سلام
چون سعی کردند مطابق خواست خدا کار کنند و زندگی کنند...
إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات، سیجعل لهم الرحمن ودا...
#پاسخگویی_فرات
سلام
«جبههٔ مشارکت ایران اسلامی» یکی از نخستین احزابی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۷۶) تأسیس شد؛ این حزب در طول دولت سید محمد خاتمی با در اختیار داشتن نزدیک به نیمی از اعضای کابینه اصلاحات و همچنین داشتن بزرگترین فراکسیون حزبی در طول مجلس ششم و نیز فراگیری و تأسیس دفاتر و شعب فعال حزبی در همه استانها و اکثر شهرستانهای کشور، توانست به عنوان یکی از چالش برانگیزترین و اثرگذارترین احزاب تاریخ بعد از انقلاب بر مناسبات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران لقب بگیرد.
هسته اصلی جبهه مشارکت را دانشجویان پیرو خط امام و گروههای چپ اسلامی مانند سازمان مجاهدین انقلاب و... تشکیل دادهاند.
یک مؤلفهٔ دیگر بنیانگذاری این جبهه، نواندیشان دینی بودند که قرائت انسانگرایانه و مشارکت جویانهای از اسلام سیاسی داشتند.
جبهه مشارکت به جدّ معتقد به جدایی نهاد دین از نهاد دولت است و نوعی سکولاریسم را - به این عنوان که دین، هیچگونه مدل و شکل خاص و مشخصی را برای نهاد دولت (در معنای عام آن) تجویز نمیکند - پذیرفتهاست.
#پاسخگویی_فرات
سلام عزیزان
با عرض پوزش، امشب نمیتونم رمان رو تقدیمتون کنم. متاسفانه مچ دستم یک مشکلی پیدا کرده و تایپ کردن برام خیلی سخت شده.
دعا کنید دستم بهتر بشه تا بتونم در اعیاد شعبانیه، جبران کنم براتون.
(این مشکل احتمالا در پاسخگوییها هم اثر خواهد گذاشت و متن طولانی نمیتونم تایپ کنم.)
باز هم شرمندهم. التماس دعا
سلام
شهید شدن ربطی به شغل و موقعیت نداره. شهیدانه زندگی کنید، شهادت خودش میاد سراغتون. ربطی به خانم یا آقا بودن هم نداره.
#پاسخگویی_فرات
سلام
کتاب پرنیان رو توصیه میکنم بدید مطالعه کنه.
کتاب قشنگی هست واقعا...
#پاسخگویی_فرات
سلام
بله قبول دارم. چون وارد فضای جدید شدیم و شخصیتهای جدید داریم، یکم نیاز هست که شخصیتپردازی کنم... و هدفم صفحه سیاه کردن نیست و هدفمنده.
انشاءالله بهتر میشه در آینده
#پاسخگویی_فرات
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
یا علی مددی...💚
📕 رمان امنیتی ⛔️ #خط_قرمز ⛔️
✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 355
سریع از جا میجهد و به سختی، لقمه آخرش را قورت میدهد.
دستی به سر و صورتش میکشد و میخواهد برود که میگویم:
- مثل یه پسر خوب برو بشین پای منبر. هرچی دیدی و شنیدی رو دقیق میخوام.
- چشم چشم...
- جلب توجه نمیکنیا!
- بله آقا... چشم.
سوئیشرتش را از روی چوبلباسی برمیدارد، دستی برای محسن تکان میدهد و از اتاق بیرون میزند. صفحات بعدی پرونده را میخوانم.
سخنرانان جلسه، غالبا روحانیونی هستند که مخالف نظاماند یا اصلا موضع سیاسی خود را مشخص نکردهاند.
اکثرا سید هستند و در میانگین سنی سی تا پنجاه سال.
از برآیند صحبتهایشان میتوان فهمید دو محور اصلی را به طور مستقیم و غیرمستقیم دنبال میکنند:
ادعای جدایی دین از سیاست و دوم، تشویق شیعیان برای لعن علنی و توهین به مقدسات اهل سنت و پررنگ کردن نقاط اختلاف بین شیعه و سنی.
که البته در هردوی این محورها، نوعی مخالفت با اصل نظام هم هست که حتی علنی هم نشود، اثر خود را خواهد گذاشت.
وقتی در یک هیئت چنین حرفهایی زده میشود، معمولا دو حالت دارد:
یا از آن قشر مذهبیهای سنتی هستند که کاری به جایی ندارند و نسل اندر نسل هم روحانی و مذهبیِ بدون سیاست بودهاند.
به جایی هم وابسته نیستند و مخاطب زیادی ندارند؛ مخاطبشان افرادی مثل خودشانند و اکثرا از نسلهای مسنتر.
خب در چنین حالتی، نه میشود و نه لازم است با این هیئتها برخورد کرد.
وقتی سرشان در لاک خودشان است و خطری برای امنیت جامعه ندارند، قانون هم این اجازه را میدهد که حرفشان را بزنند.
🔗لینک قسمت اول رمان 👇
🌐https://eitaa.com/istadegi/1733
⚠️ #ادامه_دارد ⚠️
🖋 #فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
https://eitaa.com/istadegi