اینکه آدمها ازم انتظار دارن چیزی شبیه به آدمِ دو سه سال پیش باشم، امیدوارم میکنه...
بگذریم؛
که اگر از حد اجمال تجاوز کنیم، هرگز فرصت بیان همهی مسائل را نخواهیم یافت.
|سید مرتضی آوینی، آینهی جادو
بابااسماعیل برای زمان دانشگاه رفتنِ جواد، نهج البلاغه رو امانت گذاشته بود(((((((:
من اصلا اینو یادم نبود. خب یه ذره پررنگش میکردید تو زندگیِ این بچه، که بمونه تو ذهن مخاطب. حیف نبود؟🥲
کاملا هم با پیرنگای فصل سه میخوند..
یه فرصت از دست رفته برای نمایش زندگی با نهج البلاغه❤️🩹
حالا جدا از این، و جدا از تلاشی که علی غفاری در طول سه فصل، برای درآوردن اشک مخاطب کرد، دیدنِ هر قسمت از بچهمهندس، چه این دو فصلی که گذشت و چه فصل بعدی، مرورِ قصهی همراهکننده و شخصیتهای درست و حسابی پرداخت شده، تماما آیینهی دِقه؛ بخاطر فصل چهاری که کاش هیچوقت ساخته نمیشد(((:
ما یا قصه و اثر خوب نداریم یا اگه داریم، تمام تلاشمون رو برای از بین بردنش میکنیم☺️
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
بابااسماعیل برای زمان دانشگاه رفتنِ جواد، نهج البلاغه رو امانت گذاشته بود(((((((: من اصلا اینو یادم
همهمون مهمونیم و از خونهمون دور افتادیم و زود به خونهمون برمیگردیم
پس تلاش کن زودتر به آرزوهای بزرگت برسی((((:
#بچه_مهندس
#دیالوگ
این ماجرای زندگی با نهج البلاغه رو، باید ازش بیشتر بگم که چرا انقد حرص میخورم سرش(:
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
بهطرز وحشتناکی کمالگرا(منفی) شدهم و حتی خودم متوجهش نیستم، دیگران که میگن میبینم عه...آره...این ک
گویا برنامه اینه که
یا من کمالگرایی رو میذارم کنار
یا کمالگرایی منو میذاره کنار🗿
واقعا وحشتناکه دوستان.
وحشتناکترین احوال:
"توانی برای عقبگرد و جبران در خودم نمیبینم
پس بیفکر، به مسیرم ادامه میدم و میرم جلو"
گاهی برای نجات خودت از خطر، لازمه نه عقب بری نه جلو. یه مدت صبر کنی تا بگذره..
گاهی هم مثل این بچهی بیچارهی من، قسمتت خطا رفتنه. که بری و یه تلخیهایی رو تا تهش تجربه کنی که برات واقعا زیادن؛ و...بعد، آیا بتونی برگردی، آیا نتونی...
از حالا به بعد، من و تو هممسیریم(:❣
#صاد