‹عـطرنـعنـــٰـــاع› rest .
+آینی سنگین شدیا
ریحون امروز اینو گفت و من یهپله به افسردگی نزدیکتر شدم.
وای جدی، هیچوقت همچین کار احمقانهای نکنید بچهها
اسنپ و تپسی هرکدوم از اینجور چیزا از ساعت ۵ عصر به بعد تنها کنسله
لااقل با یکی از رفیقاتون برید
ریحانه خواهرش با همسرش اومده بود من بیخیال شدم باهاش برم بعد وسط راه زنگ زده میگه کجایی:) لوکیشن بده ببینم:)