eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی‌فرجام بگذاریم...
چه حسرتی‌ست بر دلم که خسته از جوانی‌ام که بوی مرگ می‌دهد تمام زندگانی‌ام تو از تبار آسمان، منم که پر شکسته‌ام حریص این زمینم و اسیر جسم فانی‌ام منم همان مسافری که مقصدی ندارد و همان غریبِ آشنا که از خودم فراری‌ام تو گریه‌های هر شبِ مرا به جان خریده‌ای و من که شهره‌ام به شهر تو به بی‌قراری‌ام دوای دردهای من، عزیزِ جان من تویی و تربت مقدّست، پناهِ بی‌پناهی‌ام... عارفه نوروزی -غزلواره‌ها https://t.me/Hejaye_tazeh
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
چه حسرتی‌ست بر دلم که خسته از جوانی‌ام که بوی مرگ می‌دهد تمام زندگانی‌ام تو از تبار آسمان، منم که پ
تا شعرهای عارفه هست، دنبال چی می‌گردم واقعا؟((((: ماشاءالله لا قوه الا بالله به قلمت دختر❤️‍🔥
این کامنت رو دیروز اتفاقی دیدم و بشددددت خوشحال شدم که این موضوع فقط نظرِ من نیست -پیروِ سووشون، تاسیان و دیگران
روبیکا مدتهاست آثار نماوا و فیلمنت رو بدون اشتراک منتشر می‌کنه و باهاشون قرارداد داره درواقع. چندوقت پیش یهویی بی‌مقدمه و بی‌خبر از آثار فیلمنت کشید عقب که مثلا مردم برن اشتراک بخرن و سیاستش به نفع فیلمنت بشه. جان سخت رو تو حساس‌ترین نقطه‌ی داستان(قسمت ۱۷) متوقف کرد. وحشی رو بعد از قسمت اول دیگه نذاشت و‌‌.... حالا که نماوا فبلتر شده و یه دستش کلا مونده تو پوست گردو یهویی کل آثار فیلمنت از ناقصیای قبل تا سریالای جدید رو با هم گذاشته به مثابه‌ی "غلط کردم"😂😂😂😂😂😂
مثل من نباشید عزیزان. مهمون که میاد و سرتون گرم میشه زیر اون گاز رو خاموش کنید! غذا یه قابلیتی داره به اسم سوختن و ته گرفتن🙂❤️‍🩹 بعد عمری یه بار رفتم پای گاز🗿
یهو این سوالِ جالب برام پیش اومد که اذانِ صبح مشهد تو تابستون ساعت چنده؟ و برنامه‌ریزی روزانه‌ی طرح ولایت وقتی تو ماه رمضون اونجوری بود، حالا بر این اساس.... خدا بخیر کناد👀 سعی می‌کنم در این ۴۰، ۵۰ روز خوش‌بین باشم و بهش فکر نکنم😔 اصلا سلطان ما رو بطلبه، بقیه‌ش فدا سرِ کفتراش((((:🧡
📪 پیام جدید چون خودتون این همه با هشتگ صاد گفتین حرفامونو تو ذهنمون نزنیم و بیان کنیم اومدم بگم . اومدم بگم عزیز جان ما چشممون به حوالی ساعت ۲۰ خشک شد تا بالاخره فانوس برسه 🥲 تازه دلمون داشت خوش میشد که این بار واقعا و درست حسابی برگشته 🥲🥲🥲 خدا میدونه که شرمنده‌ترینم((((: دمتون گرم که گفتید و پیرو صراح بودید((((: و باور کنید روزایی که رمان‌ها یهویی متوقف میشه و پارت نداریم و نمی‌نویسم یعنی عملا از زندگی ساقط شده‌م(: وگرنه تنها چیزی که منو زنده نگهمیداره همین نوشتنه(((: حالا که گوش شیطون کر اوضاع بهتر شده، تو همین یکی دو روز برمیگردیم پیشتون با هر دو تا بچه🥲✨
اولین پرسش آدم‌ها وقتی در مجامع عمومی حضور به هم نمی‌رسانی: