#حکایت_قدیمی_کوهستان
جوانی با دوچرخه به پیرزنی برخورد کرد و به جای عذرخواهی و کمک کردن به پیرزن شروع کرد به خندیدن و مسخره کردن و سپس راهش را ادامه داد و رفت
#پیرزن جوان رو صدا کرد و گفت یه چیزی از تو افتاده ، جوان به سرعت #برگشت و شروع کرد به جستجو کردن اطراف
پیرزن به جوان گفت مروت و #مردانگی ات به زمین افتاد ، هرگز آنرا نخواهی یافت
زندگی اگر خالی از #ادب و احساس و احترام و اخلاق باشد هیچ ارزشی ندارد.....
زندگی #حکایت قدیمی #کوهستان است ، صدا می کنی و می شنوی ، پس به نیکی صدا کن ، تا به نیکی به تو پاسخ دهد...
🏴 @jafar1352hodaei