eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
"اد همین الان؟!" چندوقت پیش با یه رفیق عزیز نویسنده راجع به قصه‌هامون حرف می‌زدیم و می‌گفتیم هرچی مصیبت و گره تو درام هست از "اد همین الان" ریشه می‌گیره. گره‌ها همزمان ایجاد میشن و در هم می‌پیچن. آدم‌ها همزمان به چالش می‌خورن و در ظاهر، همه چیز در بدترین زمان اتفاق میفته. و اینجاست که شخصیت‌ها باید "انتخاب" کنن و قصه شکل بگیره. امروز به این فکر می‌کنم که زندگی هم دقیقا همینطوریه. یه ذره که میفتی روی روال و ریشه‌هات جون می‌گیره، خدا از این "اد همین الان"‌ها میذاره سر راهت. اتفاقایی که هرکدوم به تنهایی می‌تونن برات کلی خوشایند باشن، همزمان شدنشون ایجاد چالش می‌کنه. ممکنه شروع کنی غر زدن یا ناشکری کردن یا حتی چیزهایی رو رها کنی. اما خدا تو اون لحظه‌ها بیشتر از همیشه داره نگاهت می‌کنه تا ببینه چطور از پس این گره‌های درهم برمیای. چقدر لیاقتشون رو داری؟ لیاقت جلو رفتن و قد کشیدن رو. اینجا هم مثل قصه‌ها، صحبت سر انتخاب‌هاست. سر اولویت‌شناسی و قوی بودن. ما خیلی چیزها رو نمی‌دونیم. نمی‌دونیم همین همزمان شدن‌ها حکمت داره و اتفاق‌ها همدیگه رو تکمیل می‌کنن و فرصت‌ها رو بیشتر. نمی‌دونیم قوی موندن و کم نیاوردن و رها نکردن می‌تونه بعدتر چقدر برامون تاثیرگذار باشه. حتی نمی‌دونیم اونقدری که باید، تونستیم به همه چیز با هم بپردازیم و این امتحان رو پاس بشیم یا نه. اما همیشه می‌تونیم امیدوار باشیم که خدا هربار بیشتر از قبل قدرت و برکت اینکه توانمون رو خرج این نعمت‌های از جنس گره بکنیم بهمون بده و نمره‌مون، نمره‌ی قبولی باشه‌‌...
مهمون‌ها بدرقه شدن، کار جمع میشه و وارد مرحله‌ی بعد میشه به احتمال زیاد و کمک خدا،  نگرانی‌ها برطرف میشن و حسرت اون بخش‌هایی که بهشون نرسیدم هم باقی می‌مونه. ولی خدا کنه حداقل بشه به نعمت‌ها و برکت‌هایی که به لطف همین گره‌ها به وجود میان، تافت زد و حفظشون کرد. ما آدما توانایی عجیبی در از دست دادن داشته‌هامون داریم‌. مخصوصا از دست دادن توانایی‌های خودمون. ولی میشه امیدوار بود که این توانایی، مغلوب استعدادهای واقعی انسان در بالارفتن و رشد کردن و کسب کردن بشه که همیشه منتظر همت و اراده‌ی آدم‌هان تا دوباره جون بگیرن.
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
یه حسی بهم میگه اگه تو یک قدم برداری و بین کارها اولیت‌شناس باشی، خدا هم صد قدمِ بعدی رو برمیداره و
یه چیز دیگه هم به این بحث اضافه کنم. در انتخاب واژه باید دقت کرد. اولویت‌"شناسی" مرحله‌ی اوله که از فهم و درک میاد. و بعد، براساس اون باید برنامه‌ت رو بچینی و اولویت"بندی" کنی. معمولا گیر ما مرحله‌ی اوله و قبل از کامل شدنش، میریم مرحله‌ی دوم؛ و گیر می‌کنیم.
"به اعتراف متفکران اروپایی، امروز کسی که روایت جذاب‌تر و بهتری داشته باشد بر کسی که ساده‌ترین و قوی‌ترین استدلال را ارائه کند برتری دارد. این، همان جاهلیت مدرن است." سعید جلیلی
"امروز، دعوا بر سر "می‌خواهیم"هاست." سعید جلیلی
از طرف دانشگاه، برای برنامه‌ی دانشگاه، بعد از مدت‌ها برگشتم جایی که کمتر از دو سال پیش برام در حکم خونه بود. محل عملی شدن تمام ایده‌ها و دغدغه‌ها و علاقه‌ها. جایی که از دانشگاه براش می‌زدم و فکر می‌کردم آینده‌م اونجا رقم می‌خوره. فکرم یا کارم اشتباه بود؟ نه. تو اون بازه، من مال این خونه و این مدل کار بودم و باید تجربه‌ش می‌کردم تا خیلی از دغدغه‌هام بیاد روی زمین، برام ملموس شده و جهت بگیره. اما حالا، بعد از چهار ترم، حسی که به حسينيه هنر یا خیلی از مجموعه‌های دیگه داشتم رو دوباره به دانشگاه دارم. مطمئنم که تو دوره کارشناسی تا دستم می‌رسه نباید دست دانشگاه و تشکیلات رو ول کنم و ول کردنش برام آورده که نداره هیچ، ضرر و رخوت و نرسیدن هم داره. در عین حال، شاید بخش زیادی از چیزی که امروز میشه خرج تشکیلات کرد رو از تجربه‌های بیرون دانشگاه دارم. و واقعا آدمیزاد همون سیبیه که هزار دور می.چرخه تا برسه زمین.
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
در نهایت، بیاین به تجربه‌های هر بازه‌ای از زندگیمون چه توی کار و درس چه خانواده یا حتی احساسات و چالش‌های درونی، احترام بذاریم. بابت اینکه بعدا مسیرمون تغییر کرده و اون بازه حیف شده حسرت نخوریم. همه چیز، حتی معطل موندن خیلی از کارا و ایده‌ها دلیل داره و تمام تجربه‌های درست و غلط، مای امروز رو می‌سازه. علاج در حسرت خوردن نیست ولی میتونیم دعا کنیم خدا تو هر بازه‌ای به هرچیزی که مشغولمون می‌کنه، بهترین و خیرترین حالت برامون باشه. که حتما هست. ان شاءالله.
استاد: اینایی که سر کلاس نیستن گرفتار میشنا! دانشجو: ما هم که هستیم گرفتاریم. کوتاه‌ترین و دقیق‌ترین شرح بر وضعیت دانشجوی مملکت😔
علی مصفا: «نبودن» را از دل روایت‌های خانوادگی‌ام ساختم 🔹علی مصفا، بازیگر و کارگردان، در نشستی درباره ریشه‌های شکل‌گیری فیلم «نبودن» گفت: 🔻ایدۀ اصلی فیلم «نبودن» از داستان‌هایی که در خانوادۀ ما تعریف می‌کردند و من از دوران کودکی آن‌ها را شنیده بودم. از همان سال‌ها مجذوب ایدۀ رابطهۀ انسان با برادری نادیده یا ناتنی شدم؛ رابطه‌ای که در ظاهر وجود ندارد اما در ناخودآگاه، حضوری دائمی دارد. 🔻قبل از تولد پدرم، او برادری داشت که در دوسالگی به‌خاطر آبِلِه فوت کرد. وقتی پدر من به‌دنیا آمد، اسم همان برادر مرده را روی او گذاشتند؛ حتی شناسنامه و اسباب‌بازی‌هایش هم برای آن برادر بود. 🔻پدرم (مظاهر مصفا، شاعر و ادیب) همیشه در گفت‌وگو با آن برادر مرده‌اش زندگی کرده بود و برایم جذاب بود که آدم چطور می‌تواند با برادری که هرگز ندیده، ارتباط برقرار کند. 🔻این ایده ابتدا قرار بود فیلم کوتاه شود. بعدها، خواندن رمان «زندگی واقعی سباستین نایت» از ناباکوف، که در آن راوی در پی شناخت برادر ناتنیِ مرده‌اش است، دوباره این ایده را زنده کرد و کوشیدم همان حس تأمل و فرورفتن در ذهن را در پایان فیلمم منتقل کنم. 🔹فیلم «نبودن» به نویسندگی و کارگردانی علی مصفا، روایتگر داستان مردی به‌نام روزبه (با بازی خود مصفا) است که برای نوشتن زندگینامأ پدرش، سفری پرماجرا را از تهران به پراگ آغاز می‌کند. او پدرش را یک «قهرمان» کمونیست می‌داند که عمده فعالیت‌هایش را طی ۵۰سال گذشته در پراگ گذرانده است. اما زمانی که روزبه به جمهوری چک می‌رسد، با مردمی مواجه می‌شود که هنوز سایهٔ وحشت دوران کمونیسم بر زندگی‌شان سنگینی می‌کند و از فعالان آن دوره، جز با نفرت یاد نمی‌کنند./ ایسنا روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
علی مصفا: «نبودن» را از دل روایت‌های خانوادگی‌ام ساختم 🔹علی مصفا، بازیگر و کارگردان، در نشستی دربار
در خاک چو رفت دانه‌ی تو از خاک گیاه من برآمد رفتی تو و آمدم من از راه خفتی تو و خواب من سرآمد من چون بدلم تو هم چون اصلی چون سایه منم تو آفتابی من حاشیه‌ی کتاب مرگم تو متن اصیل این کتابی این شعر مظاهر مصفا خطاب به برادرِ فوت شده و ندیده‌شه. توی فیلم هم از این شعر استفاده شده. این نشست ديروز تو دانشگاه ما برگزار شد. با اینکه نتونستم خود فیلم رو کامل ببینم ولی توجهم به شدت به این نگاه خاص و آینه‌گونه به روابط، و همینطور سینمای مستقل، جلب شد. بسیار قابل صحبت کردن و تامله.
ما استکبارستیزی رو از مادرمون حضرت زهرا یاد گرفتیم. اون جایی که برای دفاع از ولایت و ایستادن جلوی اولین زورگویان عالم، از جون خودش گذشت...