eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
66 دنبال‌کننده
518 عکس
29 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
کِی بشه دوباره...(=
که ماندن در راه، کم از عقب‌گرد نیست...!
حالا آروم تو ایستگاه امام حسین تغییر مسیر بده...
نمایی از امروز: کناز سطل آشغال نبش یه خیابون، لباس نارنجی یه مرد رفتگر از دور به چشم می‌خوره. جاروش رو به جای بالش زیر سرش گذاشته و فارغ از دنیا و شاید هم سخت درگیر دنیا، کف پیاده‌رو دراز کشیده. ساعدش رو روی صورتش گذاشته و چهره‌ی پوشونده شده‌ش، اجازه‌ی تشخیص حدود سنیش رو نمیده. یه موتور هم کنار سطل آشغال و تو چندقدمیِ مرد پارکه...بعیده بهش بی‌ارتباط باشه. ------------------- جنگ روایت‌ها از ذهن آدما شروع میشه. از درونی‌ترین واگویه‌ها و تصوراتشون. از این نما چه حسی می‌گیری و چه معنایی دریافت می‌کنی؟👇🏻 https://harfino.space/b4a824f44a3fd99
تئوری‌هایی شبیهِ "حذف آدمای سمی از زندگی" یا "عیسی به دین خود موسی به دین خود" و...، وقتی بی‌فکر و راحت‌طلبانه استفاده میشن ، وقتی هر اتفاقی میفته، تجویز می‌کنیم که اون آدمو بذار کنار، اون نظر رو نادیده بگیر و...، یه فرصت‌های عجیب غریبی رو میتونه از آدم دریغ کنه! نمیگم مطلقا اشتباهنا! یه وقتا رد شدن لازمه اصلا!...ولی اگه همیشه رد شی، فقط رد شی، بدون تلاش رد شی، هیچوقت نمینونی بفهمی گره‌هایی که سوپر کور(!) به نظر میان می‌تونن به چه گشایشایی تبدیل بشن...! 👇🏻
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
تئوری‌هایی شبیهِ "حذف آدمای سمی از زندگی" یا "عیسی به دین خود موسی به دین خود" و...، وقتی بی‌فکر و ر
عجیبه ولی صحبتی که همیشه برات مایه‌ی نگرانی بوده و آدمی که فکر می‌کردی هیچوقت قرار نیست باهاش به تفاهم و نقطه مشترک برسی، اگه زمان بدی و سعی کنی خودت برای بهتر شدنِ ماجرا یه کم بری جلو و رویکرد واقعی‌تو نشونش بدی، می‌تونه تبدیل بشه به نعمت‌ترین بازخوردی که ممکنه دریافت کنی. طوری که اون حس ناخوشایند جاشو بده به کیف کردن از تک‌تک کلمات و نکته‌ها، اونقدر موقع صحبت با مخاطبت ذهنت باز بشه که خودت چیزهایی که مطلقا خاطرت نبوده رو به یاد بیاری، بعد با هم تکمیل‌ترش کنین...و در نهایت عشق کنی از نقد شدن!(: این ارتباطی که به واسطه‌ی یه داستان، با یه آدمِ فهمیده و دقیق برقرار شده، میتونست منتهی بشه به ناامید شدن از حرف زدن، به دو تا آدم که تصورشون از همدیگه، پر از تک روایت و قضاوته...ولی حرف زدن، بهتر و مستقیم‌تر حرف زدن، به قصد همراه شدن حرف زدن، همیشه میتونه معادلات رو عوض کنه. از خدا، از این مخاطب باحوصله و از فانوس ممنونم که یه بار دیگه اینو بهم ثابت کردن((: پ‌ن: سانسورها توی عکس برای اینه که نمکش واسه کسایی که فانوس رو نخوندن و شاید در آینده بخونن نپره، ولی کاش اونایی که توی این جمع دارن منت میذارن و می‌خونن فانوس رو، بیان و بگن به نظرشون این نکته‌ی طلایی و قشنگ چیه😁✨☝️🏻
منم همین‌طور((((:
"دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار همینجا در کویرِ خویش مروارید پیدا کن...!"
محرم امسال میتونه نقطه تغییر ما باشه... [امیریون]
نور مصنوعی شدید و پررنگ یا نور حقیقی محو و دور؟