سلام
بله متاسفانه همینطوره.
پیشنهاد میکنم همه دوستان این بیانات رو مطالعه کنند
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3436
سلام
یکی از هیجانانگیزترین، مهمترین و موثرترین کارهایی که فقط از عهده بانوان برمیاد، وظیفه مادری هست. کاری که هیچوقت تکراری نمیشه و با خلقت و فطرت یک بانو سازگاره. ضمن این که انجام این کار نیاز به یک بار علمی قوی داره؛ چیزی که بیشتر توی رشتههای انسانی پیدا میشه(البته همیشه اینطوری نیست).
نمیخوام شعار بدم، اما شدیداً معتقدم وظیفه مادری بهترین آینده شغلی برای خانمهاست. البته هر بانویی با توجه به توانمندی و تحصیلاتش میتونه شغل دیگری هم داشته باشه، ولی نباید از چیزی به این مهمی غافل شد.
درباره آینده شغلی رشتههای انسانی؛ باید صریح بگم که خیلی درآمدزا نیست. میتونید وارد عرصههای پژوهشی بشید و اگر خیلی خوششانس باشید، شاید به عنوان مشاور در زمینه رشته خودتون در یکی از ادارات دولتی استخدام بشید.
در کل، این که عاقبت شما در یک رشته چی بشه، بیشتر به خودتون، تلاشتون و خلاقیتتون ربط داره
سلام بر همه شما عزیزان.
اول از همه باید بگم برای انتخاب رشته، مهمترین چیز تناسب رشته با روحیات و استعدادهای شماست.
پس با یک مشاور صحبت کنید و اگر لازمه تست شخصیت بزنید. اول ببینید به چه چیزهایی علاقه دارید و کجاها واقعا استعداد دارید.
تا وقتی خودتون رو نشناسید، انتخاب رشته معنا نداره.
درباره رشته معارف اسلامی، آینده شغلیش خیلی تفاوتی با رشته انسانی نداره. چون بجز تاریخ و عربی، بقیه درسهاش با انسانی یکی هست(اصول عقاید هم همون دین و زندگیه بدون تغییر اساسی). اما شاید یکی از خوبی های رشته معارف، جو و فضای خوب بچههای این رشته باشه.
درباره نیروی انتظامی، اول از همه با کسی که در ناجا کار میکنه صحبت کنید
شاید واقعا کار در نیروی انتظامی چیزی نباشه که فکر میکنید.
اتفاقاً شاید قدرت تاثیر زیادی در این شغل نداشته باشید و براتون یکنواخت بشه.
درباره حوزه هم، با یک طلبه(هم خانم و هم آقا) صحبت کنید تا ببینید آیا فضای کنونی حوزه همونی هست که دوست دارید یا نه و اصلا امکان تاثیرگذاری دارید یا نه.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
سلام ایشون صرفاً نظریات مختلف رو نقل کردند. اما در آخر بر هیچ فرضی صحه نگذاشتند.
یکی از مخاطبان عزیز نقدی داشتند بر مطلبی که بنده از علامه طباطبایی نقل کردم، که باز هم به بنده پیام دادند و آدرس مطلب مورد نظرشون رو هم فرستادند.
بنده دیروز تا همین الان داشتم المیزان رو بررسی میکردم.
الان قسمتهایی از المیزان که در تفسیر آیات پایانی سوره کهف و داستان ذوالقرنین هست رو برای شما عزیزان میفرستم تا خودتون مطالعه کنید و جای شبههای باقی نمونه:
قسمتهای مربوط به ذوالقرنین از اینجا شروع میشه:
https://lib.eshia.ir/50081/13/516
تا دو صفحه بعد که درباره شخص ذوالقرنین هست.
دوباره از اینجا به شخص ذوالقرنین پرداخته میشه:
https://lib.eshia.ir/50081/13/522
تا صفحه 523
نظریات مختلف درباره ذوالقرنین رو بررسی و نقل میکنند:
https://lib.eshia.ir/50081/13/526
تا صفحه 536 بالاخره به کوروش اشاره میکنند:
https://lib.eshia.ir/50081/13/536
دقت کنید، علامه تا اینجا نظریات مختلف رو بررسی کردند، و اینجا هم از عدهای نقل میکنند و نوشتهاند: "این قول را یکى از علماى نزدیک به عصر ما ذکر کرده ویکى از محققین هند در ایضاح و تقریب آن سخت کوشیده است." اینجا منظور ابوالکلام آزاد هست و اگر دقت کنید علامه ادله ابوالکلام آزاد را بیان میکنند نه کلام خودشان را.
دو نکته مدنظر هست: اول این که به غیر از ابوالکلام آزاد هیچ مفسر دیگهای ذیل تفسیر این آیات به ذوالقرنین اشاره نکرده.
و دوم این که ادله ابوالکلام آزاد بعدها و با پژوهشها و مستندات بعدی رد شد
ادله ابوالکلام آزاد تا اینجا ادامه داره:
https://lib.eshia.ir/50081/13/541
در این صفحه نقل سخنان ابوالکلام تمام میشه و علامه میگن این کلام با مستندات قرآنی منطبقتر است.
خب؛ دقت کنید در صورتی سخنان ابوالکلام قابل قبوله که درستی آن رد نشده باشه. در زمان علامه طباطبایی این ادله درست به نظر میرسیدند(همونطور که در زمان ملاصدرا، ملاصدرا فکر میکرد اسکندر ذوالقرنین هست و بعدها رد شد)، درحالی که بعد از مدتی ادعاهای ابوالکلام مورد تردید و حتی رد قرار گرفت.
تفسیر آیات مربوط به ذوالقرنین تا صفحه 544 ادامه دارد.
درباره رد ادله ابوالکلام آزاد هم میتونید این سلسله مقالات رو مطالعه بفرمایید(چند قسمت مقاله ست که این لینک قسمت اولشه)
https://jscenter.ir/slave-jews/cyrus/12278/%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b0%d9%88%d8%a7%d9%84%d9%82%d8%b1%d9%86%db%8c%d9%86/