خوب یه روایت از میدون امام بگذاریم.
به نظرم باید در این روزها روایات جنگ با تصویر ثبت بشه تا برای آیندگان باقی بمونه تا خودمون هیچ وقت یادمون نره چه روزهایی را پشت سر گذاشتیم.
قبل از وارد شدن به میدون امام یه نادونی داشت میگفت ما تو پناهگاه قایم شدیم البته نمیدونم با چه عقلی میگفت این حرف رو، بگذریم که با انفجار بزرگی که کنار میدان امام رخ داد و برای چند دقیقه ای هم راه های منتهی به آن بسته شد اما از کوچه پس کوچه ها همه خود را رساندند از پیر مرد تا جوان و حتی نوزاد و...
جمعیت فوق عالی شده بود.
خبر ندارن که ما تنها پناهگاهمون زیر پرچم جمهوری اسلامیه
و بخش جالب داستان این ترکشها بود که هرکسی به عنوان غنیمت جنگی جمع کرده بود.
کلا مردم جالبی هستیم.
هرچند این ترکشها از اسرائیل و آمریکا اومده و نجسترین چیزیه که تو زندگیم دیدم اما برای یادآوری روزهای سخت چیزای جالبی اند.