فرّ+یاد | فاطمه حجتی
به جای ۳ ساعت، ۹۰ دقیقه پای صحبت احسان عبدی پور بودیم اما به شدت کافی و شاهکار. حس عجیبی بود وقتی دا
پن: همه سر جلسه امتحان بعد از کلی فکر کردن، برگه رو میدن میان بیرون و یهو جواب رو یادشون میاد؛ من بعد از بلند شدن از سر کلاس و کلی تلاش برای طرح سوال و استفادهی بیشتر از حضور استاد، میام بیرون و یهو سوال یادم میاد🥸
بیاید اصلا اینجا قرار بذاریم هرروز به یک هنرمند دمت گرم بگیم!
محتوا هم کمی قابل تحملتر میشه😔
اینکه کارت ورود به جلسه رو قبل از آخرین امتحان گم کنی نشونهی چیه؟
اینکه قراره همواره در دوران امتحانات الهی ماندگار باشی؟😔
ان شاءالله قاطی جمعیت راهم بدن🥸
ولی اگه دیروز تو خیابون افتاده باشه، اونی که پیداش میکنه سوژهی جالبی برای نوشتن و پرداختنه😔
مثلا صلواتهاتون رو روانه کنید که این امتحان آخر هم آبرومندانه رقم بخوره؟👀🙊
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
مثلا صلواتهاتون رو روانه کنید که این امتحان آخر هم آبرومندانه رقم بخوره؟👀🙊
وقتشه اسم اینجا رو به کاموا تغییر بدم
از لحاظ توانمندی در بافتن(حرف و کلمه و جمله)
نصف زندگیم با همین توانایی گذشته🤲
خدایا چشم اون اساتیدی که مرام میذارن صفحه به صفحه خط خرچنگ قورباغه و منبرهای ما رو میخونن رو به نور خودت روشن کن😔
ولی واقعا کاش برگه امتحانی رو بعدا میدادن به خودمون
تزهایی که امروز نوشتم قابل تامل بودن😂💔
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
اینکه کارت ورود به جلسه رو قبل از آخرین امتحان گم کنی نشونهی چیه؟ اینکه قراره همواره در دوران امتحا
این بینوا هم بعد از امتحان تو دانشگاه پیدا شد😔
سناریوهامون کلا کنکلن😂
تازه دارم متوجه میشم چطوری ممکنه آدما این همه سر مسائل مختلف سردرد بگیرن🗿
ولی ورود به امتحانهای جدید میتونه امیدِ عبور از مرحلهی وحشتناک قبلی رو تو خودش داشته باشه...
هرچقدرم مرحلهی جدید سخت باشه، به حرکت، به نجات، به غرق نشدن تو مرحلهی قبل میارزه(: