شما غذایی به نام دوکبوکی(یه غذای کرهای) رو دوست داری؟
معلومه که نه!
نه بخاطر این که مزهش برات خوشمزه نبوده،
بخاطر اینکه اصلا هیچوقت غذای کرهای جزو گزینههای انتخاب غذات نبوده و بهش فکر نکردی.
حالا من و شمای دختر، تاحالا خواستیم رییسجمهور بشیم؟ یا قاضی؟ یا وزیر؟ یا فرمانده نظامی؟
نه!
نه بخاطر این که خوشمون نمیاد یا به روحیه لطیفمون نمیسازه،
بخاطر این که هیچوقت جزو گزینههای ما نبوده!
سقف پرواز ما کوتاهه،
و کمتر تلاش میکنیم!
همونقدر که یک زن وظیفه مادری و همسری داره،
یک مرد هم وظیفه پدری و همسری داره.
اتفاقاً من چند وقت پیش با همسرم صحبت میکردم و دیدم دقیقا این چالش تعادل بین کار و زندگی خانوادگی، برای مردها هم هست.
مردها یاد گرفتند که باید با هردوی اینا کنار بیان، باید هردو رو داشته باشن.
خب، زنها هم باید یاد بگیرند که بتونن هردو رو مدیریت کنند.
البته وظیفه مادری زن پررنگتره،
و البته زن لازم نیست حتما کار به معنای فعالیت اقتصادی داشته باشه، میتونه به هر شکلی فعالیت اجتماعی کنه.
ولی این که فعالیت اجتماعی رو حذف کنی تا مادر خوبی باشی،
یا قید مادر شدن رو بزنی تا به کارت برسی،
هردو پاک کردن صورت مسئله ست.
چند وقت پیش یه رمان خارجی میخوندم، شخصیت اصلی مادرش رییس پلیس یه منطقه بود.
بعد یهو به این فکر کردم که ما زن رییس پلیس داریم؟
زن فرمانده داریم؟
یه دونه زن فرمانده داشتیم که بانو حدیدچی دباغ بود. فرمانده شدن ایشون اوایل انقلاب نشون میده آرمان ما همین بود که به شایستگی افراد توجه بشه، فارغ از جنسیت.
الان شاید از آرمان خودمون دور شدیم.
البته تحقیق کردم.
تعداد انگشتشماری هستند بانوانی که سرهنگ هستند و درجات بالاتر دارند، خیلی کم.
این چیو نشون میده؟
منع قانونی برای زنان وجود نداره که پیشرفت کنند. این چند نفر رفتن و سرهنگ هم شدند.
ولی زنان خودشون نمیخوان،
و ساختار عرفی جامعه هم نمیپذیره...
این فقط یه مثال بود از چیزی که بهش میگن سقف شیشهای.
بله درسته
چقدر خوبه اگه ساختارها طوری اصلاح بشه که مناسب مادران باشه.
الان ساختار یه طوریه که اگه بخوای پیشرفت کنی باید قید مادری و فرزند رو بزنی. خب معلومه که فطرت زن مادری رو دوست داره، معلومه که در بلندمدت آسیب میبینه.
باید ساختار طوری اصلاح بشه که یک «مادر» بتونه درش پیشرفت کنه،
نه «زنی که مرد شده».
و ساختار اصلاح نمیشه،
مگر اینکه زنان بتونن وارد حوزههای مدیریت کلان و تصمیمسازی بشن و قوانین رو اصلاح کنند.
نمیدونم اعتقاد شما چیه،
ولی شاید تصور کردید من میگم همه زنان باید شاغل باشند و...
نه.
همونطور که گفتم به روحیات فردی بستگی داره و به شرایط شخصی.
مثلا حق بچه ست که توی سن پایین، مخصوصاً زیر ۲ سال، از وجود مادر بهرهمند بشه، و مادری که فرزند زیر ۲ سال داره قطعا شرایطش متفاوته.
این که فعالیت اجتماعی زن چی باشه، به خودش، روحیاتش، شرایط شخصی و خانوادگی و... بستگی داره.
یکی میتونه بره فرماندار و استاندار بشه، وزیر بشه،
یکی میتونه بره پزشک بشه،
یکی میتونه بره معلم بشه،
یکی دوست داره یه کسب و کار خانگی داشته باشه،
یکی دوست داره فعالیت هنری کنه،
خود من اگه همه راهها برام باز باشه، انتخابم نویسنده بودنه، کاریه که بیشترش توی خونهست ولی فعالیت اجتماعیه.
چون این با روحیه من سازگاره.
یعنی میخوام بگم اشتباه نکنید، همه نباید یه جور باشن، همه نباید بیرون کار کنن.
ولی همه باید نسبت به جامعه دغدغه داشته باشن و وظیفه زن فقط مادری و همسری نیست.
مادری و همسری بخشی از وظیفه زنه.
و همه اینا قراره در مسیر رشد باشه.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
بله درسته چقدر خوبه اگه ساختارها طوری اصلاح بشه که مناسب مادران باشه. الان ساختار یه طوریه که اگه بخ
بله درسته
ممنونم که نظر میدید
این بحثایی که مطرح میکنم دغدغههامه،
الان که در آستانه زندگی مشترک هستم بیشتر ذهنم درگیر این قضایا شده.
مطرح میکنم که هم گرههای ذهن خودم باز بشه، هم انشاءالله برای شما مفید باشه.
مسئله مهمی هست که بالاخره دیر یا زود باهاش درگیر میشیم،
البته بجز اونایی که ۱۰۰ درصد میخوان طبق الگوی سنتی پیش برن.
ولی اگه کسی بخواد با رویکرد مدرن پیش بره، یه جایی آخرش به تعارض میرسه،
و اگه کسی مثل من بخواد الگوی اسلامی رو پیدا کنه که نه سنتی باشه نه مدرن، بیشتر از همه ذهنش درگیر میشه
امشب توی هیئتی که خادمش هستم، متوجه شدم یه نفر یه کیسه پر از شیر آورده(از این شیرایی که توی قوطیاند) که به مردم نذری بده.
اول کار که خشکم زد،
بعد رفتم که جلوش رو بگیرم، با خودم گفتم خب دیگه، مرحله بعدی اینه که یه چاقو صاف بره وسط کبدم😶
اونایی که #دایره رو خوندن میفهمن چی میگم...