این روزا خیلی ژیجیو رو توی خودم احساس میکنم اینکه از بین سیاهی راهش رو ادامه داد و حتی رویاش هم اون سفیده مطلق نبود و چیزی که میخواستش انگار برای اون نبود حتی وقتی که بهش رسید
حداقل باعث میشه فکر نکنم من تنها ادمی ام که برای رویا های سفید و درخشان نیست
ببخشید ووکالش اصلا شوخی نداره چجوری تا الان هیچ ایده ای نداشتیم انقدر خفنه
بهش گوش میدم وقتی که سرم رو از پنجره بردم بیرون و سعی میکنم بیلی ، سرما ، آبی و زیبایی اون موهای مشکی رو احساس بکنم