☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
داشتم از بالکن الله اکبر میگفتم، یه ماشین از فلکه رد شد و یه خانمه از داخل ماشین داد زد: خااااک تو
الله اکبر باید براندازسوز و دشمنسوز باشه😎😂
#بانگ_الله_اکبر
با خواهرم میخواستیم با اتوبوس بریم، دقیقا وقتی رسیدیم به ایستگاه اتوبوس رفت؛ ولی،
یکی از اتوبوسهای بسیج وایساده بود همونجا که رایگان ببره راهپیمایی 😎
امداد غیبی که میگن اینطوریه✌️
#دهه_فجر #لبیک_یا_خامنه_ای
به یاد شهید آرمان علیوردی، میدان امام اصفهان...
(نشد بیشتر عکس بگیرم، خیلی شلوغ بود)
#دهه_فجر #لبیک_یا_خامنه_ای
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨ 🌷 #ریحانه 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 مهمترین چیز
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨
🌷 #ریحانه 🌷
‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱
ممکن است انواع ظلمها در جامعه وجود داشته باشد، که باید این ظلمها برداشته شود؛ اما درعینحال به مسئولیت زن و مسئولیت مرد که در قبال هم هر دو مسئولیتی به عنوان تشکیل خانواده دارند، باید به چشم اهمیت نگریسته شود؛ چون خوشبختی زن و خوشبختی مرد در این است. بعضی خیال میکنند زن کمبودش این است که مشاغل بزرگ و سروصدادار ندارد! خیر؛ مشکل زن این نیست. حتّی آن زنی هم که شغل بزرگی دارد، به محیط امنی در خانواده، به یک شوهر مهربانِ بامحبّت، به یک تکیهگاه مطمئن عاطفی و روحی - که شوهر و مرد اوست - نیازمند است. طبیعت و نیاز عاطفی و روحی زن این است؛ باید این نیاز برآورده شود.
مسأله شغل هم مسأله دیگری است؛ البته مسأله درجه اوّلی نیست. اگرچه اسلام مانع مشاغل و مسئولیتهای زنان نیست - مگر در موارد استثنایی، که بعضی مورد اتّفاق بین فقهاست، بعضی هم مختلفٌفیه است، و در این زمینهها هم البته باید کار شود - لیکن مسأله اصلی زن این نیست که آیا شغلی دارد یا ندارد. مسأله اصلی زن، آن مسأله اساسی است که امروز در غرب متأسفانه از بین رفته است، و آن همان احساس آرامش و احساس امنیت و احساس امکان بروز استعداد و مورد ستم قرار نگرفتن در جامعه و در خانواده و در خانه شوهر و در خانه پدر و امثال اینهاست. کسانی که در خصوص مسأله زن تلاش میکنند، باید در این زمینهها تلاش کنند.
💠بیانات امام خامنهای در دیدار جمعی از بانوان، ورزشگاه آزادی، ۱۳۷۶/۰۷/۳۰
ادامه دارد...
#دهه_فجر #لبیک_یا_خامنه_ای
https://eitaa.com/istadegi
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضور پرشور و انقلابی دختران
مجموعه فرهنگی یادگاران امام (ره)
در جشن و راهپیمایی چهل و چهارسالگیِ انقلاب عزیز ایران اسلامی🇮🇷🌿
#محدثه_صدرزاده
#لبیک_یا_خامنه_ای #دهه_فجر
https://eitaa.com/istadegi
🇮🇷بسم الله الرحمن الرحیم🇮🇷
🌱چرا باید خوشحال باشم؟
✍️فاطمه شکیبا
#دهه_فجر #پرچم_اتحاد
راهپیمایی بیست و دوم بهمن، با همه راهپیماییهایی که در طول سال برگزار میشود فرق دارد. در راهپیمایی روز قدس، مردم معترضاند به جنایات اسرائیل. در سیزده آبان خشمگین از آمریکا و در نهم دی، منزجر از تفرقه و فتنه. در تشییع شهدا، مردم بیشتر در حال و هوای معنویاند و در راهپیماییهایی که بعد فتنه و اغتشاش برگزار میشود، باز هم مردم عصبانیاند از آشوب و ناامنی. اما در بیست و دوم بهمن، مردم واقعا خوشحالاند؛ واقعا خوشحال. بیست و دوم بهمن، یک جشن ملی ست و نه یک راهپیمایی اعتراضی. و من همیشه شب و روز بیست و دوم بهمن، از صمیم قلب احساس نشاط میکنم؛ نه یک نشاطِ برخاسته از منافع فردی، که یک نشاطِ ناشی از ایرانی بودن.
روز بیست و دوم بهمن، مردم طنازتر میشوند و خلاقتر. خلاقیت در شعار، در لطیفه، در پلاکارد و هرچیز دیگری. همه واقعا میخندند. همه یک شادیِ پنهان در دلشان دارند که میخواهند آشکارش کنند. در جشن بیست و دوم بهمن، احساس میکنم با همه مردم ایران یگانهام. انگار همه با هم یک خانوادهایم، و همه با هم از یک اتفاق خوب برای خانوادهمان خوشحالیم. همه با هم به یک موفقیت رسیدهایم.
با این که درونگرا هستم، روز بیست و دوم بهمن از بودن در جمع لذت میبرم. دوست دارم به همه لبخند بزنم. دوست دارم برای همه دست تکان بدهم. دوست دارم شیرینی پخش کنم. دوست دارم به تکتکشان بگویم از این که ایرانیام و با آنها هموطنم خوشحالم. از این که میبینمشان خوشحالم. چه چیزی امیدوارکنندهتر از دیدن انسانهایی ست که ایران را دوست دارند؟ وقتی میبینمشان، امیدوار میشوم به یک آینده روشن، به روزهای خوب. وقتی میبینمشان، سختیها و مشکلاتی که در کشور داریم برایم کمرنگ میشود. وقتی با همیم، راحتتر میشود دشواریها را تحمل کرد.
پدربزرگ من یکی از آنهایی بود که انقلاب کرد. پدرم کودک بود که انقلاب شد. و من، اصلا انقلاب را ندیدهام اما سنت خانوادگیِ شرکت در جشن بیست و دوم بهمن را به تبعیت از پدرانم حفظ کردهام و باید آن را به فرزندانم بیاموزم؛ و آنها به فرزندانشان... باید یادشان بدهم که بیست و دوم بهمن، باید خوشحال باشند. باید جشن بگیرند.
و اما چرا باید خوشحال بود؟
امروز وقتی داشتم از راهپیمایی برمیگشتم، از خودم پرسیدم که چرا انقدر خوشحالم؟ مگر چه اتفاقی افتاده؟
به این فکر کردم که بیست و دوم بهمن، انقلاب پیروز نمیشد یا از اساس انقلابی و مبارزهای نبود؛ خمینیای نبود که با سربازانِ در گهوارهاش به میدان بیاید... چه میشد؟ آن وقت من کجا بودم؟
شاید در این صورت، اصلا به دنیا نمیآمدم؛ چون ممکن بود پدربزرگهایم که مبارز زمان انقلاب بودند، به دست ساواک کشته شوند و آن وقت پدر و مادرم به دنیا نمیآمدند. ممکن بود پدرم یا مادرم، در کودکی بیمار بشوند و بخاطر نبود امکانات بهداشتی مناسب، از دنیا بروند. ممکن بود اصلا مادرم نتواند درس بخواند و به دانشگاه برود، و با پدرم آشنا نمیشد. شاید پدرم اصلا مثل پدرش، قدم به میدان مبارزه مخفی علیه شاه میگذاشت و جوانیاش در مبارزه میگذشت و ازدواج نمیکرد، یا در همان مسیر کشته میشد...
ولی اگر به دنیا میآمدم چه...؟
این را مطمئنم که من یکی اصلا جرات مبارزه علیه یک حکومت وحشی مثل پهلوی را ندارم؛ بدون تعارف باید بگویم که از ساواک میترسم. آن وقت میشدم یک آدم ترسوی مذهبی که کنج خانه خودش خزیده و دائم روی سجاده تسبیح میگرداند، بدون آن که درباره آینده خودش و کشورش فکر کند. نهایتا در خفا از شاه و سیاستهایش حرص میخوردم، خودخوری میکردم و میشدم یک آدم ناامیدِ افسردهی بدبخت.
شاید حتی توی مدرسه و دانشگاه، حجابم را برمیداشتم. وقتی آرمان و انگیزهای نباشد، وقتی یک خمینی نباشد که جرات طوفان در جانت بدمد، چنین چیزی بعید نیست. مخصوصا وقتی یک حکومت سکولار و ضددینی بر کشور حاکم باشد و کمکم، تمام نمادها و شعائر دین را از جامعه حذف کند، عملا انگیزهای برای دینداری نخواهد ماند.
احتمالا اگر انقلاب نمیشد، من اصلا دیندار نبودم. شاید غرق میشدم در مد و لباس و آرایش و سرگرمیهای کوچک، بدون فکر کردن به مسائل بزرگ و مهمی که الان درگیرش هستم. میشدم یک دختر خیلی پایینتر از سطح معمولی. یک دختری که نهایت هنرش دانشگاه رفتن باشد مثلا... وحشتناک است. انقلاب من را مجبور نکرده اینگونه باشم؛ همانطور که عدهای از همنسلهای من، دیندار نیستند و کسی آنها را نکشته. ولی به لطف انقلاب، من فرصت دارم انتخاب کنم عقایدم و اهدافم چطور باشد.
👇👇👇