اصولاً آخر شبها،فرصت مناسبیه برای چنگ زدن به خوردهریزههایی از خودت که لابهلای شلوغیهای روز گم کردی.
آدمها توی تاریکیِ شب...
وقتی چراغِ اتاق خاموش میشه و فقط یه نورِ زردِ موضعی،روی کاغذهای کتابت میرقصه،اونجاست که میفهمی کی به کیه.
بعضیها با کتابِ شب،فرار میکنن؛انگار از خودشون گریزونن؛
ولی برای ما،ماهایی که شب رو با کتابخوندن گره میزنیم،قصه فرق داره.
ما پناه نمیبریم،ما «ملاقات» میکنیم👥🫂
بنظر من،شب،حقیقتِ محضه.
و کتاب،پنجرهایه که باز میشه به اون حقیقتی که شاید روزها،از ترسِ نور،جرئت نداشتیم نگاش کنیم...💆🏻♀
#روزمرگی
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
-شهید #جهاد_مغنیه عزیزم🌷
+فَالْوُصُولُ إِلَیْکَ،رُجُوعُ الْقَطْرَةِ إِلَی الْبَحْرِ...
#العبد
مأوا•`
#نهجالبلاغه درود خداوند تبارک و تعالی بر نامِ شریف و با عظمت امیرِ مؤمنان👑
داشتم خطبه ۱۹۳ نهجالبلاغه رو میخوندم؛همون جایی که شخصی به نام هَمّام،به امام علی(ع) اصرار کرد:«آقا،صفتِ آدمهای درست حسابی رو بهم بگو...
جالب اینجاست که امیرالمؤمنین وقتی شروع کرد به حرف زدن،چنان تصویری از همچین آدمایی تو ذهن همّام ساخت که این آدم یه لحظه پیش خودش میگه مگه میشه اونقدام سخت نباشه که اینجور آدم صاف و ساده روی زمین باشه ولی آسمونی؟ولی پرهیزگار؟
امام علی(ع)این آدمها رو اینطور تعریف میکنه:
«خدا در نظرشون اونقدر بزرگ شده که هرچی غیرِ خداست،براشون کوچک و بیارزش شده.»
فلسفهاش خیلی سادهست:
وقتی اصلِ کاری(خدا) برات بزرگ باشه،دیگه بقیه چیزها مثل سختیِ کار،یا بالا و پایینِ دنیا،نمیتونه تو رو به هم بریزه.
در واقع امیرالمؤمنین داره میگه:مشکلِ ما اینه که همه چیز رو بزرگ کردیم،جز اون چیزی که باید در نظرمون بزرگ باشه!
برای همین هم مدام در حالِ تقلا و اضطرابیم...!
مأوا•`
داشتم خطبه ۱۹۳ نهجالبلاغه رو میخوندم؛همون جایی که شخصی به نام هَمّام،به امام علی(ع) اصرار کرد:«آقا
بنظر منکه اگر این دیدگاه رو جدی بگیریم،درصد زیادی از استرس های روزمرمون خودبهخود حذف میشه
♦️شهادت ۳ رفسنجانی در حملات آمریکا به جنوب کشور
🔹سه تن از شهدای حملات اخیر آمریکا به مناطق جنوبی کشور، از شهرستان رفسنجان هستند.
🔹جزئیات کامل هویت، زمان و مکان شهادت این بزرگواران، همچنین برنامه مراسم تشییع و خاکسپاری آنان، متعاقباً اعلام خواهد شد.
مأوا•`
♦️شهادت ۳ رفسنجانی در حملات آمریکا به جنوب کشور 🔹سه تن از شهدای حملات اخیر آمریکا به مناطق جنوبی کش
بِسمِ رَبِّ الشُهَداءِ وَ الصِّدّیقین
حتما قرار نیس که دشمن روستاهارو بزنه...
یه بچه روستایی اگه واقعا شهید باشه خودش میره به استقبالش😭
آره بچه روستایی هاهم شهید میشن😭😭😭
مأوا•`
😭 -شهیدِ مظلوم،علیرضا قاسمی- سرباز شهیدی که امروز بامداد تو حمله ی شوم آمریکایی-صهیونی به آسایشگاه پ
همولایتی بودیم(:
فارغالتحصیل مهندسی دانشگاه ولیعصر بود.
زیاد پیش میومد که میدیدیم همو و رو در رو میشدیم،تنها چیزی که ازشون یادمه چهره ی بسیااار نورانی ای بود که درکش همیشه خارج از ذهنم بود(((:
همین چند هفته پیش بود که اومدن خونمون...
اون شبی که به بهونه ی هفته ی معلم بابام معلمای مدرسه رو دعوت کرد خونمون؛
آقای قاسمی(پدر شهید که از معلمین بودند)به بابام گفت علیرضا هم تازه از پادگان اومده،بهم گفته میشه شبی که خونه ی آقای ابراهیمی دورهمی دارین منم بیام؟
دلم برای مدیرم تنگ شده..😭
بابای منم حسابی خوشحال که قراره دانش آموز قدیمیشو ببینه...
استقبال کرد و دعوتشون کرد.
عکس یادگاری ای گرفتیم که فکر نمیکردیم اینجور به یادگار بمونه!!!😭
حالا بابام مدام بغضشو قورت میده و میگه
از بهترین دانش آموزام بود،
خداروشکر که سه سال لیاقت معلمی واسه این جوونِ پاک و رعنا رو داشتم😭
برای اینجور پسر پاک و مؤمنی،لیاقتش کمتر از شهادت نبود.....
راست میگه
همه ی ما مردم روستا میشناختیمش...
پاک بود و مظلوم.
نورانی بود،خیلی زیاد...
منم هرچی فکرشو میکنم
واقعا لیاقتش کمتر از شهادت نبود😭
مبارکت باشه رسیدن به لیاقتت...
مبارکت باشه😭🥀
اینکه از این پادگان ۷ نفر شهید شن،ستاشون رفسنجانی باشن،و یکیشون همولایتی من و بقیه ی مردم روستام باشه،
واسمون جز افتخار چیزی نیس😭