#فورواردی
ولی واقعا آدمیزاد زودتر از چیزی که تصورش رو بکنید در جایگاه کسی قرار میگیره که قضاوتش کرده، به خودت میای میبینی دقیقا وسط همون باغچهای هستی که برای بقیه بیل زدی.
اساسا یکی از وظایف مادر اینه که نذاره بچهش تو کارای خونه به مرحلهی "کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد" برسه و خودش سریعتر وارد عمل شه😀
خب صبر داشته باش زن! بشین دو دقیقه!😭❤️🔥
مدتهاست دوست دارم عنوانی که توی بیو به اینجا دادم عملیتر بشه و این جمعِ کوچولو، پویاتر و شاید جالبتر.
حالا فرصتش فراهمه و دهها موضوع هست که دوست دارم ازشون بنویسم و باهاتون به اشتراک بذارم؛ ولی فشرده انتشار دادنشون هم شما رو خسته میکنه و هم باعث میشه به قصههام که هنوز نگارششون سرپا نشده خیانت کنم🌚 پس آهسته و پیوسته و دونهدونه پیش میریم✨
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
مفهومی به اسم اوردوز بر اثر درس خوندن وجود داره🤝 و هم بسیار جالبه هم خطرناک😔
حسین طاهریدل و روح ما سر و جان ما.mp3
زمان:
حجم:
4.7M
تازه یهکم خوب شده بودم و سرماخوردگی یقهم رو ول کرده بود. میتونستم آدمیزادی با دوره برم جلو. ساعت خیلی از ۱۲ شب گذشته بود و نمازخونه تماما روشن و پر از بچههایی که تکی یا گروهی درس میخوندن و مباحثه میکردن. جای اینکه هرلحظه خستهتر بشم سرحالتر میشدم. هندزفری رو گذاشته بودم تو گوشم و صدا تا آخر زیاد تا با وجود همهمهی بلند اطرافم حواسم جمع شه. پلیلیست هم کم لطفی نمیکرد و صوتهای رندومِ درخوری میاورد. کتاب خداشناسی و خودکار و ذهنی که همه جا هست و هیچ جا نیست. سبکه و تندتر و روونتر از همیشه مباحثو از چشم میگذرونه. نور اون شب نمازخونهی مجتمع یاوران هنوز پشت پلکامه و صدای این صوت و چندینتا صوت دیگه که اون شب یه حال دیگه داشتن هنوز تو گوشم. طرح ولایت نعمت بزرگی بود که خداروشکر هنوز نصفش مونده و میشه قدر دونست؛ ولی قطعا حال و هوای قم و اون روز و شبای ماه رمضون، مختص خودش بود که رفت و شد خاطره...✨
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
منظور خدا از همهی نشونههایی که میفرسته، فسخ عزائم، امتحانای متعدد و...🤝
آدما حق دارن شبیه قبلشون نباشن.
ولی باز ادامه بده.
شبیه قبل نه؛ ولی بهتر میشه همه چی.