eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.6هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
769 ویدیو
87 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام حس وقت نداشتن😅😅 البته سکوت و آرامش خونه رو دوست دارم. ولی خب دلتنگی هم هست، و هنوز به نظم نوین زندگیم عادت نکردم. پی‌نوشت: فکر کنم وقتشه بلاگر بشم، به این صورت که هر روز صبح جمله انگیزشی و عاشقانه(😑) بذارم و عکس‌های هنری خوشگل از جهیزیه‌م بگیرم و خیلی نامحسوس پز وسایلم رو بدم(😂) و بهتون اطلاع بدم که ناهار چی می‌پزم و موقع بیرون رفتن هم از خودم تو آینه عکس بگیرم🤣🤣
همین الان متوجه شدم یکی از همسایه‌هامون که یه پسر نوجوان بوده، با دوستش سوار موتور بوده و تصادف کرده و هردو فوت شدن. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، شما رو به هرچیزی که قبول دارید قسم، اجازه ندید بچه زیر سن قانونی سوار موتور و ماشین بشه. خواهش می‌کنم اگه خودتون نوجوان هستید، تا وقتی به سن قانونی نرسیدید و گواهینامه نگرفتید و در برابر جان خودتون و بقیه عابرها و راننده‌ها احساس مسئولیت نمی‌کنید سوار موتور یا ماشین نشید. رانندگی مسخره‌بازی نیست، باید مسئولانه باشه، باید با رعایت ایمنی باشه. خیلی‌ها ممکنه مسخره کنن، بگن برو بابا ایمنی چیه؟ ما صدبار پشت موتور نشستیم هیچی نشده!!! نخیر عزیزان، الان دوتا پسر نوجوان فوت کردن و این واقعیه، و شاید اون دو پسر هم بارها سوار موتور شده بودن و چیزی نشده بود. آدم هر روز تصادف نمی‌کنه، یه بار تصادف کافیه تا یه نفر برای همیشه معلول بشه، یه خانواده برای همیشه داغدار بشن و کسی که می‌میره دیگه زنده نمی‌شه. پ.ن: برای مادرهای دو نوجوانی که فوت شدن دعا کنید که خدا بهشون صبر بده.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
درباره خودم، من درسته که احساس نیاز به ازدواج نداشتم، ولی از طرف دیگه مانع خاصی هم برای ازدواج نمی‌د
با اجازه عروس خانم گروه و رییس گروه میخواستم بگم دوستای عزیزی که قلعه بتنی دارن و فکر میکنن نیازی به ازدواج ندارن، کاااملا در اشتباه هستن☺️ اینا، چیزه... ترس از ازدواج دارن...😶 اگه درخواست ها در این مورد زیاد بود، شاید راجع بهش صحبت کردیم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام سعی می‌کنم اگر حرف‌هایی بود که ارزش اشتراک گذاشتن داشت به اشتراک بذارم🌷
📚 📓۱۰ راز آشباریا ✍🏻محمدرضا نیرومند 📍معرفی به قلم فاتح کتاب ۱۰ راز آشباریا همانطور که از اسمش پیداست، در نگاه اول نامفهوم است. اصلا همین نامفهوم بودن عنوان، جذابش کرده. پس منتظر معرفی کتاب به صورت مفصل نباشید! همینقدر بگویم که کتابی طنزآلود و مهیج و به شدت جذاب است. شمارا پای کتاب میخکوب می‌کند. برای کسانی که عاشق کتاب‌های تخیلی هستند هم مناسب است. ولی توصیه‌میکنم جدای از علاقه‌تان به سبک‌های مختلف کتاب، حتما این کتاب را در برنامه‌ی مطالعه خودتان بگذارید. برای هدیه دادن به رفقای نوجوانتان هم به شدت مناسب است‌. . متن پشت جلد کتاب: مفتخرم که راز و رمزهایی طلایی از سرزمین پیشرفته آشباریا را برای شما مردم سرزمین سابقم(که مطمئن هستم آنقدر باهوش نیستید که خودتان آن‌ها را کشف کنید) فاش کنم. به امید آنکه مایه پر پول‌شدن جیب‌ها و راه افتادن کار و بارتان شود. عمیقا از همه خوانندگان؛ به خصوص آن‌ها که دستشان به جایی بند است، از جمله ثروتمندان، ثروت‌اندوزان، مدیران چسبیده به صندلی و رئیسان عالی‌مقام خواستارم که این مطالب را آویزه گوش خود نمایند و آن‌ها را با آب طلا بر سردر اتاق‌هایشان بنگارند! ارادتمند شما؛ مدیرعامل جدید چلوجلو؛ کافه یک لم؛ محله شیشلیک پزانیه! http://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام ببینید، اول یکم به این همکلاسی‌تون بخندید😅 بعد یکم عاقل اندر سفیه نگاهش کنید 😐 بعد اگه تونستید ازش تست مواد و الکل بگیرید😓 و بعد همگی با هم برای شفای این بنده خدا و همه مریض‌ها دعا کنید🤲 و توی پیام بعدی توضیح میدم بعدش چی بگید...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
سلام ببینید، اول یکم به این همکلاسی‌تون بخندید😅 بعد یکم عاقل اندر سفیه نگاهش کنید 😐 بعد اگه تونستید
اولا خودش داره میگه «بومی‌ها» مردم فلسطین بودن که نشون میده مردم اصلی اون سرزمین فلسطینی‌ها بودن، نه انگلیسی‌ها. دوما، اگه انگلیس با استعمار و اشغال کردن، صاحب سرزمین فلسطین حساب میشه، پس نیمه جنوبی ایران هم مال انگلیسه😐 چون یه زمانی روسیه و انگلیس شمال و جنوب ایران رو اشغال کرده بودن. ولی الان هیچکدوم قبول نداریم که اونا مالک ایران بودن. یا مثلا هند تحت اشغال و استعمار انگلیس بود، ولی هیچکس نمیگه هند مال بریتانیا بوده. بریتانیا فقط یه دزد و اشغالگر کثیف بوده! نه مالک سرزمین‌های آسیا و آفریقا و... حالا شاید این دوستتون خیلی عاشق چش‌آبی‌های انگلیسی باشه و معتقد باشه هرچی اونا میگن درسته. بهش اینطوری بگید که: آیا قبول می‌کنی که خرمشهر مال عراق و صدام بوده، چون صدام اونو اشغال کرده بوده؟ احتمالا این با نگاه این بنده خدا، صدام مالک خرمشهر بوده و مردم بومی(همون مردم ایران) هم نباید بهشون حمله می‌کردن که شهرشون رو پس بگیرن😐 ببینید، زمین‌های منطقه فلسطین و چندتا کشور دیگه‌ی عربی، اون زمان تحت قیمومیت بریتانیا و چندتا کشور استعمارگر دیگه مثل فرانسه بوده. قبل از اون، فلسطین و کلا اون منطقه، بخشی از امپراتوری عثمانی بودن. بعدش که امپراتوری عثمانی از بین میره، فرانسه و انگلیسِ دزد هم میان این کشورها رو تقسیم می‌کنن بین خودشون. تحت قیمومیت به زبان ساده یعنی چی؟ یعنی سفیدپوست‌های اروپایی معتقدن شرقی‌ها عقل درست درمون ندارن، و شرقی‌ها مثل کودکانی هستن که باید یکی مواظبشون باشه. (بعد مثل پدر و مادرها که پول عیدی ما رو می‌گرفتن که برامون پس‌انداز کنن 😅 انگلیسی‌ها هم به شرقی‌ها می‌گفتن شما بلد نیستین، نفت و منابع‌تون رو بدید ما براتون نگه داریم🙄😂) به هرحال اون سرزمین مال بریتانیا نبوده، و درسته که بریتانیا به یهودی‌ها گفته بیاید اینجا دولت تشکیل بدید، ولی در واقع از کیسه خلیفه بخشیده و حقی برای چنین کاری نداشته! و درسته که بخشی از مردم فلسطین، فریب خوردن و زمین‌هاشون رو فروختن، ولی زمین‌هایی که فروخته شده شامل مساحت خیلی خیلی محدودی میشه، نه کل فلسطین 😐 ضمن اینکه، از همون اول اشغال فلسطین با خشونت همراه بود(خب معلومه دیگه، اشغال یعنی به زور گرفتن!) و طبیعیه که مردم فلسطین در برابرش مقاومت کنن و اونها هم خشونت به خرج بدن. ولی کسی که اول شروع کرد و اومد اشغال کرد، یهودی‌های مهاجر و بریتانیا بودن. و اصولا دولتی که با غصب و اشغال تشکیل بشه، از نظر قانونی مشروعیت نداره. پ.ن: این‌ها دو نمونه از خشونت نیروهای انگلیسی نسبت به مردم فلسطین در زمان قیمومیته: در سال ۱۹۳۸ انفجار یک بمب کنارجاده‌ای باعث کشته شدن چهار سرباز بریتانیایی شد. با اینکه هیچ شواهدی مبتنی بر اینکه مسئول ماجرا چه کسی بوده وجود نداشت اما نیروهای بریتانیایی یک روستای فلسطینی را به رگبار بستند و سپس خانه‌ها را به آتش کشیدند. پس از آن روستاییان را جمع کرده و سوار اتوبوس کردند. آنها روستاییان فلسطینی را مجبور کردند که اتوبوس را روی یک میدان مین برانند تا مین‌ها منفجر شده و همه سرنشینان کشته شدند. در تابستان ۱۹۳۹ سربازان هنگ بلک‌واچ برای جست‌وجوی اسلحه به روستای حلحول رفتند. آنها به خانه‌ها حمله کردند و روستاییان را به زور اسلحه جمع‌آوری کردند. سپس ۱۵۰ مرد را به زور در محدوده ساخته شده با سیم خاردار پشت یک مسجد انداختند. طی دوهفته اسارت در گرمای تابستان ۱۳ نفر به خاطر از دست دادن آب بدن و دستکم یک نفر در تلاش برای فرار به ضرب گلوله کشته شدند. در این مدت، زندانیان درون قفس از شدت گرسنگی زمین را می‌کندند تا ریشه گیاهان را بخورند. سربازان بریتانیایی روزی تنها یک لیوان آب به آنها می‌داند. ادوارد کیث-روچ که در آن زمان کمیسر منطقه بود نوشته: «به من دستور دادند که هیچ تحقیق غیرنظامی نباید انجام شود».
یه چیزی هم بگم... ما یه حکم شرعی توی احکام اسلام داریم، که میگه اگه کسی یه زمین یا خونه(هرچیزی) رو غصب کرد، و خود اون فرد غاصب از دنیا رفت و خونه غصبی رو به ارث گذاشت برای بچه‌هاش، و همینطور این خونه غصبی نسل به نسل به ارث رسید، باز هم اون خونه غصبی حساب میشه، و حتی ده نسل بعد هم همچنان باید نوادگان غاصب، برن خونه رو به نوادگان صاحب اصلی برگردونن. یعنی غصب چیزی نیست که بگیم با گذشت چند نسل مشکلش حل میشه. غصب غصبه، و هزار سال هم که بگذره، اسرائیل یه دزد غاصبه.
"اسفند: خلاقیت در دل بحران" آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که میتوان در قلب آتش جنگ، خلاق بود؟ در میان درگیری‌هایی که حتی فرصت نفس کشیدن نمی‌دهند، آیا جایی برای نوآوری باقی می‌ماند؟ احتمالاً پاسخ اولیهٔ بسیاری "نه" باشد؛ چرا که در جنگ، همه در پی نجات جان خود هستند، نه پرورش خلاقیت. اما فیلم "اسفند" پاسخی تأمل برانگیز به این پرسش می‌دهد: خلاقیت در اوج نبرد. http://eitaa.com/istadegi
"اسفند: خلاقیت در دل بحران" آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که میتوان در قلب آتش جنگ، خلاق بود؟ در میان درگیری‌هایی که حتی فرصت نفس کشیدن نمی‌دهند، آیا جایی برای نوآوری باقی می‌ماند؟ احتمالاً پاسخ اولیهٔ بسیاری "نه" باشد؛ چرا که در جنگ، همه در پی نجات جان خود هستند، نه پرورش خلاقیت. اما فیلم "اسفند" پاسخی تأمل برانگیز به این پرسش می‌دهد: خلاقیت در اوج نبرد. این داستان، روایت جوان ۲۲ ساله خوزستانی است که وقتی تمام نقشه‌های از پیش طراحی شده و راهکارهای متعارف به بن‌بست می‌خورند، ناگهان جرقه‌ای در ذهن او زده می‌شود: چرا از جایی حمله نکنیم که هیچکس حتی تصور آن را هم ندارد؟ از "آب و باتلاق" قلمرویی که قرن‌ها ست، حتی از روزگار سومریان، کسی به دلیل طبیعت غیرقابل پیش‌بینی و خطرناکش، آن را برای نبرد مناسب ندانسته است. "اسفند" در دل همین ابهام و دلهره شکل می‌گیرد: ابهام از کشف مسیری ناشناخته، و دلهره از خطراتی غیرقابل محاسبه. این ترس آنقدر واقعی است که حتی فرماندهان را نیز درگیر خود می‌کند. اما این فیلم تنها یک درام تاریخی نیست؛ روایتی است از افرادی که با خلاقیت و اعتماد به نسل جوان، راهی نو برای نجات می‌یابند. در بستر این روایت قدرتمند، عناصر سینمایی درخشان فیلم همچون ستاره‌هایی می‌درخشند: تصویربرداری فیلم، قوت مسلم آن است. هر نما با دقت و هنرمندی چیده شده و طبیعت خروشان هور را به شکلی زنده و باجزئیات به تصویر می‌کشد. بیشتر صحنه‌های فیلم در دل هور و طبیعت باتلاقی روایت می‌شود، و دوربین با مهارت بیننده را به قلب این جغرافیای پررمزوراز می‌برد. جلوه‌های ویژه فیلم در اوج ایستاده است. آنقدر طبیعی و باورپذیر که مرز بین واقعیت و ساختار سینمایی محو می‌شود. این جلوه‌های ویژه نه به عنوان تزیین، بلکه به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از روایت، به باورپذیری فضای داستان کمک می‌کنند. طراحی صدای محیط از دیگر نقاط قوت فیلم است. از صدای آب گرفته تا وزش باد در نی‌زار ها و صدای جیرجیرک‌ها، از صداهای طبیعت تا همهمه نبرد - همه آنقدر واقعی هستند که بیننده خود را در قلب ماجرا حس می‌کند. موسیقی فیلم نیز سهم بسزایی در این تجربهٔ سینمایی دارد. موسیقی که به اندازه و در جای مناسب خود حاضر می‌شود نه بیش‌از حد بر صحنه مسلط است و نه کم می‌آ‌ورد. بازی بازیگر نقش اصلی در به تصویر کشیدن شخصیت پرفراز و نشیب شهید علی هاشمی، تحسین برانگیز است. فیلم به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه حتی بزرگترین افراد نیز می‌توانند دچار ترس و ناامیدی شوند، اما این پایان راه نیست. حتی در سخت ترین لحظات نیز تلاش کردن و خسته نشدن می‌تواند همه چیز را تغییر دهد. یکی از نقاط اوج فیلم، صحنه‌ای است که ارادت و عشق به امام به شکلی تأثیرگذار نمایان می‌شود. هنگامی که فرمانده جنگ نزد شخصیت اصلی می‌آید و انگشتر امام را به او هدیه می‌دهد، و می‌گوید: "دربارهٔ کار شما با امام صحبت کردم؛ امام فرمودند موفق هستید ان شاءالله"، شوق و بغض در چهره‌اش نمایان می‌شود. این احساس در سراسر فیلم تداوم دارد و به روایت عمق و جهت می‌بخشد. فیلم "اسفند" با این تلفیق استادانهٔ عناصر سینمایی و روایت دراماتیک، اثری خلق کرده که نه فقط یک فیلم جنگی، بلکه بیانیه‌ای است دربارهٔ توانایی انسان برای دوباره متولد شدن از دل ناامیدی. این فیلم تماشاگر را با این پرسش اساسی تنها می‌گذارد: "آیا در سخت ترین شرایط زندگی ما، نبوغ نهفته است؟" http://eitaa.com/istadegi