هدایت شده از اشتباه.
خیلی به این فکر میکنم که من توی زندگیش چه نقشی دارم. آیا در حد یه جوک خنده دار موندم یا تبدیل شدم به یه موریانه که داره تموم فکرش رو پودر میکنه؟ شاید یه خواب شدم، یه شخصیت غیرواقعی که بعضی وقتا میره رومخش؟ شاید تبدیل شدم به یه سوژه که مسخرم کنه. شایدم هنوز براش یه معمام؟ من چیم؟
Peculiar
نامه سهراب سپهری به خواهرش وقتی در پاریس بود:
برای دسترسی به بقیه نامه های محرمانه سهراب به دوستاش، نمیدونم خودتون یه کاری بکنید.