از امروز تا روز شهادت حضرت #مادر اینجا منتظرتون هستیم.
یکی از بزرگترین نعمتهای زندگی من، این بوده که چهارساله توفیق دارم کنار خدام باصفای این هیئت بعنوان کوچکترین و کمترین عضو، گوشهی این حسینیه تنفس کنم و رزق اجرای تعزیه رو کنار این آدمها با نیت خالصشون داشته باشم تا شاید به لطف این جمع، خوب و بد با هم خریده بشن...
به جد پیشنهاد میکنم شما هم حضور در این فضای پربرکت و خالصانه رو تجربه کنید. ما هم خوشحال میشیم ببینیمتون✨
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما از صدا فریاد میسازیم...
چه حسی قشنگتر از این؟ شعری که ۷،۸ ساله با دکلمه و بیتهاش زندگی کردی و کلیدواژهش، "فریاد"، چهار ساله شده بهونهی پیدا کردن مسیرت، حالا تبدیل بشه به آهنگی که جاپای برگشتِ شاعر و خوانندهش رو محکمتر کنه و بیشتر از قبل برات تبدیل بشه به گفتمان هرروزه
دمت گرم مشتی🔥🔥🔥
پن: حس میکنم دوباره ۱۲-۱۳ سالهم شده😔😂
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
ما از صدا فریاد میسازیم... چه حسی قشنگتر از این؟ شعری که ۷،۸ ساله با دکلمه و بیتهاش زندگی کردی و
ولی هنوز یه چیزی کمه
من از روزی که خبر برگشت اومد، منتظر اون ویسهای طولانیام که با "سلام بچهها" در پایینترین پردهی صوتی شروع میشدن و انواع اقسام مسائل رو باز میکردن...
خوبه که روابط عمومی و تم رسانهای حالا پررنگتره. ولی اینجور پیامای خشک اصلا جای اون تعامل فاخر با مخاطب رو نمیگیره😔
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
ولی هنوز یه چیزی کمه من از روزی که خبر برگشت اومد، منتظر اون ویسهای طولانیام که با "سلام بچهها" د
اینجوری پیامای خشک!
تو ایتا نذاشتهن🌚
-بهبه چه دخترای دانشجوی درسخونی، میاید اینجا(مسجد) دورهم میشینید درس میخونید. باریکلا باریکلا.
ما که داریم سناریوی رمان میچینیم و دو نفرمون اصلا فارغ التحصیل شدن: ممنون سلامت باشین😅🌚
#الف 💘
-خسته نباشی واقعا. درس خوندن سخته ولی باید خوند دیگه بههرحال
منی که فیکس سه ساعت پشت لپتاپ داشتم کارای نشریه رو میکردم: سلامت باشید، بله دیگه همینه😅
#حنیفا 💘
کاش حداقل به اندازهی تصور اطرافیان درس بخونم🤦🏻♀
حالا این وسط، تو هفتهی اخیر، سه بار با آدمای مختلف راجع به اینکه ارشد قراره چی بخونیم صحبت شده.
ترسناک، هیجان انگیز و باورنکردنی👀
ما بیشهیدان هیچجا روضه نخواندیم
نوبت به ما هم میرسد؛ ما جانماندیم(:
حاج سعید حداديان
آبان؛
در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم
چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم
قطره به قطره اشکی که با فشار کار، با غصه و خجالتِ گذشته، با روضهها یا خیره به گنبد طلاییِ انیس النفوس تو این ماه دراومد، همهی شدنها و نشدنها، سلامها و خداحافظیها، توقفها و حرکتها، هرلحظهشون هزاران برابر ارزشمندتر از ماههای قبل بود..
بعد از دوسال، اولین ماهی که تمامش رو زندگی کردم، آبان بود..
باید یادم بمونه...
تنها چیزی که جاش خالی و کم بود رمانهای عزیزتر از جونم بودن که شکرخدا این دم آخری دستم دوباره تو دستشون چفت شد و نگارششون شروع
الحمدلله...
و لاتسلُب منّی ما انا فیه...
#فورواردی از حسین صادقی
هی مجری میگفت: زارع خادم امامرضاست، مدالهاشو به موزه آستان قدس تقدیم کرده،
هی ما دلمون واسه مشهد تنگ میشد
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
آبان؛ در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم قطره به قطره اشکی که با فشا
Farzad FarzinFarzad Farzin - Mah Asal (320).mp3
زمان:
حجم:
6.5M
نشستهم هواتو نفس میکشم
یه چندوقتیه حالِ من بهتره
دارم راه میفتم ببینم تهش
منو این هوا تا کجا میبره...(:
پن: یه روزایی، فکر نمیکردم هیچ وقت بتونه واقعا شرح حالم بشه
خدا کنه اشتباه نکنم و شده باشه...
-گوشیت سریازیه!
+...؟ آها قابش رو میگی! آره!...ینی من سربازم!
-مگه خانوما هم میتونن سرباز باشن؟
+بله که میتونن! اگه اون کاری که وظیفهشونه، درست و کامل انجام بدن، میشن سرباز!
-آهاااا!
پن۱: از جمله مکالمات بوسیدنی و آشناییزدایانه با #جناب_نعمت
پن۲: حالا من قریب به دوساله این قاب رو دارما! مردی تازه دقت کرده😔