پدربزرگم رفته بودن حج و یکی دو هفته رفته بودم پیش مادربزرگم که تنها نباشن.
یه روز براشون پاستا پختم، البته پاستا به روش خودم.
خیلی چسبید، مخصوصا با سالاد شیرازی 😅
(همکاری فرهنگی ایران و ایتالیا به این میگن😂)
خیلی با مامانبزرگ خوش گذشت، کلی گفتیم و خندیدیم و مسجد رفتیم و...
تابستون دورههای بنیاد مهدویت رو میرفتم که محله جوباره ست، یه محله خیلی قدیمی توی اصفهان.
مسیر رو از طریق مسیریاب گوشی پیدا میکردم، بعد از ظهر تابستون، توی کوچه پس کوچههای جوباره حس ماجراجویی داشتم، مخصوصا که چندتا کنیسا هم پیدا کردم!
فردای شبی که المعمدانی رو زدن، هیچکس نمیتونست توی خونه بمونه.
همه اومده بودن که بغضشون رو فریاد بزنن.
حیف که دیگه سرد شدیم، هنوز هم مردم توی غزه قتل عام میشن ولی انگار برامون عادی شده!!!
ترم ۷ تموم شد، در واقع از جامعهشناسی فارغالتحصیل شدم ولی از دروس عمومی نه😐
هنوز ۵ واحد عمومی دارم که توی ترم ۸ باید تمومشون کنم.
واقعا درس عمومی توهین به شعور دانشجوئه😒