eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
بیاید اصلا اینجا قرار بذاریم هرروز به یک هنرمند دمت گرم بگیم! محتوا هم کمی قابل تحمل‌تر میشه😔
اینکه کارت ورود به جلسه رو قبل از آخرین امتحان گم کنی نشونه‌ی چیه؟ اینکه قراره همواره در دوران امتحانات الهی ماندگار باشی؟😔
ان شاءالله قاطی جمعیت راهم بدن🥸 ولی اگه دیروز تو خیابون افتاده باشه، اونی که پیداش می‌کنه سوژه‌ی جالبی برای نوشتن و پرداختنه😔
شاید مثل پسرم سیاوش ترک تحصیل کرده باشه و با خودش بگه، همون بهتر که به روزی نرسیدم که بخوام توی این جدول و فرایند امتحان بدم🦦
شایدم فارغ التحصیل شده باشه و دلش واسه ایام دانشگاهش تنگ شه((((:
مثلا صلوات‌هاتون رو روانه کنید که این امتحان آخر هم آبرومندانه رقم بخوره؟👀🙊
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
مثلا صلوات‌هاتون رو روانه کنید که این امتحان آخر هم آبرومندانه رقم بخوره؟👀🙊
وقتشه اسم اینجا رو به کاموا تغییر بدم از لحاظ توانمندی در بافتن(حرف و کلمه و جمله) نصف زندگیم با همین توانایی گذشته🤲
خدایا چشم اون اساتیدی که مرام میذارن صفحه به صفحه خط خرچنگ قورباغه و منبرهای ما رو می‌خونن رو به نور خودت روشن کن😔
ولی واقعا کاش برگه امتحانی رو بعدا می‌دادن به خودمون تزهایی که امروز نوشتم قابل تامل بودن😂💔
تازه دارم متوجه میشم چطوری ممکنه آدما این همه سر مسائل مختلف سردرد بگیرن🗿 ولی ورود به امتحان‌های جدید میتونه امیدِ عبور از مرحله‌ی وحشتناک قبلی رو تو خودش داشته باشه... هرچقدرم مرحله‌ی جدید سخت باشه، به حرکت، به نجات، به غرق نشدن تو مرحله‌ی قبل می‌ارزه(:
بسم الله الرحمن الرحیم الم نشرح لک صدرک؟ آقای رحمت للعالمین! حضرتِ مِهر! مهربونی و لطف بی‌حد شما، عظمت و لطافت خاص‌تون، خیلی وقتا تو ذهن ما گم میشه و از یاد میره.. یادمون میره نقطه‌ی پرگار دایره‌ی وسیعِ آزاده‌های عالم شمایید! یادمون میره هرچی که داریم از شماست. از وسعت وجودتونه که دنیای تاریکمون رو بی‌منت روشن کردید امسال، مهربونی و برکت بی‌حدتون رو خاص‌تر از همیشه نشون دادید. نجات‌بخش بودنتون رو برای آدم‌هایی که ممکن بود زیر بار تاریکی‌ها زنده به گور بشن یا تو دریای جهل، غرق. ولی برای نگهداشتن این نور، برای پیروی از شما، هنوز خیلی محتاجیم. محتاج یه گوشه از شرح صدر و بزرگواری‌تون. که بتونیم با آدم‌های اطرافمون، کمی شبیه به شما رفتار کنیم. با مدارا و روی باز. به جای خود محکم و به جای خود، نرم و لطیف...که گوش باشیم برای حرف‌هاشون اما در زدن حرف‌های خودمون هم بتونیم حق مطلب رو ادا کنیم...که سختی کشیدن و صبر کردن رو بلد بشیم، که زیر بار رسالت‌ها بریم و شونه خالی نکنیم، که که که... ما خیلی راه داریم برای قدم برداشتن به سمت شما. اما اگه دست پرمحبتتون رو بر سرمون نکشید و زیر بازوهای ناتوانمون رو برای بلند شدن نگیرید، از پسِ یک قدم هم برنمیایم... لطفا اینبار، به ما با یک قدم شبیه شدن به خودتون، عیدی بدید...(: رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی !