریال شد.
🔶 در قسمت های پایانی سریال هیجان قابل تاملی برای موضوع جنگ ۱۲ روزه از جمله دستگیری جاسوسان خائن به وطن برای حملات پهپادی و ریز پرندهها به تصویر کشیده است که زحمات اطلاع رسانی مردمی و پلیس مقتدر به نمایش کشیده شد.
💡 استفاده حداکثری از بازیگران بومی خصوصا برای بازیگران کرمانی سریال قابل توجه و تحسین بوده و بهتر است تلویزیون روند استفاده و معرفی چهرههای بازیگری استانهای کشور را ادامه دهد.
🔶 این سریال از اولین سریالهاییست که تمرکز خود را در داخل یک کلانتری و پروندههای مختلف اقتصادی و مردمی گذاشته است که جدای هر نقطه ضعف در فیلمنامه و بازیگری، قابل تحسین بوده چرا که در ادامه تمرکززدایی از تهران و در فضای شهرستانی را به نمایش گذاشت.
🔶 در صورت به نتیجه رسیدن و تایید قطعی تولید و ساخت فصل دوم، پیشنهاد میشود سرمایهگذاری بیشتری جذب این مجموعه تلویزیونی شده تا بدین وسیله کیفیت کار افزوده شود که از جمله مواردی که باید اصلاح یا افزوده شود میتوان به اضافه کردن صحنههای اکشن خارج از کلانتری، دیالوگهای قویتر، دکورها و مکانهای مناسب بیشتر برای تصویربرداری، شخصیتپردازیهای جدید و قدرتمند و... اشاره کرد.
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📺 روایت تبعیض نظاممند سلسلهی چوسان علیه زنان در جواهری در قصر
🔸 سریال «جواهری در قصر Dae Jang Geum» محصول سال ۲٠٠۳ کره جنوبی به کارگردانی لی بیونگ ئوم بوده که داستان دختری باهوش مهربان، سرکش و وظیفهشناس به نام یانگوم را به تصویر میکشد.
🔸 این سریال جز نخستین سریالهای پخش شده از صدا و سیمای ایران به مدیریت دوبلاژ زهره شکوفنده بود که تعداد زیادی از بهترین گویندگان ایران در این مجموعه تلویزیونی گویندگی کردند و البته تعدادی از ایشان بهدلایلی چون وفات، مهاجرت یا... دیگر در دسترس نیستند؛ گویندگانی نظیر منوچهر والی زاده، ناصر خویشتندار، ناصر احمدی، شهروز ملک آرایی، پرویز ربیعی، بیژن علیمحمدی، مهدی آرین نژاد، کامبیز شکوفنده، مریم سیگارودی، میثم نیکنام، مریم نوری درخشان و...
🔸 یکی از جذابیتهای سریال برای مردم ایران، نحوهی آشپزی و پختپز در این مجموعه بود که با غذاهای رنگ و لعابدار جوری برای مخاطب به تصویر کشیده میشد که گویی جز بهترین و مناسبترین غذاها برای سلامتی هستند.
وایپ/روبش
📺 روایت تبعیض نظاممند سلسلهی چوسان علیه زنان در جواهری در قصر 🔸 سریال «جواهری در قصر Dae Jang Geu
🔸 اهمیت پرداختن به مسئله غذا و ارتباط مستقیم با آن با پزشکی و سلامت نکتهی برجستهی سریال است؛ به شکلی که اکثر پزشکان، پرستاران و آشپزهای دربار سلطنتی اطلاعات قابل توجهی نسبت به کار طرف مقابل دارند.
🔔 همزمان با پخش مجدد این سریال و با وجود تعداد پخش مجدد بالا، همچنان این سریال بسیار محبوب بوده تا جایی که با توجه به نزدیک شدن قسمتهای انتهایی، بیش از یک میلیون بازدید در تلوبیون داشته است؛ که چیز عجیبی نیست چرا که سریالهایی چون امپراتور دریا، جومونگ، سرزمین بادها، تِه جویونگ، دونگیی، جونگ میونگ و... نیز در پخش اولیه و حتی پخشهای بعدی نیز بازدیدهای میلیونی خیره کننده داشتهاند.
بارها تاکید کردهایم که زنگ خطر برای مسئولان امر باید به صدا در آمده و در ساخت سریالهایی که نظر عموم مخاطبان را بتوانند به خود جلب کنند، کوشا باشند.
🔸 داستان سریال در عهد امپراتوری چوسان یکی از ضعیفترین امپراتوریهای شبه جزیره کره میگذرد، امپراتوریای را مشاهده میکنیم که تحت نفوذ ملکهی مادر و اشرافزادگان فاسد است و آنچنان قدرت و جسارت برای اصلاحات اقتصادی را ندارد و از طرف دیگر شاهد تحریف بزرگ داستان هستیم؛ نقطهای که ملکه تصویری نسبتا مثبت به تصویر کشیده شده که حامی یانگوم است.
این که ملکه حامی یانگوم بوده است که یک حقیقت تاریخی است اما در واقع او اعمال شیطانی زیادی بعد از مرگ پادشاه از جمله علیه پادشاه بعدی و به تخت نشاندن پسر خودش داشته است که در سریالهایی چون «فراری از چوسان»، «گُلی در زندان-اوک نیو» که اتفاقا از تلویزیون دوبله و پخش شد این ملکه به درستی به تصویر کشیده شده است، لذا میتوان با قاطعیت گفت تمامی سریالهای تاریخی کرهای حداقل چندین تغییر و تحریف تاریخی واضح در داستانهای خود دارند و نمیتوان به هیچکدام از این سریالها استناد قطعی کرد!
🔸 از نکات اخلاقی قابل توجه میتوان به دوستی، عشق و وفا بین شخصیتهای سریال همچون والدین یانگوم، یانگوم و شوهرش افسر نینجانگو و دوستی بانو هِن با مادر یانگوم و... اشاره کرد که جذابیتهای سریال را افزایش میدهد.
🔸 بخشهای سیاسی و درگیریهای سیاسی بین جناحهای مختلف که باعث دردسرهایی برای یانگوم میشود در عینحال که جذاب است اما به دلیل نشان ندادن بعضی شخصیتها اما بردن اسم از آنان باعث سردرگمی مخاطب میشود.
🔸 یانگوم نماد آن بخش از زنانی در عصر چوسان است که به آنها ظلم و توهین میشده است. به عنوان مثال پزشکیارانِ زن حق پزشک شدن نداشته و بانوهای دربار میتوانستند با آنان بدرفتاری کنند.
حکومتی که با ادعای جلوگیری از فساد گوریو کودتا کرد خود بدتر از آنان شد و اشرافزادگان کشور را از آن خود دانسته و به مردم ظلم و جفا کرده و حقوق زنان، زیر پا لگدمال شد و تلاشها هر چند موقت موفقیتآمیز میشد اما به دلیل نظام طبقاتی فاسد و نظاممند اوضاع اصلا به نفع مردم عادی و زنان نبود!
📝 حمید عارفی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔴مروجِ همجنسگرایی که جایزهبارانش کردید را تحویل بگیرید!
وایپ/روبش
🔹️فرزاد خوشدست؛ کارگردان مستند «خط باریک قرمز» که در سال ۹۸ جایزهها را درو کرد، ازسال گذشته در انتظار انقلاب است و همانند وطنفروشان کنار دشمن ایستاده است.
🔹️مستند خط باریک قرمز که پرجایزهترین مستند سال ۹۸ شناخته شد، درباره تئاتر درمانی نوجوانان بزهکار در خانه اصلاح و تربیت است. این مستند در «جشنواره جهانی فجر» رونمایی شد و جوایز متعددی در جشنواره سینماحقیقت دریافت کرد، از «تجلی اراده ملی» تا جایزه ویژه «محمد حمیدیمقدم»، دبیر جشنواره! و به همین اعتبار در چندین جشنواره خارجی نیز شرکت کرد.
🔹 فرزاد خوشدست در این مستند، از جرمزدایی لواط دفاع کرده، گریز از ارتباط با زنان را به شکلی نیمهقهرمانانه ستوده و آن را یکی از افتخارات پسران جنوب شهری معرفی کرده است.
🔹️خوشدست که با این مستند سر همگان، از مدیران هنری فرهنگی تا هنرمندان و مردم را شیرهمال کرد و اعتباری برای خودش دستوپا کرد، حالا کنار دشمن ایستاده و در صفحه مجازیاش علیه کشورش فعالیت میکند.
🔹 این فرد به بهانه انتشار تصویری از دو همجنسگرا در جشنواره کن، از علت نیمهکاره ماندن فیلم جدیدش پرده برداشته است. خوشدست نوشته که فیلمش درباره «رابطه دو مرد» بوده و پروانه ساخت دریافت کرده، اما تهیهکننده (غلامرضا موسوی)— که تنها فرد مطلع از انحراف قصه از پروانه بوده — مانع تولید فیلم شده است. حالا او با انتشار تصویری از جشنواره کن، افتخار میکند که همچنان در این مسیر گام برمیدارد.
🔹️امثال این فرد فرصتطلب در کسوت کارگردان و تهیهکننده و... در بدنه سینما و تئاتر و...وجود دارند و هستند مدیرانی که از سر سادهاندیشی، همراهی یا دلایل دیگر آنان را پروبال میدهند! اما در مقابل اکثر این افراد روزی برای دشمن این کشور سربازی میکنند!
📝 حمیرا رحمتی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
📍آمریکا برای روایت عملیات نجات خلبانانش دست به تولید فیلم و رمان زد!
🔹بر اساس پیشبینیها، آمریکا و هالیوود بهسراغ نوشتن رمان و ساخت فیلم از عملیات نجات خلبانان خود در جنوب اصفهان رفتهاند.
🔹این عملیات تحقیرآمیز اگرچه با نام «طبس ۲» شناخته میشود، اما آمریکا قصد دارد روایتی توهمی و هالیوودی از آن ارائه دهد و تاریخ را جعل کند.
🔹«مایکل بی»، کارگردان سرشناس آمریکایی که سالها برای نظامیان کشورش فیلمهای اکشن و جنگی ساخته و ژنرالها را قهرمان و شکستها را پیروزی جلوه داده، کارگردانی این فیلم را بر عهده دارد.
🔹فیلم بر اساس کتاب تازهای از «میچل زاکاف»، نویسندهٔ معروف کتاب «سیزده ساعت»، ساخته خواهد شد. این کتاب در دست نگارش است و بهزودی منتشر میشود.
🔹تولید رمان و فیلم از عملیات شکستخورده و مفتضحانهٔ آمریکا در حالی انجام میشود که دولت این کشور، برخلاف رویهٔ همیشگیاش، هنوز هیچ تصویری از خلبانان نجاتیافته منتشر نکرده است. از سوی دیگر، لاشهٔ تجهیزات عملیات و جنگنده سرنگونشده در اصفهان همچنان موجود است.
🔹آمریکا با کمک رسانههایش سعی کرد عملیات شکستخورده را موفق جلوه دهد، هرچند جهان آنچه را لازم بود فهمید. اکنون فیلم و رمان این عملیات هم بر «شیپور پیروزی دروغین» آنها خواهد دمید، اما بیتردید تولید نخستین روایت از چنین رویداد جذابی برای افکار عمومی جهان، اهمیت راهبردی دارد.
🔹مردم ایران از مسئولان فرهنگی و هنری کشور انتظار دارند که محصولاتی جدی و حرفهای از این رویداد تولید و به جهان عرضه کنند و اجازه ندهند هالیوودبه تنهایی تاریخ بسازد!
به نظر میرسد این کار به مراتب آسانتر از بسیاری موضوعات دیگر باشد، چراکه مردم جهان مشتاق شنیدن روایت ایران نیز هستند.
📝معصومه عمرانی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📍نگاهی به «تهران کنارت» نمایشِ گذر از خطقرمزها و حساسیتسنجی جامعه!
🔸اسمش مثل یک کتِ گشاد به تنش قواره نیست «تهران کنارت»، نه تصویری از تهران است، نه تصویری از جوانِ تهرانی!
🔸ادعای علی بهراد نویسنده و کارگردانش این بوده که «میخواسته تصویر آن قشر از جوانانی را نشان دهد که سهمی روی پرده سینما نداشتهاند و گروهی که مدتهاست به سینما نرفته و اتفاقاً مخاطب اصلی این فیلم هستند، یعنی بچههای جوان با میانگین سنی ۲۰سال را به سینما دعوت کند تا ببینند در سینما اثر و محتوایی وجود دارد که برای آنها ساخته شده است»
🔸ادعایی که هر طرفش را بگیری نخکش میشود! از قضا جوان ۲۰سالهی امروزی پای ثابت سالن سینماست و آنقدر باهوش و رُک است که وقتی فیلمی را نپسندد از خیر بلیتش میگذرد و همان وسط سانس به اعتراض برمیخیزد یا آخر فیلم آنقدَر بلند بلند نقدش میکند و غُر وقتِ تلفشدهاش را میزند تا همه بفهمند آنچه روی پرده بود اندازهی یک دست بازیِ روی گوشی هم برایش آورده نداشته!
🔸خلاصه که «تهران کنارت» نانِ آن تیزر جنجالیاش را میخورد تا با یورتمه روی خطقرمزها و ممیزیها، یک پروندهی فرهنگی برای خودش دست و پا و فروشی که هرگز در قد و قوارهاش نبود را تجربه کند.
تشکر از علی سرتیپی مدیرعامل فیلمنت در انتهای فیلم هم مهر تأییدی بر شیوهی کمهزینهی تبلیغ یک فیلم است که پیشتر، بارها و بارها در سریالهای شبکه نمایشخانگی با مدلِ مشابه آن، روبرو شدیم؛ «پربازدید کردن سکانسهای عبور از ممیزی، افشای سوابق منشوریِ عوامل سازندهی فیلم، کلیدزدن کمپینهای مخالف مردمی و...»
وایپ/روبش
📍نگاهی به «تهران کنارت» نمایشِ گذر از خطقرمزها و حساسیتسنجی جامعه! 🔸اسمش مثل یک کتِ گشاد به تنش ق
🔸فیلم از بازگشت لیلی(آناهیتا افشار) به ایران برای حضور در عروسی دوست قدیمیاش و دیدار دوبارهاش با پاشا(علی شادمان) آغاز میشود و تمام قصه، مرور خاطرات قدیمی یک رابطهی نابهسرانجام بین لیلی و پاشاست.
🔸خاطراتی که تهرانِ شیک و مدرن، لوکیشن ثبت آن است، ماشین کرایهایاش خارجیست، رستورانش میزِ زنده دارد، مهمانیاش کاستومپارتیست، بوتیکش برند است، تراس درندشت خانهاش پاتوقِ روی پرده فیلم دیدن رفقاست، بازیاش پینتبال و ترافیکش قفل از ماشینهای لوکس است!
🔸در عینحال پسر قصه آنقدَر تهجیبش خالیست که پول حساب کردن یک بشقاب غذای دریایی را ندارد و خاطرهی گریهآورش، خوردن خمیردندان از سرِ گرسنگی در پایان یک روزیست که از صبح هیچچیز برای خوردن نداشته!
و این نداریِ جوان ایرانی هیچکجای دیگر در وجنات و سکنات پاشا، نمود ندارد و به قدری نچسب است که فیلمساز ترجیح داده مصادیق فقرش را وسط یک فضای سانتیمانتال فیلم نمایش نداده و فقط بهعنوان یک خاطره تعریفش کند.
🔸اساساً شخصیتپردازی در «تهران کنارت» برای فیلمساز هیچ محلی از اعراب نداشته و لیلی، پاشا و دوستانشان به غایت مبهم و بیپس و پیشاند!
خانواده دارند یا ندارند؟ پاشا شغلش چیست؟ لیلی با وجود رفاه و آزادی نامحدودش چرا قصد مهاجرت دارد و پاشا برای ماندن و نرفتن بندِ چیست؟
🔸حال فیلمساز یا شخصیتپردازی بلد نبوده یا بدتر از آن چنان درگیر شکستن خطوط قرمز و پا گذاشتن روی ممیزیها بوده که فراموش کرده باید برای این همه تابوشکنیِ رگباری، شخصیتی را توصیف کند!
و تنها مخاطب را پرت کرده است وسط چند شب و روزِ موزیکال راک که بدون روایت یک داستانِ یکخطی، پر است از صدای خوانندگی و رقص علنی زنها، شوخیهای جنسی، صحنههای پُر از اختلاط و تماس، لوندیهای یک دختر جوان، اقرار مکرر به روابط نامشروع پیشاز ازدواج و مستی!
آش فیلمساز آنقَدر شور است که در توالت رستورانی که لیلی آشپز آن است، در یک سکانس کوتاه، علی مصفا در قالب یک شخصیت غریبه، تنها ظاهر میشود که به پاشا یک بطری الکل بدهد تا سر بکشد و به او بگوید دکمههای یقهات را باز بگذاری بهتر است!
🔸و طبیعتاً وقتی برای نمایش رگباری اینهمه تابو از یکسری شخصیتِ بدون شخصیت، فیلم میسازی تردیدی باقی نمیماند که هدفت روایت یک درام عاشقانه، پرداختن به مسئلهای چون مهاجرت در جامعه یا تولید محتوا برای یک قشر خاص نیست؛ بلکه هدف شکستن آن چارچوب و قواعدی است که در سینمای ایران وجود دارد، یک انقلاب مخملیِ موزیکال در سینما علیه حدود عرفی و شرعی نظام جمهوری اسلامی!
وایپ/روبش
🔸فیلم از بازگشت لیلی(آناهیتا افشار) به ایران برای حضور در عروسی دوست قدیمیاش و دیدار دوبارهاش با
🔸حال اینجاست که شخص آقای صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید پاسخگو باشد که چرا درست در تاریخی که جوانان با میانگین سنی ۲۰سال کف خیابانهای تهران را با پرچم ایران قبضه کردهاند، درست در تاریخی که جوان تهرانی هویتش را باشکوهتر از همه تاریخِ ایران فریاد میزند؛ چرا باید فیلمی اینطور بیهویت، چهرهی جوانهای تهران را لجنمال کند!
🔸شخص آقای فریدزاده رئیس سازمان سینمایی نیز باید پاسخگو باشد که پروانهی نمایشِ «تهران کنارت» چطور بهعنوان نمادی از حال و هوای تهران، برای ملت مبعوثشده، برای اکران روی پردهی سینماهای این شهر صادر میشود!
🔸نکند آقایان ادعای تغییرِ رژیم آن کلهزرد قمارباز را باور کردهاند که امروز روی پردهی سینما لیلی میرقصد، خواننده زن آواز میخواند، پارتی مختلط نمایش داده میشود، دختر و پسری جوان در بغل هم عشوه میآیند، زنی جذاب است که بوی عطرش در مشامت باقی میماند، همخوابگیهای قبل از ازدواجشان را جار میزنند و بطری زهرماری را قلپ قلپ بالا میکشند!
🔸در «تهران کنارت» لابلای تصویری پستمدرن از یک شهرِ شیک، لوکس و بهروز، با القای ناامیدی در سکانسهای بیربطی مثل پمپبنزین که دختر و پسر جوانی پول پرداخت یک باک بنزینِ سهتومنی را ندارند، پسرِ داستان و رفیقش پول یک وعده غذا را درطول روز ندارند، مهمانی مختلطی که در آن به خندیدن و نوشیدن و رقصیدن مشغولند با ورود پلیس بههم میخورد، دخترِ داستان روی عشق و حال و کانونتوجه بودنش در ایران چشم میپوشد و مهاجرت را انتخاب میکند؛ انگار قصد دارد درست مثل همان دو بیت ترانهای که لیلی با خوانندهی زنِ خارجنشین که از ایران رفته و بهآغوش پسماندهی پهلویها پناه برده همخوانی میکند؛ «داد نزن سرم، من از تو داغونترم، اگه میرم ازینجا، میرم یجا که آرومترم»! نسخهی اگر با من کنار نیایید، میروم را تجویز میکند!
🔸سوال اینجاست آیا سازمان سینمایی با صدور پروانه نمایش این فیلم، درِ باغ سبز نشانِ سایر فیلمسازان داده تا یکی یکی حدود و حصارهای شرعی را بشکنند و هویت محجوب و شرافتمند ایرانی را دچار یک چرخش انقلابگونه به سمت ولنگاریهای غربگرایانه کنند؟!
نسخهای که امروز حتی در غرب هم قِی شده و سالهاست مشغول درمانِ پیامدهای اجتماعی و خانوادگی آن شدهاند.
🔸کمپینی که پای قوهقضاییه را هم به نمایش این فیلم باز کرد، عملاً تأثیری نداشت جز آنچه مطلوبِ فیلمساز بود برای ایجاد حاشیه و فروش بیشترِ فیلم!
🔸«تهران کنارت» در ابتدا تقدیم شد به عسل، مانی و علی مصفا و در انتها باتشکر از لیلا حاتمی! یک فیلم خانوادگی برای نمایش بیخانوادگی در تهران!
پس بد نیست این خانواده هم پاسخگوی یکیکِ تابوهایی که شکستهاند باشند و توضیح دهند هدف اصلیشان از نمایش این صحنههای بهلحاظ سینمایی بسیار غیرحرفهای و مبتذل، چه بوده است؟!
📝 نرجس احمدی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe