پَهژاره𐙚
غریباً ، وحیداً ، فریدا ؛ میگفت خواهرت دیر رسیدا . . " ¹²⁸ ¹³³ "
تا <عباس¹³³> کفیل است ؛ چه هراسی از یزیدیان !
پَهژاره𐙚
-
صدای تو که میگفتی "تولد این حقیر اصلا قابل اعتنا نیست " در سرم میپیچد .
عکست را نگاه میکنم و اشک میریزم به رغم تمام جشن تولدهای دنیا !