eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
از طرف دانشگاه، برای برنامه‌ی دانشگاه، بعد از مدت‌ها برگشتم جایی که کمتر از دو سال پیش برام در حکم خونه بود. محل عملی شدن تمام ایده‌ها و دغدغه‌ها و علاقه‌ها. جایی که از دانشگاه براش می‌زدم و فکر می‌کردم آینده‌م اونجا رقم می‌خوره. فکرم یا کارم اشتباه بود؟ نه. تو اون بازه، من مال این خونه و این مدل کار بودم و باید تجربه‌ش می‌کردم تا خیلی از دغدغه‌هام بیاد روی زمین، برام ملموس شده و جهت بگیره. اما حالا، بعد از چهار ترم، حسی که به حسينيه هنر یا خیلی از مجموعه‌های دیگه داشتم رو دوباره به دانشگاه دارم. مطمئنم که تو دوره کارشناسی تا دستم می‌رسه نباید دست دانشگاه و تشکیلات رو ول کنم و ول کردنش برام آورده که نداره هیچ، ضرر و رخوت و نرسیدن هم داره. در عین حال، شاید بخش زیادی از چیزی که امروز میشه خرج تشکیلات کرد رو از تجربه‌های بیرون دانشگاه دارم. و واقعا آدمیزاد همون سیبیه که هزار دور می.چرخه تا برسه زمین.
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
در نهایت، بیاین به تجربه‌های هر بازه‌ای از زندگیمون چه توی کار و درس چه خانواده یا حتی احساسات و چالش‌های درونی، احترام بذاریم. بابت اینکه بعدا مسیرمون تغییر کرده و اون بازه حیف شده حسرت نخوریم. همه چیز، حتی معطل موندن خیلی از کارا و ایده‌ها دلیل داره و تمام تجربه‌های درست و غلط، مای امروز رو می‌سازه. علاج در حسرت خوردن نیست ولی میتونیم دعا کنیم خدا تو هر بازه‌ای به هرچیزی که مشغولمون می‌کنه، بهترین و خیرترین حالت برامون باشه. که حتما هست. ان شاءالله.
استاد: اینایی که سر کلاس نیستن گرفتار میشنا! دانشجو: ما هم که هستیم گرفتاریم. کوتاه‌ترین و دقیق‌ترین شرح بر وضعیت دانشجوی مملکت😔
علی مصفا: «نبودن» را از دل روایت‌های خانوادگی‌ام ساختم 🔹علی مصفا، بازیگر و کارگردان، در نشستی درباره ریشه‌های شکل‌گیری فیلم «نبودن» گفت: 🔻ایدۀ اصلی فیلم «نبودن» از داستان‌هایی که در خانوادۀ ما تعریف می‌کردند و من از دوران کودکی آن‌ها را شنیده بودم. از همان سال‌ها مجذوب ایدۀ رابطهۀ انسان با برادری نادیده یا ناتنی شدم؛ رابطه‌ای که در ظاهر وجود ندارد اما در ناخودآگاه، حضوری دائمی دارد. 🔻قبل از تولد پدرم، او برادری داشت که در دوسالگی به‌خاطر آبِلِه فوت کرد. وقتی پدر من به‌دنیا آمد، اسم همان برادر مرده را روی او گذاشتند؛ حتی شناسنامه و اسباب‌بازی‌هایش هم برای آن برادر بود. 🔻پدرم (مظاهر مصفا، شاعر و ادیب) همیشه در گفت‌وگو با آن برادر مرده‌اش زندگی کرده بود و برایم جذاب بود که آدم چطور می‌تواند با برادری که هرگز ندیده، ارتباط برقرار کند. 🔻این ایده ابتدا قرار بود فیلم کوتاه شود. بعدها، خواندن رمان «زندگی واقعی سباستین نایت» از ناباکوف، که در آن راوی در پی شناخت برادر ناتنیِ مرده‌اش است، دوباره این ایده را زنده کرد و کوشیدم همان حس تأمل و فرورفتن در ذهن را در پایان فیلمم منتقل کنم. 🔹فیلم «نبودن» به نویسندگی و کارگردانی علی مصفا، روایتگر داستان مردی به‌نام روزبه (با بازی خود مصفا) است که برای نوشتن زندگینامأ پدرش، سفری پرماجرا را از تهران به پراگ آغاز می‌کند. او پدرش را یک «قهرمان» کمونیست می‌داند که عمده فعالیت‌هایش را طی ۵۰سال گذشته در پراگ گذرانده است. اما زمانی که روزبه به جمهوری چک می‌رسد، با مردمی مواجه می‌شود که هنوز سایهٔ وحشت دوران کمونیسم بر زندگی‌شان سنگینی می‌کند و از فعالان آن دوره، جز با نفرت یاد نمی‌کنند./ ایسنا روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
علی مصفا: «نبودن» را از دل روایت‌های خانوادگی‌ام ساختم 🔹علی مصفا، بازیگر و کارگردان، در نشستی دربار
در خاک چو رفت دانه‌ی تو از خاک گیاه من برآمد رفتی تو و آمدم من از راه خفتی تو و خواب من سرآمد من چون بدلم تو هم چون اصلی چون سایه منم تو آفتابی من حاشیه‌ی کتاب مرگم تو متن اصیل این کتابی این شعر مظاهر مصفا خطاب به برادرِ فوت شده و ندیده‌شه. توی فیلم هم از این شعر استفاده شده. این نشست ديروز تو دانشگاه ما برگزار شد. با اینکه نتونستم خود فیلم رو کامل ببینم ولی توجهم به شدت به این نگاه خاص و آینه‌گونه به روابط، و همینطور سینمای مستقل، جلب شد. بسیار قابل صحبت کردن و تامله.
ما استکبارستیزی رو از مادرمون حضرت زهرا یاد گرفتیم. اون جایی که برای دفاع از ولایت و ایستادن جلوی اولین زورگویان عالم، از جون خودش گذشت...
‌ ‌ فاطمیه اول آنطور که باید نشد زنده باشیم فاطمیه دوم... انسان وار تر باشیم:) @alrahill
هفته‌ی پیش آقایونِ خونه از مجلس ولادت حضرت زینب برگشتن. با اشتیاق ازش پرسیدم کلی دست زدی آره؟ و بعد فهمیدم که حضرت اشرف کل برنامه رو خواب بوده. امشب که تو خونه هم عملا خواب بود و فقط چشماش رو به سختی باز نگه‌داشته بود، با کلی مقاومت در برابر خواب، منتظر موند و باهامون اومد. از لحظه‌ی اولی که نشستیم سرش رو گذاشت رو پام و تا آخر مراسم که به سختی بیدارش کنم و حتی بعدش بصورت نشسته، خوابید. تو نگاه اول آدم حیفش میاد. ولی خب؛ مگه غیر از اینه که ما هم از اول با همین خوابیدن‌ رو پای پدر و مادر بین شلوغی و سر و صدا، با فقط تنفس کردن در هوای هیئت‌ها نمک‌گیرِ این مکتب شدیم؟(((:
همیشه امگشت اشاره‌ی انتقاد رو به سمت خودت بگیر. تو اگه بیان یهتر، درست‌تر و عینی‌تری داشته باشی، حتما ارتباط هم بهتر شکل می‌گیره و توافق راحت‌تر صورت می‌گیره. حتی تصور و شناختت از طرف مقابل تغییر می‌کنه.
برای حل مسئه و اختلاف و سوءتفاهم، دنبال حل ايرادات فکری و زبانی خودت باش. نه دیگران. باور کن که کار می‌کنه.