فرّ+یاد | فاطمه حجتی
مثل من نباشید عزیزان. مهمون که میاد و سرتون گرم میشه زیر اون گاز رو خاموش کنید! غذا یه قابلیتی داره
شانس آوردیم که به خورشت میشه آب بست✋
درود بر مخترع این سبک آشپزی✋
یهو این سوالِ جالب برام پیش اومد که
اذانِ صبح مشهد تو تابستون ساعت چنده؟
و برنامهریزی روزانهی طرح ولایت وقتی تو ماه رمضون اونجوری بود، حالا بر این اساس....
خدا بخیر کناد👀
سعی میکنم در این ۴۰، ۵۰ روز خوشبین باشم و بهش فکر نکنم😔
اصلا سلطان ما رو بطلبه، بقیهش فدا سرِ کفتراش((((:🧡
📪 پیام جدید
چون خودتون این همه با هشتگ صاد گفتین حرفامونو تو ذهنمون نزنیم و بیان کنیم اومدم بگم . اومدم بگم عزیز جان ما چشممون به حوالی ساعت ۲۰ خشک شد تا بالاخره فانوس برسه 🥲 تازه دلمون داشت خوش میشد که این بار واقعا و درست حسابی برگشته 🥲🥲🥲
#دایگو
خدا میدونه که شرمندهترینم((((:
دمتون گرم که گفتید و پیرو صراح بودید((((:
و باور کنید روزایی که رمانها یهویی متوقف میشه و پارت نداریم و نمینویسم یعنی عملا از زندگی ساقط شدهم(: وگرنه تنها چیزی که منو زنده نگهمیداره همین نوشتنه(((:
حالا که گوش شیطون کر اوضاع بهتر شده، تو همین یکی دو روز برمیگردیم پیشتون با هر دو تا بچه🥲✨
Pallett2_5323523006029367842.mp3
زمان:
حجم:
10.3M
شب
واهمه
ندارد...
#فاء ✨❤️🩹
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
#فورواردی اولین پرسش آدمها وقتی در مجامع عمومی حضور به هم نمیرسانی:
من انقد نیستم که به سطح بالاتری از کمال در این بحث رسیدهم😔
-زمین بازیت رو درست انتخاب کن. اونور جای اشتباهیهها!!
+من اصلا یار ندارم که زمین داشته باشم.
#دیالوگ | وحشی
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
جنس درام وحشی خیلی شبیه صراح شد(((((: خیلی زیاد(((((:❣🍂 #صاد
و هرچی فکر میکنم شباهتش بیشتر هم میشه((((:
(حاوی اسپویل👇)
داوود هفت قسمت خودشو با انتخابای اشتباه ناشی از اضطراب، بیشتر تو سیاهچالهای که توش گیر کرده بود غرق کرد. به قول آقانیک، گلوله برف رو قل داد و بزرگتر کرد. درست تو نقطهای که فکر میکرد این کار باعث رها شدنش شده کابوسی که تمام مدت ازش فرار کرده بود به بدترین شکل تعبیر شد. و بالاخره تو قسمت ۸، دو نفر حقیقت رو هرچقدرم بیرحمانه تو صورتش گفتن و باز کردن که آقا! موقعیتت هزچقدرم سخت و عجیب، اشتباه اصلی از خودت بوده که ادامهش دادی.
درواقع از سادهترین تا پیچیدهترین گرههای زندگی، حتی جاهایی که پلها پشت سرت خراب شدن و نمیدونی جبران کردن مسیر اشتباهی که اومدی ممکنه یا نه، اگه این زهر وحشتناک رو به جون بخری و بپذیری که اشتباه از انتخابهایی بوده که خودت کردی، بپذیری که خودت این بلا رو سر خودت آوردی، اونوقت میتونی شروع کنی به جبران کردنش و دوباره ساختن زندگیت
ولی اغلب، پای سختیِ پذیرفتن کم میاریم و انکارش میکنیم و همه چی بدتر و تلختر میشه((((:
همه چی تو مرحلهی :"من نمیخوام بیام بیرون، نمیخوام زنده باشم" که داوود آخرِ این قسمت فریاد میزد گیر میکنه و توی یه دور باطل، شیرهی جونمون رو میمکه تا تموم بشیم(:
یا اگه تموم نشیم، تبدیل میشیم به یه آدم سیاه...خیلی سیاه...
#صاد #صاد #صاد های زیاد...