بدترین حس وقتیه که متوجه میشی اون اندازهای که فکر میکردی برا کسی مهم نبودی و الان شبیه یه احمق بنظر میرسی که زیادی به همه چیز اهمیت میده.
دیگه حتی کلمات هم نمیتونن درست کنارهم چیده بشن و یه جمله درست از حسی که تجربه میکنم بسازن
هر سری یه اتفاقی میفته بهم ثابت میشه که نباید خوشحال باشم، نباید حالم خوب باشه، نباید یکم لبخند روی لبام باشه و واقعا لایق یه زندگی خوب نیستم و هرچی سرم میاد حقمه