پاییز واقعا برای من خیلی دوست داشتنیه حتی من خیلی مشتاقم امسال بعد از غروب خورشید شمع morning coffee روشن بکنم و توی پتو بپیچم و قهوه فندقی بخورم و پنجره رو باز بزارم تا بوی بارون بیاد توی اتاق و سیزن 3 only Murders in the Building ببینم
من فکر کنم تقریبا آمادگیشو دارم تا روحم رو به موزیک های انهایپن بفروشم💆🏻♀
احتمالا تو مثل ماه باشی ، شب هارو روشن بکنی ، همیشه زیبا باشی و من هیچوقت از نگاه کردن بهت خسته نشم
هدایت شده از قِید
و اما من روزهای بسیاری از لرزی که زندگی بر تنم می انداخت به اغوش تو پناه بردم
اغوش تو میان هجوم جمعیت و صداهای پس زمینه وقتی پا بلند کرده بودم تا بتوانم به تو برسم مانند پناه و تکیه گاهی بود که از هر دل اشوبه ای در مقابل من محافظت میکرد
اغوشی که تنها یک بار احساس شد و بعد ها هزاران بار تنها خیال بود که دست بر شانه ام می انداخت
عزیز من ، ما ادم های معمولی ای برای هم نبودیم ، شروع معمولی ای هم نداشتیم ، بالا بلندی های بسیاری هم برای همدیگر ساختیم و خراب کردیم ، بارها تا مرز دره رفتیم و باز گشتیم و اما هنوز هم من میتوانم به تکرار هر سال برایت بنویسم ، که درب قلب من ، هیچ گاه به روی تو بسته نخواهد شد .
آبی دوردست ، نور و پناه ، تولدت مبارک ❤️🩹
-@abdittory
نور تابنده تولدت مبارک
وقتی این پیام رو دیدم واقعا یک لحظه قلبم روشن شد ، ممنونم ازت :)