eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
786 ویدیو
92 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند #خورشید_نیمه_شب جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️ب
🔰 بسم الله قاصم الجبارین 🔰 📚 داستان بلند جلد دوم شهریور (درام، معمایی، تریلر) ✍️به قلم: فاطمه شکیبا قسمت 177 زنجیر را باز می‌کنم و در را نیز؛ اما نه به قدری که ایلیا بتواند وارد شود، به اندازه‌ای که خودم بتوانم بین در و چارچوبش بایستم. ایلیا با صدای بلند سلام می‌کند و دو دست پرش را بالا می‌آورد. -تبریک می‌گـ... چشمش به چاقوی توی دستم که می‌افتد، رنگین‌کمان دور سرش غیب می‌شود و لبخندش می‌خشکد. نگاهش روی چاقو می‌ماند و می‌گوید: امیدوارم موقع آشپزی مزاحمت شده باشم... -نخیر، برش داشتم که اگه لازم شد آدمای مزاحم رو بکشم. ایلیا با همان لبخند خشکیده سرش را تکان می‌دهد و دستانش را بالاتر می‌گیرد. -من مزاحم نیستم. می‌تونی تفتیشم کنی! -خب، کارت رو بگو. -اومدم شام پیروزی بخوریم! اگه اجازه بدی. -اگه اجازه ندم چی؟ لب و لوچه‌اش آویزان می‌شود. -دلم می‌شکنه و خودم همه‌شو تنهایی می‌خورم. شانه‌هایم را تکان می‌دهم. -خب به درک. در را می‌بندم و پاکشان برمی‌گردم به سمت لپ‌تاپم؛ ناگاه اما، به یاد تماس آن شبش می‌افتم، آن احوال‌پرسیِ بی‌موقعِ مسخره‌اش، که وقتی حالا به آن فکر می‌کنم می‌بینم خیلی هم مسخره نبود. ایلیا از سوءقصد خبر داشت. می‌دوم به سمت در و از ته دل آرزو می‌کنم نرفته باشد. در را باز می‌کنم. ایلیا با قیافه له‌شده و دست‌های آویزان، همچنان همان‌جا که بود ایستاده. وقتی می‌بیند در را باز کرده‌ام، کورسوی امیدی در چشمانش می‌درخشد و می‌گوید: می‌شه بیای باهم شام بخوریم؟ ادامه دارد... قسمت اول رمان: https://eitaa.com/istadegi/9527 ⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمی‌باشد⛔️ ✨ 🌐https://eitaa.com/istadegi
بسم الله قاصم الجبارین...
امشب دعا کنید خدا خودش کمک‌مون کنه که با کم‌ترین هزینه بیشترین ضربه رو به اسرائیل بزنیم...
می‌تپد دلم برای لحظه قیام عاشق نبرد با صهیونیست‌هام...
اصلا هرچی زیرنویس شبکه خبر رو می‌بینم باورم نمی‌شه... بالاخره این روز رسید...
دروغ چرا؟ منم می‌ترسم. درسته که قدرت نظامی ایران زیاده ولی نباید دشمن رو دست کم گرفت. ممکنه پاسخ بده. توکل بر خدا. ممکنه روزهای سختی پیش رو باشه؛ ولی نه سخت‌تر از چیزی که توی غزه هست. بازهم توکل بر خدا. خدای ما از همه تجهیزات نظامی دشمن قوی‌تره. طرف حق ایستادن هزینه داره. شخصا نمی‌دونم چقدر آماده این هزینه دادنم. من هم می‌ترسم. ولی بازهم توکل بر خدا... ما ملت امام حسینیم.
الان من برای فتح قدس روسری چریکیم رو بپوشم؟ یا مقنعه آستین دار؟ یا روسری مشکی؟ یا چفیه سرم کنم؟ 🙄
یه مقنعه خیلی بلند چونه‌داره که آستین هم داره و ترکیبش با چادر حسنا خیلی عالیه، کاملا پوشیده و مناسب برای جنگ با اسرائیل 😎
📸تصویری زیبا از عبور دسته بزرگی از پهپادهای ایرانی از فراز آسمان بین‌الحرمین با اذن ارباب و علمدار، رهسپار فتح بیت المقدس 🌿
منم داشتم به این فکر می‌کردم که شب باحجاب بخوابم؛ نمی‌دونم واقعا ممکنه مستقیم ایران رو بزنه؟؟؟