eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
766 ویدیو
87 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا رای نده، من ضرر می‌کنم یا تو؟😅 پ.ن: همه مردم ایران و دوستان ایران ضرر می‌کنن...
این صندوق رای به راحتی به دست نیومده، امنیتی که برای انتخابات داریم به راحتی به دست نیومده... شکر نعمت نعمتت افزون کند؛ شکر این نعمت، استفاده درست از اونه. کفر، نعمت از کفت بیرون کند... کفر نعمت هم اینه که رای ندیم، نتیجه‌ش این میشه که اگه بخوایم هم نشه رای بدیم دیگه...
یه وقتایی، یه کاری رو باید سر موقعش انجام بدی تا فایده داشته باشه! بعدش دیگه هرکاری بکنی جبران نمی‌شه. مثلا نماز صبح اگه قضا بشه، با هیچ حسنه‌ای جبران نمی‌شه! رای دادنم همینطوره... مسئله هم فقط چهار سال آینده نیست. قوانینی که تصویب میشه می‌تونه تا سال‌ها روی زندگی ما و نسل‌های بعد اثر بذاره، همونطور که قوانین سابق روی زندگی ما اثر دارن، قوانینی که سالها پیش تصویب شدن! پس این انتخاب رو دست کم نگیرید. لطفا برید رای بدید. درست هم رای بدید. وقت زیادی نمی‌گیره. خیلی طول بکشه پنج دقیقه...
هدایت شده از پاورقی
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه هنوز رای ندادید بر تردیدها غلبه کنید!!!😉 💢ویژه برنامه انتخابات پاورقی 💢امروز ساعت ۱۲،۱۴،۱۶،۱۸،۲۰ 📺 شبکه دو سیما 🔴 پاورقی | @pavaraghi_tv2
امروز عصر مامانم داشتن ماش پاک می‌کردن، گفتم نمیرین رای بدین؟ گفتن کار دارم... سینی ماش رو گرفتم ازشون گفتم من پاک می‌کنم. گفتن ظرفا چطور؟ گفتم من می‌شورم. گفتن باید ماش‌ها رو بپزم. گفتم می‌پزم. بعدم مامان رو از پشت میز آشپزخونه بلند کردم فرستادم برن رای بدن و نشستم ماش پاک کردم! بهترین ماش پاک کردن عمرم بود، فکر کن برای کشورت و امر رهبرت ماش پاک کنی!!! من برای افزایش مشارکت ماش پاک کردم، شما برای افزایش مشارکت چه کردید؟😅
پاشین برین رای بدین دیگه! تا ساعت رای گیری تموم نشه و خیالم از مشارکت راحت نشه رمانو نمیذارم!
خدا قوت😐
خب سه دقیقه تا پایان زمان رای گیری مونده، اونایی که رای ندادن، ما براشون انتخاب کردیم، دیگه خودشون نخواستن از حق انتخابشون استفاده کنن! بعدا نیان بگن چرا اینجور چرا اونجور...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 138 دستش را داخل یقه‌ی پیراهنش کرد. گردنبندی کیف‌مانند از آن بیرون کشید، گردنبندی به اندازه یک کیف چرمیِ بسیار کوچک. با فشار انگشت، در کیف را که با یک دکمه فلزی بسته شده بود، باز کرد و کارت حافظه را داخلش انداخت. بعد هم گردنبند را سر جایش، زیر لباسش برگرداند. همه این کارها را با دست آزادش که درگیر بستنی نبود انجام داد و دست دیگرش، بستنی را نزدیک به دهانش نگه داشته بود تا گاز کوچکی به آن بزند. کمی از بستنیِ شکلاتی به گوشه لبش مالیده بود. گفت: خیلی خب، این از این. اون یکی چیزی که ازت خواسته بودم چی؟ نفسم گرفت. قسمت سختش اینجا بود. کمی از بستنی‌ام مزمزه کردم تا طعم وانیل و شکلاتش کام تلخم را شیرین کند. فایده نداشت. سنگینیِ حرفی که می‌خواستم بزنم، همچنان گلویم را تلخ کرده بود. گفتم: چیزه... آره... پیداش کردم... -خب؟ کمی دیگر از بستنی‌اش را خورد و با دقت نگاهم کرد؛ طوری که دست و پایم را گم کردم و گفتم: خب... چیزه... ام... اون نیروی متساوا بوده. عملیات ویژه. بستنی‌ای که به گوشه لبش مالیده بود را با پشت دست پاک کرد و نگاهش دقیق‌تر شد. چهره رنگ‌پریده‌اش داشت کمی گل می‌انداخت؛ انگار که سر شوق آمده باشد و من از همین می‌ترسیدم. -خب بعدش؟ الان کجاست؟ بازنشست شده؟ بستنی داشت در دستم وا می‌رفت و من هم دوست داشتم مثل بستنی آب بشوم. چطور می‌توانستم به تلما بگویم مادرش مُرده؟ برای این که جواب دادن را به تعویق بیندازم، یک گاز بزرگ به بستنی زدم و بخش زیادی از آن را در دهانم جا دادم. دهانم یخ کرد و دندان‌هایم تیر کشید. دستم را جلوی دهانم گرفتم و به زور بستنی را قورت دادم. تلما همچنان کنجکاوانه نگاهم می‌کرد. -آخرین ماموریتش به پونزده سال پیشه. ژانویه دوهزار و هفده. تلما اخم کرد. -خیلی زود بازنشست نشده؟ تصمیم گرفتم در یک لحظه همه‌چیز را روشن کنم و این بار را زمین بگذارم. نگاهم را دزدیدم و چشم دوختم به بستنی تلما که داشت وا می‌رفت. -نه... اون کشته شده. قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴آیت‌الله امامی کاشانی درگذشت 🔹آیت‌الله محمد امامی کاشانی نماینده مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران ساعتی پیش در منزل به علت ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. 🔹وی متولد ۱۰ مهر ۱۳۱۰ بود و ریاست مدرسه عالی شهید مطهری را نیز بر عهده داشت. ⚫️رحمت و رضوان الهی بر این عالم گرانقدر که از شاگردان امام عزیز بود که پیوسته در صدد تبيين معارف اسلام عزیز و انقلاب اسلامی بود ▶️ @Masjed_ui