سلام
بله، شخصیت های داستان تا حد زیادی شبیه نویسنده میشن.
اما اینطور هم نیست که من خیلی مغرور باشم و نشه باهام حرف زد.
اتفاقاً اگر از دوستانم بپرسید میبینید توی جمع دوستان و خانواده خیلی اهل شوخی و بگو بخند هستم.
ولی با غریبهها سخت ارتباط میگیرم. و توی برخورد با غریبهها و مخصوصاً نامحرم خیلی خشک و جدی برخورد میکنم.
خیلی از دوستانم میگن ما اولین بار که تو رو دیدیم ازت ترسیدیم و فکر کردیم نمیشه باهات حرف زد ولی بعد که یکم صمیمی شدیم دیدیم اینطور نیست.
سلام
نظرات شما پیرامون رمان خط قرمز.
ممنونم از لطف همه شما عزیزان🌿
فعلاً امکان زیاد کردن پارتها نیست.
هرشب دو صفحه در اختیار شما قرار میگیره که البته سعی دارم بیشترش کنم.
سلام
بله، حیف بود.
تازه درد این که تا پای شهادت بری و شهید نشی خیلی زیاد تره...
ولی عباس هنوز کارای ناتموم داره...
_________________
سلام
ممنونم که وقت گذاشتید.
لطف دارید.
ببینید، دشمن از میلاد خواست باهاش همکاری کنه، میلاد هم با هماهنگی حاج حسین اطلاعات سوخته بهشون داد و در عوض اطلاعات گروههای تروریستیای که بودند رو جمعآوری کرد و ریخت روی فلش و گذاشت توی عروسک دخترش.
بعد که دشمن فهمید میلاد بهش اطلاعات سوخته داده، خواست میلاد رو توی اون تصادف بکشه.
اما میلاد زودتر اطلاع داد که حاج حسین بره اون اطلاعات که روی فلش بود رو برداره.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
سلام بله، شخصیت های داستان تا حد زیادی شبیه نویسنده میشن. اما اینطور هم نیست که من خیلی مغرور باشم
سلام
استاد که نیستم، ولی سر کلاس باید جدی بود.
خارج از کلاس چشم🙂