eitaa logo
«متن و مقالات»
9 دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
376 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یک فرصت طلایی برای ایران امروز یک رژیم تروریستی هسته ای به پايتخت و برخی از شهرهای ایران حمله کرده است. درست است که پدافند قدرتمند ایران توانسته آبروی موشک های اسرائیلی را ببرد اما اگر این موشک ها با کلاهک هسته ای شلیک می‌شدند دیگر همه چیز فرق می‌کرد. تنها چیزی که جلوی حمله هسته ای را ممکن است بگیرد این است که شما هم دارای قدرت هسته ای تهاجمی نظامی باشید. همه ما امروز وظیفه داریم که به سرعت روی مطالبه هسته ای شدن ایران عزیز خود کار کنیم. این مردم ایران تاکنون همه جوره پای ایران و دین خود ایستاده اند و با حاکمیت همیشه راه آمده اند و در این 45 سال باهمه کمبود ها و کاستی های حاکمیت کنار آمده اند و عزیزترین های خود را برای امنیت و آرامش این خاک فدا کرده اند. امروز با دشمنی طرف هستیم که در یک سال گذشته نشان داده از هر جنایتی دریغ نمیکند و کودک کشی برای این موش های کثیف ملعون افتخار محسوب می‌شود. با توجه به سرخوردگی شدید نتانیاهو و دولت افراطی اسرائیل که امروز فرزندان ایران یکبار دیگر آنها را بی حیثیت کرده اند، امکان دست زدن به هر جنایتی برای حفظ موجودیت خود از سوی اسرائیل وجود دارد. در یک سال گذشته از همان ابتدای جنگ بارها تاکید کردم که جنگ کنونی ما با اسرائیلی ها یک جنگ موجودیتی است و رفتار آنها و عبور از خطوط قرمز هایی که حتی در جنگ های جهانی هم نقض نشده بود گواه این امر است. اعترافات آنان خصوصا با لفاظی های آخرالزمانی و ارتباط این جنگ با سرنوشت نهایی اسرائیل گواه این موضوع است. از آنجایی که امروز همه دنیا دیدند یک رژیم اتمی به ایران حمله کرده است بهترین فرصت است که یک مطالبه ملی و حتی فرا ملی برای تبدیل ایران به یک قدرت هسته ای شکل بگیرد. هرکسی در هر جایگاه شغلی که در این کشور هستید باید سعی کنید در رشد و به نتیجه رسیدن این مطالبه تمام تلاش خود را انجام دهید خصوصا دیگر خود حاکمیت در ماه های گذشته پالس های موافق به این موضوع را فرستاده است. سخن آخرم با آقايان نماینده مجلس است. آقایان نماینده امروز شما یک فرصت تاریخی برایتان رقم خورده است که از یک سو می تواند باعث شود نام شما به عنوان قهرمان ملی در تاریخ ایران ثبت شود و امروز همه ایرانیان و حتی همه انسان هایی که قلب هایشان در کنار ایران و علیه اسرائیل است شما را به عنوان قهرمان بشناسند و حتی بعد ها آیندگان نیز از شما به عنوان امیرکبیر جدید یا شهید مدرس دیگر به نیکی از شما یاد کنند و تا قیامت دعای خیر پشت سرتان باشد. البته توجه داشته باشید که دقیقا این روند می‌تواند برعکس شود. همه می‌دانند کلید هسته ای شدن ایران در مجلس زده می شود، شما در زمانی هستید که تصمیم اشتباه‌ شما می‌تواند برای همیشه در تاریخ شما را به عنوان شاه حسین های جدید یاد کنند که در آن صورت چیزی جز شرم و نفرین فرزندان این خاک و همه آزادگان جهان که امروز چشم امید آنان به محور مقاومت است برایتان فرستاده نمی‌شود. مجلس محل قدرت نمایی سیاست ایران است و حتی یک نماینده می‌تواند سرنوشت ایران را تغییر دهد البته اگر به راه خود باور داشته باشد و اراده کرده باشد برای ایران و یارانش یک عمر امنیت به ارمغان بیاورد یا حداقل باور داشته باشد می‌تواند با استفاده از قدرتی که مردم به وی امانت داده اند،حاکمیت را به تغییر رفتار وا دارد. شما می‌توانید برای تغییر سیاست هسته ای کنونی که انصافا یکی از سیاست های ضرر ده ما در این زمان است، دست به کار شوید. ما در این سال‌ها هزینه هسته ای شدن را داده ایم و تحریم شده ایم اما از این طرف قضیه آش نخورده و دهان سوخته برایمان بوده است. شما سهم خودتان را با تمام وجود انجام دهید و ان شاء الله برکت این کار شما باعث می‌شود ایران عزیز ما برای همیشه به بازدارندگی هسته ای دست پیدا کند. نه تنها نمایندگان بلکه تک تک ایرانیان می‌توانند و باید در این زمان خاص با تمام توان فعال شوند. از همه مهمتر حاکمیت ایران می‌تواند با توجه و انجام این مطالبه ملی یک انسجام ملی بی نظیر ایجاد کند که در سال‌های آتی که دوره جنگ های جهانی است به شدت به درد ایران می‌خورد. همیشه اینگونه فرصت ها تکرار نمی‌شود پس به هیچ وجه نگذارید خناس های نفوذی دشمن با ترساندن از تحریم و حمله نظامی جلوی یافتن این ابزار قدرت و ان شاء الله تثبیت نهایی هژمون ایران به عنوان یک ابرقدرت بزرگ را بگیرند. نسل های ما که بخاطر تحریم هایی که به بهانه هسته ای و قدرت نظامی و... بوده است زندگی سختی داشتیم پس بیایید حداقل برای فرزندانمان کاری کنیم تا آنها با آرامش و رشد اقتصادی در کنار قدرت نظامی و امنیت حاصل از آن زندگی شایسته ای داشته باشند . دوستان عزیز کمترین نقش شما انتشار این مطالبه است و مطمئن باشید هستند کسانی که با همه اراده خود، پای کار بیایند. یاعلی آبان ١۴٠٣ ميلاد رضایی @CITYOFSUN
نقشه آمریکا برای حمله مجدد به ایران در تحت لوای اسرائیل ایالات متحده تصمیم گرفت 12 بمب افکن سنگین B-52 و ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن را به خاورمیانه بفرستد. در حالی که آخرین بار که 24 فروند جنگنده F-16 و12 فروند KC-135R به بهانه سوخت گیری آنها وارد منطقه ما شده بودند اسرائیل و آمریکا یک حمله همه جانبه چند مرحله ای علیه ایران را آغاز کردند. درواقع به بهانه نیاز آن جنگنده ها آمریکا ناوگان سوخت‌رسان مورد نیاز حمله گسترده اسرائیل و متحدانش به ایران را به منطقه فرستاده بود. بزودی وضعیت مشابهی در هنگام ورود B-52 ها به منطقه ما رخ خواهد داد. بنابراین، هم قدرت آتش و هم تعداد سوخت رسان های آمریکایی برای حمله همه جانبه اسرائیل (آمریکا و متحدانش ) افزایش می یابد. به احتمال بسیار زیاد اگر حمله ایران به اسرائیل انجام شود و این حمله به اندازه کافی قدرتمند نباشد و دوباره صرفا در سطح یک اخطار باشد،آمریکا و اسرائیل این شانس را پیدا می‌کنند که یک حمله سنگین تر به ایران طراحی کنند و احتمالا برای کاهش خطر حملات یاران ایران، بمب افکن های استراتژیک B-52 علیه یمن مورد استفاده قرار خواهند گرفت. دقیقا مانند دفعه قبلي که بمب افکن های b_2 در یمن تمریناتی را پیش از حمله اسرائیل به ایران انجام داده بودند اگر آمریکا بتواند توانایی دفاع هوایی یمن به رهبری انصار الله را در ارتفاع پایین و متوسط نیز از بین ببرد ، آنگاه می‌تواند، با خیال کاملا راحت بمب افکن های b52 را علیه یمن آزمایش کندو. اینجاست که ایران باید به هر نحوی که می‌تواند سامانه‌های دفاع هوایی بسیار جامع‌تر ساخت ایران یا روسیه را به یمن سریعا ارسال کند (یا امیدوارم ارسال کرده باشد) در حالی که این جنگنده ها، هواپیماهای سوخت‌رسان و بمب افکن های آمریکایی در منطقه در حال انباشته شدن هستند، ایالات متحده با کمال وقاحت به ایران می گوید که پاسخ حمله اسرائیل را ندهد و در دنیا فریاد می‌زند که ایران با اقدامات خود تنش را در منطقه غرب آسیا افزایش می‌دهد و ایران باید این کار ها را متوقف کند. اینگونه آمریکا می‌خواهد با مهار ایران راه را برای تکرار یک حمله سنگین دیگر به ایران باز کند البته بار دیگر این حمله به اسم اسرائیل انجام خواهد شد و بهانه آغاز آن هم حمله آتی ایران به اسرائیل و حتی اگر ایران هیچ کاری نکند به بهانه حمله مقاومت به طویله ای است که نتانياهو ساکن آن بوده است،عملیات خود را آغاز می‌کند. اینگونه آمریکا می‌تواند بالاترین حمایت از حمله احتمالی جدید اسرائیل را تکرار کند. فراموش نکنید در حالت عادی نزدیک شدن بمب افکن های B-52 به حریم هوایی ایران یک حرکت انتحاری خواهد بود،چراکه رادار گریز که نیست هیچ بلکه هدف بسیار راحتی برای پدافند هاوایی دوربرد ما محسوب می‌شود اما وقتی آمریکا و اسرائیل با استفاده از حجم زیادی از سامانه های موشکی دوربرد رادارهای ایران مورد هدف قرار بدهند دیگر این عملیات پرواز این بمب افکن یک عملیات انتحاری نخواهد بود. درست مانند حملات موشکی کروز جامع روسیه علیه اوکراين یا همان حمله همه جانبه ای که اسرائیل و آمریکا در هفته گذشته علیه ایران می‌خواستند اجرا کنند که به لطف خدا و شاهکار سامانه های پدافند هوایی ایران شکست خورد. در آن زمان B-52 ها را می توان با خیال راحت در پشت تعداد زیادی از جنگنده ها به بمباران گسترده مراکز حیاتی ایران دست بزنند. توجه کنید در آن زمان حتی آمریکا می‌تواند حمله را به گردن نگیرد زیرا آنها و نیروهای هوایی اسرائیل دارای مهمات یکسان هستند، بدون شبکه راداری ایران هیچ مدرکی را نمی تواند مبنی بر دست داشتن آمریکا ارائه کند و همه دنیا فکر می‌کنند اسرائیل این قدرت را داشته است که چنین ضربه ای به ایران بزند و اینگونه بزرگترین حمله هوایی مدرن و جامع در تاریخ ایالات متحده و اسرائیل را می توان به گونه ای نشان داد که گویی تنها اسرائیل حمله را انجام داده است. البته در حالت عادی حضور این حجم از تسلیحات فقط برای تهدید ایران نیست بلکه ممکن است هدفشان این است که سعی کنند که کشورهای منطقه و ایران را با وحشت حمله گسترده وادار به تسلیم کنند و به رسانه ها جوری تبلیغ کنند که مردم دنیا فکر کنند که اسرائیل اینقدر قدرتمند است که همه را تسلیم خود کرده است. از سوی دیگر یک احتمال دیگر است که اگر حمله آمریکا به ایران مانند دفعه قبلی شکست بخورد، اسرائیل دست به یک حمله پرچم دروغین بنزد و اگر اسراییل حمله ای با پرچم دروغین انجام دهد که ایالات متحده را هدف قرار داده باشد آنگاه می‌تواند در بحبوحه انتخابات آمریکا با یک پروپاگاندای سنگین ترامپ را رئیس جمهور کنند و اینگونه وی کاملا مدیون اسرائیل خواهد بود.
نقشه آمریکا برای حمله مجدد به ایران در تحت لوای اسرائیل ایالات متحده تصمیم گرفت 12 بمب افکن سنگین B-52 و ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن را به خاورمیانه بفرستد. در حالی که آخرین بار که 24 فروند جنگنده F-16 و12 فروند KC-135R به بهانه سوخت گیری آنها وارد منطقه ما شده بودند اسرائیل و آمریکا یک حمله همه جانبه چند مرحله ای علیه ایران را آغاز کردند. درواقع به بهانه نیاز آن جنگنده ها آمریکا ناوگان سوخت‌رسان مورد نیاز حمله گسترده اسرائیل و متحدانش به ایران را به منطقه فرستاده بود. بزودی وضعیت مشابهی در هنگام ورود B-52 ها به منطقه ما رخ خواهد داد. بنابراین، هم قدرت آتش و هم تعداد سوخت رسان های آمریکایی برای حمله همه جانبه اسرائیل (آمریکا و متحدانش ) افزایش می یابد. به احتمال بسیار زیاد اگر حمله ایران به اسرائیل انجام شود و این حمله به اندازه کافی قدرتمند نباشد و دوباره صرفا در سطح یک اخطار باشد،آمریکا و اسرائیل این شانس را پیدا می‌کنند که یک حمله سنگین تر به ایران طراحی کنند و احتمالا برای کاهش خطر حملات یاران ایران، بمب افکن های استراتژیک B-52 علیه یمن مورد استفاده قرار خواهند گرفت. دقیقا مانند دفعه قبلي که بمب افکن های b_2 در یمن تمریناتی را پیش از حمله اسرائیل به ایران انجام داده بودند اگر آمریکا بتواند توانایی دفاع هوایی یمن به رهبری انصار الله را در ارتفاع پایین و متوسط نیز از بین ببرد ، آنگاه می‌تواند، با خیال کاملا راحت بمب افکن های b52 را علیه یمن آزمایش کندو. اینجاست که ایران باید به هر نحوی که می‌تواند سامانه‌های دفاع هوایی بسیار جامع‌تر ساخت ایران یا روسیه را به یمن سریعا ارسال کند (یا امیدوارم ارسال کرده باشد) در حالی که این جنگنده ها، هواپیماهای سوخت‌رسان و بمب افکن های آمریکایی در منطقه در حال انباشته شدن هستند، ایالات متحده با کمال وقاحت به ایران می گوید که پاسخ حمله اسرائیل را ندهد و در دنیا فریاد می‌زند که ایران با اقدامات خود تنش را در منطقه غرب آسیا افزایش می‌دهد و ایران باید این کار ها را متوقف کند. اینگونه آمریکا می‌خواهد با مهار ایران راه را برای تکرار یک حمله سنگین دیگر به ایران باز کند البته بار دیگر این حمله به اسم اسرائیل انجام خواهد شد و بهانه آغاز آن هم حمله آتی ایران به اسرائیل و حتی اگر ایران هیچ کاری نکند به بهانه حمله مقاومت به طویله ای است که نتانياهو ساکن آن بوده است،عملیات خود را آغاز می‌کند. اینگونه آمریکا می‌تواند بالاترین حمایت از حمله احتمالی جدید اسرائیل را تکرار کند. فراموش نکنید در حالت عادی نزدیک شدن بمب افکن های B-52 به حریم هوایی ایران یک حرکت انتحاری خواهد بود،چراکه رادار گریز که نیست هیچ بلکه هدف بسیار راحتی برای پدافند هاوایی دوربرد ما محسوب می‌شود اما وقتی آمریکا و اسرائیل با استفاده از حجم زیادی از سامانه های موشکی دوربرد رادارهای ایران مورد هدف قرار بدهند دیگر این عملیات پرواز این بمب افکن یک عملیات انتحاری نخواهد بود. درست مانند حملات موشکی کروز جامع روسیه علیه اوکراين یا همان حمله همه جانبه ای که اسرائیل و آمریکا در هفته گذشته علیه ایران می‌خواستند اجرا کنند که به لطف خدا و شاهکار سامانه های پدافند هوایی ایران شکست خورد. در آن زمان B-52 ها را می توان با خیال راحت در پشت تعداد زیادی از جنگنده ها به بمباران گسترده مراکز حیاتی ایران دست بزنند. دوستان گرامی توجه کنید در آن زمان حتی آمریکا می‌تواند حمله را به گردن نگیرد زیرا آنها و نیروهای هوایی اسرائیل دارای مهمات یکسان هستند، بدون شبکه راداری، ایران هیچ مدرکی را نمی تواند مبنی بر دست داشتن آمریکا ارائه کند و همه دنیا فکر می‌کنند اسرائیل این قدرت را داشته است که چنین ضربه ای به ایران بزند و اینگونه بزرگترین حمله هوایی مدرن و جامع در تاریخ ایالات متحده و اسرائیل را می توان به گونه ای نشان داد که گویی تنها اسرائیل حمله را انجام داده است. البته در حالت عادی حضور این حجم از تسلیحات فقط برای تهدید ایران نیست بلکه ممکن است هدفشان این است که سعی کنند که کشورهای منطقه و ایران را با وحشت حمله گسترده وادار به تسلیم کنند و به رسانه ها جوری تبلیغ کنند که مردم دنیا فکر کنند که اسرائیل اینقدر قدرتمند است که همه را تسلیم خود کرده است. از سوی دیگر یک احتمال دیگر است که اگر حمله آمریکا به ایران مانند دفعه قبلی شکست بخورد، اسرائیل دست به یک حمله پرچم دروغین بنزد و اگر اسراییل حمله ای با پرچم دروغین انجام دهد که ایالات متحده را هدف قرار داده باشد آنگاه می‌تواند در بحبوحه انتخابات آمریکا با یک پروپاگاندای سنگین ترامپ را رئیس جمهور کنند و اینگونه وی کاملا مدیون اسرائیل خواهد بود.
بعد از اخراج وزیر دفاع یا در اصل وزیر جنگ اسرائیل،یسرائیل کاتس معروف به بلدوزر که به رویکرد تقابل‌گرایانه‌اش معروف است از سوی نتانیاهو به سمت گماشته شده است. این فرد قبلا اردوغان را به سرنوشتی شبیه به سرنوشت صدام حسین تهدید کرده بود، دستور داده بود لبنان را تا زمانیکه «به عصر حجر» برگردد، بمباران شود و مدت‌ها از نابودی ایران دفاع می‌کرد. در حالی گالانت اخیراً برکنار شده است،با آمدن کاتس، نتانیاهو حداقل 32 کرسی لیکود و ده ها کرسی دیگر از متحدان راست افراطی را در اختیار دارد که همگی از استراتژی "پیروزی افراطی" حمایت می کنند. این همسویی احتمالاً منجر به تشدید بیشتر، گشودن جبهه‌های جدید و تشدید درگیری با ایران خواهد شد. با برکناری گالانت - آخرین صدای متعادل تر نسبت به بقیه این وحوش (وی در کابینه اسرائیل به دنبال آتش بس و تبادل گروگان بود) به نظر می رسد هر گونه چشم اندازی برای کاهش تنش در منطقه کاهش یافته مگر سیاست کاهش تنش با اهرم زور یعنی باید اینقدر بر سر این رژیم کوبید تا وی فلج شود. دوستان عزیز دقت فرمایید افرادی مانند کاتس و نتانیاهو، که به یک موضع تندرو متعهد هستند، احتمالاً درگیری را به سمت جبهه‌های جدید و تشدید شده سوق می‌دهند و این نشان می‌دهد که اگر ایران حتی یک قوم کوتاه بیاید آنگاه خشونت دشمنان ایران ممکن است تازه شروع شده باشد و مطمئنا در خاک ایران به دنبال باز کردن جبهه های جدید خواهند بود. امروز بدترین زمان برای قبول فشار سیاسیون میباشد که سطح تنش را ایران یک طرفه بخواهد کاهش دهد و من مطمئن هستم این موارد توسط فرماندهان ارشد ما لحاظ می‌شود. بدترین اتفاقی که امروز ممکن است رخ دهد ارسال پالس کوتاه آمدن توسط ایران است که همان پالس ضعف تعبیر می‌شود https://eitaa.com/cityofsun
ایران،شهر خورشید: اسرائیل حمله هوایی سنگینی به سوریه انجام داده است. در شرایط کنونی اینکار بدون حمایت کامل آمریکا امکان پذیر نیست. همان آمریکایی که عده نادان در داخل در این شرایط پالس مذاکره با آن را سر می‌دهند. بگذارید کمی با این آمریکا و تحرکات کنونی آن آشنا شوید تا ببینید این جماعت خواسته یا ناخواسته در حال خیانت بزرگی به ایران هستند. دولت کنونی پاکستان و نیروهای مسلط در کردستان عراق توسط آمریکا روی کار آمده و حمایت می‌شوند و استعداد عجیبی در حمایت و رابطه با اسرائیل دارند. دولت ترکیه با نیروی نظامی خود امروز بزرگترین حامی و مجری طرح های آمریکا و اسرائیل در منطقه در عراق بوده و است. اگر فراموش نکرده باشید باید نقش ترکیه در حمله به سوریه و تعامل و شکل گیری گروه های تروریستی را در بهار عربی دیده اید. در یکسال گذشته اسرائیل به 6 کشور منطقه حمله کرده است .با اینکه این حملات بجز لبنان و فلسطین اشغالی در بقیه نقاط بیشتر جنبه نمادین یا حالت ترور را داشته است اما اینکار را با حمایت و پشتیبانی مستقیم آمریکا انجام داده است. امروز همان آمریکا در حال تجهیز سریع ترکیه برای حمله به همسایگان خودش است. تصور کنید اگر تانک های ترکیه به جای تانک های اسرائیلی به سمت ایران و سوریه حرکت کنند و ترکیه با ایران و یارانش در محور مقاومت وارد درگیری گسترده شود آنگاه آمریکا، اسرائیل و نانو از او حمایت کرده و در مرزهای ایران درگیری آغاز می‌شود. اگر از این منظر نگاه کنید خواهید ترکیه با تضعیف و درگیر کردن مقاومت به اسرائیل فرصت تنفس می‌دهد و آمریکا و اسرائیلی که در حمله به ایران ناکام بودند اما پاسخی از ایران دریافت نکردند با خیال راحت تر و گستاخ تر از همیشه از طریق هوا به ایران حمله خواهند کرد. و البته پیش از آن مقاومت را تضعیف می کنند، چراکه خیالشان راحت است در ایران دولتی سرکار هست که وزیر امور خارجه آن دائما یک حرف را تکرار می‌کند و آن این است برای مذاکره آماده ایم.حال آمریکا خیالش آنقدر راحت است که کسانی در ایران هستند که جلوی عملیات وعده صادق ایران را گرفتند و در آینده با تضعیف حاکمیت ایران، آنها با توجه به در اختیار داشتن رسانه های داخلی و خارجی قدرت بیشتری برای زمین زدن حرف رهبر ایران پیدا می‌کنند. در این حال مطمئن باشید فاز سوم و چهارم هم آغاز می‌شود. ممکن است در فاز سوم و چهارم پاکستان ونیروهای تروریستی تجزیه طلب در اطراف ایران به همراه اسرائیل و آمریکا در داخل شهرهای مرزی ضربه مهلکی وارد کنند. هرگز فراموش نکنید که آمریکایی ها در پاکستان، عمران خان را سرنگون کردند و خانواده شریف که درواقع مامور MI6 بود، جایگزین دولت عمران خان شده تا در چنین روزی به درد آمریکایی ها بخورد. به همین ترتیب طبل فقر و جنگ در منطقه گسترده ای در اطراف ایران از ترکیه بگیرید تا پاکستان و حتی افغانستان علیه ایران زده شود که در پشت سر اسرائیل و آمریکا می‌خواهند به ایران حمله کنند تا بتوانند موجودیت اسرائیل را حفظ کنند و یکبار برای همیشه ایران را از فکر هژمون شدن بیرون کنند و به مرور با افزایش فشار حاکمیت ایران دچار فروپاشی داخلی شود. امروز در کل منطقه خصوصا ترکیه مردمانی هستند که سرخورده از رفتار حاکمان خود علیه اسرائیل شعار می‌دهند و به تدریج به سمت ایران متمایل می‌شوند این اتفاق در پاکستان بیشتر از ترکیه نمود دارد اما در ترکیه و کشورهای عربی هم این اتفاق در حال وقوع است و مقامات این کشور ها به شدت نگران شده اند، پس حاضر هستند هر هزینه ای را بابت تنبیه ایران بپردازند خصوصا وقتی مطمئن هستند بعد از هر حمله وزیر امور خارجه ایران به پزشکیان زنگ میزند و می‌گوید آمریکایی ها هنوز تو را آدم حساب نکرده اند و پیشنهاد مذاکره ما را رد کرده اند باید دولت بیشتر برایشان سر و دم تکان دهد. کشورهای منطقه خصوصا ترکیه آماده هستند برای اینکه از مشکلات داخلی خلاص شوند و از همه مهمتر مشکل اسرائیل را حل کنند با ایران درگیر شوند چراکه آنها با اینکار می‌توانند توده های مردم خود را که در ناامیدی و سرخوردگی غوطه‌ور هستند را به یک نیروی ضربه زننده با توانایی بالا برای حمایت از اسرائیل تبدیل کنند. در این صورت شاهد آن خواهیم بود که مانند دوران جنگ تحمیلی و صدام کوک شده توسط غرب و شرق، اینبار هم دو قدرت بزرگ مسلمان علیه یکدیگر درگیر می‌شوند و اسرائیل خیالش راحت می‌شود . توجه فرمایید حتی اگر حاکمان ترکیه و سایر حاکمان منطقه ما با این طرح موافق نباشند با فشار و تهدید آمریکا مجبور به این اقدام می شوند زیراکه به آنها گفته شده در غیر این صورت توسط موساد ترور خواهند شد
تحلیل جامع: اهمیت سوریه در راهبرد آمریکا و اسرائیل پس از شکست نظامی علیه ایران @CITYOFSUN خاورمیانه امروز، به‌عنوان یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیک جهان، شرایط بسیار خاص و مهمی را تجربه می‌کند. پس از شکست سنگین عملیات حمله هوایی اسرائیل و آمریکا و متحدانش علیه ایران، ایران و یارانش در محور مقاومت نه‌تنها قدرت خود را بیشتر به رخ جهانیان کشیدند ، بلکه اقتدار خود را در بین کشورهای منطقه به‌طور چشمگیری افزایش داده اند . فراموش نکنید که اسرائیلی ها قبل از حمله چطور شاخ و شونه می کشیدند که همه چیز را تغییر می‌دهیم، ایران را به 40 سال قبل برمی‌گردانیم و.. اتفاقا کشورهای منطقه نیز باور کرده بودند نمونه آن ترکیه و عربستان سعودی و امارات که واقعا باور کرده بودند کار ایران تمام است. حال دشمنان ایران برای احیای آبروی خود باید به سراغ ضعیف ترین حلقه اتصال محور مقاومت یعنی سوریه بروند. در این میان، سوریه به‌عنوان یک حلقه حیاتی در محور مقاومت، اکنون در مرکز توجه آمریکا، اسرائیل و حتی ناتو قرار گرفته است. این مقاله به بررسی دلایل تمرکز دشمنان بر سوریه، اهمیت استراتژیک آن، و نقش پدافند هوایی برای بازداشت حمله به این کشور در این معادله پیچیده می‌پردازد. شکست راهبردی آمریکا: حمله برنامه‌ریزی‌شده آمریکا و متحدانش علیه ایران، که با هدف نابودی زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران طراحی شده بود، در همان دقایق ابتدایی با شکست مواجه شد. این شکست نه‌تنها اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشید، بلکه محور مقاومت را بیش از پیش متحد و قدرتمند کرد. پس از این شکست، آمریکا و اسرائیل به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند مستقیماً ایران را هدف قرار دهند، بنابراین راهبرد خود را برای ضربه زدن به اعضای ضعیف تر ایالات متحده مقاومت یعنی سوریه تغییر دادند تا از طریق تضعیف این کشور، مسیرهای لجستیکی محور مقاومت را قطع کنند و پیکره واحد آن را تخریب کنند. سوریه از نظر جغرافیایی و سیاسی، یکی از کلیدی‌ترین نقاط در محور مقاومت است. دلایل زیر، اهمیت این کشور و تمرکز دشمن روی آن را در راهبرد جدید آمریکا و اسرائیل توضیح می‌دهد: پل ارتباطی محور مقاومت: سوریه، مسیری حیاتی برای انتقال تجهیزات، سلاح، و لجستیک از ایران به حزب‌الله در لبنان است. قطع این مسیر، توان عملیاتی محور مقاومت را تا حد زیادی در زمان کنونی محدود می‌کند. ارتش سوریه نیرویی باتجربه و استراتژیک: پس از یک دهه جنگ داخلی، ارتش سوریه به نیرویی باتجربه و مستحکم تبدیل شده است که می‌تواند به‌عنوان عامل بازدارنده‌ای مؤثر در مقابل اسرائیل عمل کند و حتی در صورت ورود زمینی محور مقاومت به جنگ با اسرائیل برای آزادسازی مناطق اشغالی به خوبی تاثیرگذار باشد، پس دشمن باید این ارتش را از معادلات محور مقاومت خارج کند. حضور روسیه در سوریه باعث نزدیکی این کشور با ایران می‌شود و در آینده این اتفاق باعث همگرایی بیشتر قدرت‌های محور شرق خواهد شد که این اتفاق به نقطه قدرت محور شرق تبدیل خواهد شد که جایگاه مهم و حیاتی را به ایران می‌دهد. نقش روسیه در سوریه، به‌عنوان یک متحد کلیدی، آمریکا و اسرائیل را نگران کرده است. حضور روسیه در سوریه نه‌تنها به حفظ امنیت این کشور کمک می‌کند، بلکه مانعی جدی برای مداخله‌های نظامی گسترده غرب است. 3. پدافند هوایی سوریه: سد راه برتری هوایی اسرائیل و ورود ترکیه به شمال سوریه و این به معنای شکست نقشه های آمریکا برای تجزیه شمال سوریه و عراق و قطع دسترسی ایران به لبنان است. یکی از اهداف اصلی آمریکا و اسرائیل، نابودی پدافند هوایی سوریه است. سامانه‌های پدافندی مانند Pantsir، Buk، Tor و حتی سامانه‌های قدیمی‌تر مانند S-200 نقش حیاتی در جلوگیری از حملات گسترده هوایی ایفا می‌کنند. یادآور میشوم ارتش سوریه، با حمایت ایران و روسیه، موفق شده است پدافند هوایی خود را بهبود بخشد و در مقابله با حملات اسرائیل، واکنش قابل توجهی نشان دهد. اما آمریکا و اسرائیل به فکر چه چیزی در سوریه هستند؟ بعد از شکست عملیات گسترده چند مرحله آنها علیه ایران اینبار آمریکا می‌خواهد عملیات SEAD/DEAD را در خود سوریه پیاده سازی کند. آمریکا و اسرائیل به دنبال اجرای عملیات SEAD (سرکوب پدافند هوایی) و DEAD (تخریب پدافند هوایی) در سوریه هستند تا آزادی عمل بیشتری در حریم هوایی این کشور داشته باشند. تشدید حملات به سوریه، بخشی از راهبرد گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل برای دستیابی به اهداف زیر است: 1. تضعیف محور مقاومت: نابودی زیرساخت‌های نظامی سوریه، توان محور مقاومت را در مقابله با اسرائیل و آمریکا به‌شدت کاهش می‌دهد. 2. نمایش قدرت: آمریکا و اسرائیل به دنبال بازسازی اعتبار نظامی خود پس از شکست در مقابل ایران هستند.
تحلیل جامع: اهمیت سوریه در راهبرد آمریکا و اسرائیل پس از شکست نظامی علیه ایران @CITYOFSUN خاورمیانه امروز، به‌عنوان یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیک جهان، شرایط بسیار خاص و مهمی را تجربه می‌کند. پس از شکست سنگین عملیات حمله هوایی اسرائیل و آمریکا و متحدانش علیه ایران، ایران و یارانش در محور مقاومت نه‌تنها قدرت خود را بیشتر به رخ جهانیان کشیدند ، بلکه اقتدار خود را در بین کشورهای منطقه به‌طور چشمگیری افزایش داده اند . فراموش نکنید که اسرائیلی ها قبل از حمله چطور شاخ و شونه می کشیدند که همه چیز را تغییر می‌دهیم، ایران را به 40 سال قبل برمی‌گردانیم و.. اتفاقا کشورهای منطقه نیز باور کرده بودند نمونه آن ترکیه و عربستان سعودی و امارات که واقعا باور کرده بودند کار ایران تمام است. حال دشمنان ایران برای احیای آبروی خود باید به سراغ ضعیف ترین حلقه اتصال محور مقاومت یعنی سوریه بروند. در این میان، سوریه به‌عنوان یک حلقه حیاتی در محور مقاومت، اکنون در مرکز توجه آمریکا، اسرائیل و حتی ناتو قرار گرفته است. این مقاله به بررسی دلایل تمرکز دشمنان بر سوریه، اهمیت استراتژیک آن، و نقش پدافند هوایی برای بازداشت حمله به این کشور در این معادله پیچیده می‌پردازد. شکست راهبردی آمریکا: حمله برنامه‌ریزی‌شده آمریکا و متحدانش علیه ایران، که با هدف نابودی زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران طراحی شده بود، در همان دقایق ابتدایی با شکست مواجه شد. این شکست نه‌تنها اعتبار نظامی آمریکا را به چالش کشید، بلکه محور مقاومت را بیش از پیش متحد و قدرتمند کرد. پس از این شکست، آمریکا و اسرائیل به این نتیجه رسیدند که نمی‌توانند مستقیماً ایران را هدف قرار دهند، بنابراین راهبرد خود را برای ضربه زدن به اعضای ضعیف تر ایالات متحده مقاومت یعنی سوریه تغییر دادند تا از طریق تضعیف این کشور، مسیرهای لجستیکی محور مقاومت را قطع کنند و پیکره واحد آن را تخریب کنند. سوریه از نظر جغرافیایی و سیاسی، یکی از کلیدی‌ترین نقاط در محور مقاومت است. دلایل زیر، اهمیت این کشور و تمرکز دشمن روی آن را در راهبرد جدید آمریکا و اسرائیل توضیح می‌دهد: پل ارتباطی محور مقاومت: سوریه، مسیری حیاتی برای انتقال تجهیزات، سلاح، و لجستیک از ایران به حزب‌الله در لبنان است. قطع این مسیر، توان عملیاتی محور مقاومت را تا حد زیادی در زمان کنونی محدود می‌کند. ارتش سوریه نیرویی باتجربه و استراتژیک: پس از یک دهه جنگ داخلی، ارتش سوریه به نیرویی باتجربه و مستحکم تبدیل شده است که می‌تواند به‌عنوان عامل بازدارنده‌ای مؤثر در مقابل اسرائیل عمل کند و حتی در صورت ورود زمینی محور مقاومت به جنگ با اسرائیل برای آزادسازی مناطق اشغالی به خوبی تاثیرگذار باشد، پس دشمن باید این ارتش را از معادلات محور مقاومت خارج کند. حضور روسیه در سوریه باعث نزدیکی این کشور با ایران می‌شود و در آینده این اتفاق باعث همگرایی بیشتر قدرت‌های محور شرق خواهد شد که این اتفاق به نقطه قدرت محور شرق تبدیل خواهد شد که جایگاه مهم و حیاتی را به ایران می‌دهد. نقش روسیه در سوریه، به‌عنوان یک متحد کلیدی، آمریکا و اسرائیل را نگران کرده است. حضور روسیه در سوریه نه‌تنها به حفظ امنیت این کشور کمک می‌کند، بلکه مانعی جدی برای مداخله‌های نظامی گسترده غرب است. 3. پدافند هوایی سوریه: سد راه برتری هوایی اسرائیل و ورود ترکیه به شمال سوریه و این به معنای شکست نقشه های آمریکا برای تجزیه شمال سوریه و عراق و قطع دسترسی ایران به لبنان است. یکی از اهداف اصلی آمریکا و اسرائیل، نابودی پدافند هوایی سوریه است. سامانه‌های پدافندی مانند Pantsir، Buk، Tor و حتی سامانه‌های قدیمی‌تر مانند S-200 نقش حیاتی در جلوگیری از حملات گسترده هوایی ایفا می‌کنند. یادآور میشوم ارتش سوریه، با حمایت ایران و روسیه، موفق شده است پدافند هوایی خود را بهبود بخشد و در مقابله با حملات اسرائیل، واکنش قابل توجهی نشان دهد. اما آمریکا و اسرائیل به فکر چه چیزی در سوریه هستند؟ بعد از شکست عملیات گسترده چند مرحله آنها علیه ایران اینبار آمریکا می‌خواهد عملیات SEAD/DEAD را در خود سوریه پیاده سازی کند. آمریکا و اسرائیل به دنبال اجرای عملیات SEAD (سرکوب پدافند هوایی) و DEAD (تخریب پدافند هوایی) در سوریه هستند تا آزادی عمل بیشتری در حریم هوایی این کشور داشته باشند. تشدید حملات به سوریه، بخشی از راهبرد گسترده‌تر آمریکا و اسرائیل برای دستیابی به اهداف زیر است: 1. تضعیف محور مقاومت: نابودی زیرساخت‌های نظامی سوریه، توان محور مقاومت را در مقابله با اسرائیل و آمریکا به‌شدت کاهش می‌دهد. 2. نمایش قدرت: آمریکا و اسرائیل به دنبال بازسازی اعتبار نظامی خود پس از شکست در مقابل ایران هستند.
ترکیه در لبه پرتگاه سقوط اجتماعی گروه تروریستی تحریر الشام اعلام کرد پرچم های ترکیه در حلب برای ما بی ربط است اگر جولانی زنده باشد مستقیماً به آنها واکنش نشان خواهد داد . جولانی هرگز دوست ندارد تحت کنترل دولتی مثل ترکیه ظاهر شود، به خصوص به دلیل نفوذ فزاینده اش بر ترکیه، او می خواهد برتری خود را بر ترکیه حفظ کند تا او آن را همتای اردوغان در بخش مذهبی ترکیه به حساب بیاورند. او بی سر و صدا ادعای حقوقش را دارد. در تحلیل هم عرض کردم ترکیه و دولت هایی که به اصطلاح فکر می‌کنند حلب را فتح کردند، نمی دانند که با جولانی درگیر چه نوع ماجراجویی شده اند. ماجرایی که سیا و موساد طراح آن هستند و مارپیچ وحشت، تغییرات جمعیتی و بحران های نظامی اولین آثار این حماقت آنهاست. از یک سو، جوانان ترکیه ای به عنوان مزدور با رویاهای جنگیدن در اوکراین و بسیار ثروتمند شدن و گرفتن پاسپورت غربی به جنگ اوکراین فراخوانده می‌شوند اما از سوی دیگر با افکار رادیکال سلفی دچار مغزشویی شده و به سوریه کشیده می شوند. این اتفاق در کل کشورهای به اصطلاح ترکستان بزرگ در آسیای میانه هم در حال رخ دادن است. همین امروز خبر رسید یک شهروند 17 ساله ترکیه ای در حالی که در صفوف سازمان تروریستی تحریر الشام در سوریه حضور داشت توسط ارتش سوریه کشته شد. دولت احمق ترکیه فکر کرده است می‌تواند چیزی شبیه محور مقاومت درست کند اما نمی‌داند با شیطان معامله کرده است. وقتی اردوغان با شیاطین دست داد درواقع سند تجزیه ترکیه را امضا کرده است.جوانان ترکیه ای داخل سوریه فقط مشتی از خروار هستند. خدا می‌داند در خود ترکیه چه تعداد دلسوز فریب خورده اسلام سلفی ، چه تعداد مبارز وهابی ، چه تعداد سلول خفته تروریستی یا گرگ تنها وجود دارد که هرگز به سوریه فرستاده نمی‌شوند. همه ناشناخته هستند. به آنها گفته شده هدف مقدس شما آزادسازی ترکیه است. نیازی به ورود این جماعت به سوریه نیست بلکه آنها خود لیدر جذب نیروی دیگری برای سوریه هستند. چه بسیار جوانان ترکیه ای که بی هدف، مستاصل، بی پول یا با اهداف جعلی هستند که می توانند برای عقاید رادیکال به سوریه بروند، البته با وعده پول برای حضور در اوکراین فراخوانده می‌شوند و اینها بزرگترین مشکلات آتی جامعه ترکیه است. جهان در حال تغییر است،حتی بدون این اتفافات خطر برای موجودیت ترکیه نزدیک است و باز هم جوانان ترک به عنوان مزدور با تایید دولت اخوانی اردوغان استخدام می شوند. وقتی رسانه های اجتماعی، رسانه های جریان اصلی، تعداد فزاینده ساختارهای مذهبی فساد اخوانی سلفی باهم ترکیب می‌شوند. آنها باز در بستر اقتصاد بسیار بیمار ترکیه در کنار نگرانی مردم ترکیه از آینده، بی پولی و ناراحتی ترکیب می شوند، برای هرکسی که کوچکترین اطلاعاتی از تاریخ تمدنی کشورها داشته باشد می‌داند که با این معجون خطرناک هرگز نتیجه خوبی حاصل نمی شود. منتظر اتفافات خطرناک در ترکیه باشید. البته فعلا سرریز این بحران به سوریه ریخته می‌شود اما این روند همیشگی نیست. یاعلی آذر ١۴٠٣ میلاد رضایی https://eitaa.com/cityofsun
استراتژی کشورهای همسایه و اشغالگران سوریه برای ایجاد آرامش نسبی در سوریه ‌ @CITYOFSUN آرامش کنونی سوریه که حاصل شوک حاصل از تصرف سریع این کشور توسط گروه های تروریستی است بزودی به پایان خواهد رسید اما بازیگران منطقه ای سوریه این اتفاق را به مشابه یک کابوس شوم می‌بینند چراکه با کوچکترین جرقه ای تمام منطقه به آتش سوریه خواهد سوخت. بحران کنونی سوریه یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های منطقه‌ای قرن اخیر است که نه‌تنها سوریه بلکه کل منطقه خاورمیانه را درگیر کرده است. امروز بازیگران متعددی شامل کشورهای همسایه، قدرت‌های جهانی، و گروه‌های تروریستی در این بحران نقش دارند . در این تحلیل، به بررسی دلایل اولیه کشورهای همسایه و اشغالگران در ایجاد آرامش نسبی در سوریه می‌پردازیم. بیایید نگاهی به اهداف کلیدی بازیگران کنونی سوریه داشته باشیم ترکیه از ابتدای بحران قبلی سوریه رویکردی ترکیبی از مداخله مستقیم نظامی و حمایت از گروه‌های نیابتی را دنبال کرده است. اهداف استراتژیک ترکیه شامل موارد زیر می‌شود: جلوگیری از تشکیل منطقه خودمختار یا کشور مستقل کردها: ترکیه نگران تشکیل یک دولت مستقل کرد در شمال سوریه است که می‌تواند به تلاش‌های جدایی‌طلبانه کردهای داخل ترکیه دامن بزند و نیمی از جنوب ترکیه را جدا کند. ایجاد مناطق حائل امنیتی: ترکیه از همان روزهای اول با اشغال بخش‌هایی از شمال سوریه تلاش کرده تا یک سپر انسانی برای امنیت مرزهای خود ایجاد کند. تقویت نفوذ منطقه‌ای: از طریق استفاده از گروه‌های نیابتی نظیر ارتش آزاد سوریه و سایر گروه های تروریستی خصوصا تحریرالشام ترکیه درصدد است نقش پیمانکار در آینده سوریه را ایفا کند. او می‌خواهد از این طریق امتیازات مالی و اقتصادی و امنیتی زیادی بدست بیاورد آمریکا آمریکا اگرچه در ابتدا اعلام کرده بود با هدف مقابله با داعش وارد سوریه شد، اما هدف اصلی او شامل مهار ایران و یارانش در محور مقاومت بود که به سمت اسرائیل نروند. امروز با خروج ایران از سوریه اهداف آمریکا دچار تغییر می‌شود از اهداف کنونی آمریکا می‌توان به ایجاد خاورمیانه جدید و... یکی دیگر از اهداف کنونی آمریکا کنترل منابع نفتی سوریه است. منابع نفتی شرق سوریه که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع درآمد دولت سوریه محسوب می‌شود، تحت کنترل نیروهای نیابتی آمریکا قرار گرفته است و درواقع آمریکا با همین کار توانست دولت بشار اسد را ساقط کند و در آینده با این منابع نفتی می‌خواهد همین نقش کنترلی را در سوریه ادامه دهد. همچنین یکی دیگر از اهداف اصلی آمریکا حمایت از استقلال کرد هاست. نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که عمدتاً متشکل از کردها هستند، برای آمریکا به‌عنوان یک نیروی محلی مؤثر در برابر دشمنان منطقه ای او عمل می‌کند و یک اهرم فشار سنگین بر ترکیه را بدست آمریکا میدهد. عربستان و قطر و امارات : این کشورها به عنوان بازیگران جدید و جدی سوریه از سال‌های ابتدایی جنگ داخلی سوریه، حمایت گسترده‌ای از گروه‌های مخالف دولت اسد انجام داده بودند اگرچه در سال‌های اخیر به‌تدریج از نقش آنها کم شده بود اما با خروج ایران از سوریه، آنان دوباره به صورت گسترده در سوریه حضور خواهند داشت. منافع این کشورها در اصل برای ایجاد یک قدرت برابر در مقابل هژمون تازه ایران در منطقه است. از طرف دیگر آنها می‌خواهند مطمئن شوند در نظم آینده منطقه غرب آسیا تاثیرگذار خواهند بود مباحث تغییر یافت ایدئولوژی منطقه نیز جزو اهداف آنهاست. و آخرین بازیگر تازه سوریه اسرائیل است. اسرائیل پس از خروج ایران به سمت سوریه لشکر کشی کرده و مناطقی از سوریه را به سرعت به خاک خود ضمیمه کرده است. اسرائیل پیش از سقوط دولت بشار اسد با انجام حملات هوایی منظم به مواضع ایران و حزب‌الله در سوریه، به‌دنبال مهار نفوذ آنها بود امروز باید نگران حمله به مواضع خود در سوریه باشد. حال این سوال پیش می آید که چرا ایجاد آرامش نسبی در سوریه برای این بازیگران حیاتی است؟ مدیریت درگیری‌های داخلی گروه‌ها بسیاری از گروه‌های شورشی و تروریستی حاضر در سوریه، تضاد جدی منافع داخلی دارند که می‌تواند موجب گسترش درگیری‌ها شود. بازیگران خارجی تلاش می‌کنند با ایجاد آرامش نسبی، این تضادها را مدیریت کنند تا منافعشان حفظ شود. حفظ منابع اقتصادی شرق سوریه که بخش اعظم منابع نفت و گاز سوریه را در خود جای داده است، برای بازیگرانی نظیر آمریکا و ترکیه اهمیت حیاتی دارد. خصوصا ترکیه که اگر به این منابع نرسد یک شبه از بزرگترین برنده سقوط دولت سوریه به بزرگترین بازنده اتفاقات اخیر تبدیل می‌شود. ترکیه بی آنکه بخواهد یک قمار بسیار خطرناک آغاز کرده است که به نظر می‌رسد به هر حال به تجزیه ترکیه منجر خواهد شد. هرچقدر هم تلاش کند صرفا آن را به تاخیر می اندازد و در نتیجه آن نمی تواند تغییری ایجاد کند.
ایران؛ قلعه‌ی استوار در برابر طوفان دشمنان با نگاهی ژرف به تاریخ سرزمین ایران، درمی‌یابیم که تهاجمات و توطئه‌های بی‌شمار هیچ‌گاه نتوانسته‌اند عزم راسخ و روحیه‌ی سربلند این ملت را بشکنند. امروز نیز، ایران در برابر هر تهدیدی با اقتدار می‌ایستد و دشمنانش را در حسرت تسلیم این سرزمین کهن وا می‌گذارد. در ادامه، با گسترش بحث‌های پیشین، نقشه راهی را ارائه می‌کنیم که نشان می‌دهد ایران چگونه به قلعه‌ای تسخیرناپذیر در برابر طوفان‌های سهمگین بدل شده است. (دشمنانی که شکست‌خورده‌اند و ملتی که پیروز است) ایران در طول قرون متمادی، از سد امپراتوری‌ها و قدرت‌های سلطه‌گر گذشته و پیروزمندانه به سوی آینده حرکت کرده است. این پیروزی نه فقط حاصل برخورداری از سلاح‌های پیشرفته یا نیروی نظامی مدرن است، بلکه مهم‌تر از همه، نتیجه‌ی روحیه‌ی اتحاد، استقامت و پایداری ملتی است که میراث‌دار تمدن‌های بزرگ تاریخی است. برای این مورد می‌توانیم صد ها و حتی هزاران نمونه تاریخی را بیان کنیم که برای اختصار هم شده به چند نمونه بسنده میکنیم. هشت سال دفاع مقدس: جنگ تحمیلی نه‌تنها باعث تضعیف ایران نشد، بلکه قدرت دفاعی و همبستگی داخلی را بیش از پیش تقویت کرد. از ایرانی که در این سال‌ها با دست خالی در مقابل تمام دنیا ایستادیم تا امروز که ایران یکی از هژمون های اصلی تازه احیا شده دنیا محسوب می‌شود. مقابله با تحریم‌ها: شاید نتوانیم بگوییم برای همه تحریم ها این اتفاق رخ داده اما قطعا برای همه تحریم هایی که ایران برای حل آن اراده واقعی داشته می‌توانیم بگوییم که همان تحریم هایی که به ملت ایران تحمیل شده بودند خود بدل به فرصتی برای خودکفایی و نوآوری شده است؛ از چرخه تولید سوخت هسته‌ای گرفته تا توسعه‌ی صنایع مهم و استراتژیک نظامی نفوذ قدرت هژمونیک ایران در تصمیم سازی های بین المللی به علت تشکیل محور مقاومت فراموش نکنید در تمام این مدت دشمنان ایران چه می‌خواستند؟ آنها خواستار تسلیم ملتی کهن با زور، تحریم و تهدید بودند اما در نهایت چه شد؟ ایرانی قدرتمندتر که امروز صدایش به گوش جهانیان می‌رسد و نشان داده کوچک‌ترین تجاوز به خاک و حقوقش، هزینه‌های سنگینی برای هر متجاوز را در پی دارد.... (سامانه‌های دفاعی ایران؛ پایان افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا) قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، همواره از صنعت نظامی‌شان به‌عنوان ابزار فشار استفاده کرده‌اند و تلاش داشتند خود را شکست‌ناپذیر جلوه دهند. اما ایران با تکیه بر دانشمندان جوان، متخصصان متعهد و دانشگاه‌های پیشرفته، صنایع دفاعی بومی را به حدی ارتقا داده که امروز نه تنها هرگونه تهدیدی را از سوی دشمن خنثی می‌کند بلکه خودش امروز صاحب سبک در نحوه جنگ و مقابله با دشمنان است که در دنیا درباره آن تدریس می‌کنند . از سوی دیگر این پیشرفت نظامی صنایع داخلی باعث می‌شود تا تامین امنیت منطقه ای و جهانی ایران به صورت داخلی و کاملا خودکفا انجام شود که حداقل در دو هزار سال گذشته در چنین سطحی از پراکندگی و سطح قدرت سابقه نداشته است، به عنوان مثال سامانه‌های پدافندی پیشرفته ایران توانستند براحتی بر یک سلسله حملات بسیار پیشرفته و گسترده آمریکا و متحدانش در پوشش پرچم اسرائیل فائق بیایند. قفل کردن روی پیشرفته ترین جنگنده های آمریکایی، سرنگونی پهپادهای فوق پیشرفته پنهانکار متجاوز و کشف هرگونه حرکت هوایی مشکوک در صدها کیلومتر خارج از مرز هوایی ایران ، تنها بخش کوچکی از این دستاورد هاست که ثابت کرده آسمان ایران تحت کنترل کامل نیروهای دفاعی کشور است. موشک‌های بالستیک و کروز ایران هم گل سرسبد قدرت نظامی متعارف ایران محسوب می‌شوند که دیگر کشورهای دنیا حسرت چنین توانایی را می خورند، از اسرائیل گرفته تا حتی قدرت های اصلی نظامی دنیا مانند روسیه و آمریکا. ایران در سال‌های گذشته از شلیک‌های هدفمند به مراکز نظامی داعش گرفته تا تهدید پایگاه‌های فرامنطقه‌ای آمریکا، همه نشان می دهد ایران می‌تواند هر نقطه‌ای را که اراده کند، به‌سرعت هدف قرار دهد و قبلا چنین اراده ای را از خود نشان داده است خصوصا بعد از دو حمله مستقیم به فلسطین اشغالی بله امروز دیگر دشمنان نمی‌توانند به‌سادگی تهدید کنند و چشم امید داشته باشند که "شمشیرشان تا همیشه بُرنده باقی بماند." ایران، با دست پُر، از سلاح‌های مدرن و بومی، معادله‌ی قدرت را تغییر داده است. از همه مهمتر، قدرت اصلی ایران در محور مقاومت خلاصه شده است. درواقع امروز محور مقاومت؛ کابوس بیداری دشمنان ایران محسوب می‌شود. 1/3
ارتش سودان با حمایت ایران و روسیه به سمت پیروزی بزرگ حرکت می‌کند. در سودان، ارتش سودان به رهبری ژنرال برهان، پالایشگاه نفت خارطوم در شمال خارطوم را محاصره کرده و نیروهای کمکی زیادی را به سمت جنوب فرستاده است و با اینکار توانست پیشروی بزرگی را در شهر بحری در شمال پایتخت سودان انجام دهد. به این ترتیب فرماندهان ارتش سودان قصد دارند به نیروهای سودانی تحت فرماندهی ستاد کل ارتش که 2 سال است در محاصره کودتاچیان هستند،برسند و محاصره را بشکنند. اگر ارتش سودان موفق شود محاصره را از بین ببرد و با سربازان در جنوب و غرب متحد شود، آنگاه یک فرصت طلایی برای بازپس گیری نقاط مهم مرکزی خارطوم بدست بیاورد که نتیجه آن خروج نیروهای RSF تحت حمایت آمریکا، اسرائیل و امارات به رهبری ژنرال حمیدتی از این منطقه است که یک شکست بزرگ برای آنها محسوب می‌شود . از زمانیکه مستشاران ایرانی و کمک های نظامی روسیه به داد ارتش سقوط کرده سودان و ژنرال برهان رسیده است (بعد از خیانت ها یا شیطنت های دوباره ژنرال برهان به ایران و محور مقاومت ) امروز ارتش سودان این فرصت را می‌تواند بدست بیاورد که پس از بازپس گیری بیشتر استان جزیره، به ویژه وادی مدنی در جنوب، فشار را در بخش حومه جنوبی افزایش دهد و نیروهای RSF یا تروریست های کودتاگر را به طور کامل از شرق سواحل نیل بیرون براند و خارطوم را کاملا پس گرفته و سپس در ادامه جنگ را به سمت دارفور ببرد. دارفور، همان جایی هست که نیروهای RSF از آنجا کودتای خود را آغاز کرده بودند. این امر تنها با کمک روزافزون ایران روسیه به ویژه پشتیبانی مستشاری و فرماندهی و کنترل جنگ ایران و استفاده ایرانی ها از تسلیحات بومی به شدت مفید خود مانند پهپاد و تسلیحات سنگین رخ داده است. بعد از آنکه ژنرال برهان دوبار به سمت مذاکره با آمریکا، ترکیه و حتی اخیرا به سمت مذاکره با امارات حرکت کرد که به یک آتش بس برسد و شرط مشترک همه این کشورها اخراج ایران بود، وی متوجه شد که نه تنها آتش‌بس رخ نخواهد داد بلکه آمریکا و نوچه هایش تمام سعی خود را کرده اند تا از این فرصت مذاکره برای تجهیز بیشتر کودتاچیان استفاده کند و کار به جایی رسید که تا سقوط ارتش سودان یک نخ باریک مانده بود و در آن زمان بود که دولت قانونی سودان با گردنی کج به سراغ ایران آمد و درخواست کمک کرد و شاید اگر هر کشور دیگری بجز ایران بود، بخاطر عدم ثابت رفتاری ژنرال برهان هرگز به وی کمک نمی‌کرد و تاکنون دولت سودان چند بار متلاشی شده بود. اما ایرانی ها بارها نشان داده اند که استاد نجات حاکمیت های در معرض نابودی هستند البته به شرطی که حداقل امکانات آن کشور بدون کارشکنی در اختیار مستشاران و فرماندهان نظامی ایران و محور مقاومت قرار گیرد. با حمایت های کامل ایران ارتش سودان در سال گذشته با استفاده از مزیت جمعیت و تسلیحات سنگین خود بر قدرت خود افزوده و توانسته مناطق زیادی را پس بگیرد. البته فکر نکنید آمریکا دست روی دست می‌گذارد. در تحلیل اخیر در کانال یوتیوب خدمت دوستان عرض کردم مسیر حرکت جبهه غرب به رهبری آمریکا به سمت آفریقا و ایجاد جبهه های جنگ جدید و تقویت جبهه‌ای قدیمی برای مبارزه با محور شرق خصوصا نفوذ ایران در آفریقا است تا نهایتا نفوذ از دست رفته آمریکا و متحدان اروپایی اش را در آفریقا احیا کند. به همین دلیل آمریکایی ها سعی می‌کنند تا برای کمک به نیروهای RSF از لیبی و چاد نیروی کمکی به منطقه ارسال شود که همان تروریست های داعش و القاعده و نسل جدید آنها است. از سوی دیگر، طبق تحلیلی که قبلا داشتیم جبهه غرب سعی کند از سمت سودان جنوبی و نقاط دیگر نفوذ هایی را آغاز کند و جبهه های جدیدی بازگشایی کند و ارتش سودان را غافلگیر کند. دقت داشته باشید ارتش سودان یک ارتش خسته و مستهلک است و با یک غافلگیری ممکن است شکست های سنگینی را بپذیرد و اینجاست که شما هنر هدایت جنگ مستشاری ایران را می‌بینید. در طرف مقابل نیروهای تروریستی کودتاگران با جذب گسترده نیرو از تروریست ها و البته جذب سرباز از جوانان و کودکان کم سن و سال سودانی و... توانسته اند این مشکل را تا حد زیادی برطرف کنند و آنها می‌توانند سریع حمله کنند و در مدت زمان کوتاهی در یک منطقه گسترده پخش می شوند. فراموش نکنید ساختار اولیه و اصلی کودتاگران یا همان نیروهای واکنش سریع سابق ارتش سودان تحت فرمان ژنرال حمیدتی بر اساس جنگ چریکی استوار بوده است و آنها در سال های گذشته به عنوان مزدور برای عربستان علیه مردم یمن جنگیدند و بعد از آنکه عربستان در جنگ با یمن شکست خورد و سال بعد با ایران پیمان امنیتی امضا کرد آنها دست به کودتا در سودان زدند.
عملیات های انتحاری در فضای سیاست داخلی ایران رسما آغاز شده است. @CITYOFSUN امروز شاهد آغاز یک عملیات کودتای خاموش توسط بخشی از سیاسیون غرب‌گرا ایرانی هستیم که به دلایل مختلف دور هم جمع شده و سعی می‌کنند برای رضایت کدخدا خود را قربانی کنند. سخنرانی آخر رهبری یک گلوله به سینه نقشه لیبرال های داخلی برای کشاندن ایران به پای میز یک بازنده به اسم ترامپ برای مذاکره است تا آمریکا بتواند فرصت احیای موقت دو ساله خود را پیش از آغاز جنگ های جهانی بدست بیاورد. امروز ترامپ چیزی جز ابزار رسانه ندارد و در شرایط کنونی این ابزار قدرت قدیمی دیگر کارایی سابق را ندارد و زمان اثرگذاری بسیار کمی دارد و تنها می‌تواند فرصتی کمی برای نقشه های ترامپ محیا کند. طرح هایی که از نظر بسیاری از سیاسیون آمریکایی خصوصا اعضای کانون قدرت هیلاری_سیا محکوم به شکست است. آمریکا باید پیش از آنکه یک نفر از مقامات نظامی ایران یا حتی یک فرمانده از محور مقاومت تصمیم بگیرد، با علامت گذاری داغ روی یک نفتکش تمام آینده طرح اقتصادی ترامپ را برای بدست آوردن منابع مالی جهت یک دوره احیای دوساله که بر اساس دوشیدن نفت و ثروت کشورهای خلیج فارس است، خراب کند، کاری انجام دهند و بخیال خود از رهبری ایران رسما مجوز تسلیم هژمونیک ایران را بگیرند و برای اینکار فکر می‌کنند که اگر رهبری مجوز مذاکره جدید را بدهد، آنها پیروزی بزرگی در این بخش بدست آورده اند. از نظر آنها این کار به معنای بدست آوردن زمان مورد نیاز آمریکا برای آغاز دوره نجات اقتصادی ایالات متحده است. اما تصور آنها از ابتدا اشتباه است لازم نیست حتما امروز یک اتفاق این جریان ثروت مورد نیاز طرح های ترامپ را برهم بزند بلکه در آینده نیز هر زمان حتی در بدترین شرایط احتمالی این اتفاق می‌تواند رخ بدهد. اما جریان لیبرال داخلی فکر می‌کند اینگونه نیست و آمریکا مانند گذشته همه چیز را در کنترل دارد و بعدا آمریکا می‌تواند مرحله به مرحله پیش برود. اما خوشبختانه بازهم اشتباه محاسباتی بزرگی دارند و مطمئنا هر لحظه این امکان وجود دارد که حتی با دستور یک فرمانده میانی، به صورت کاملا اتفاقی یک نفتکش یا یک بندر در منطقه توسط تسلیحات سرگردان غربی 😉 منفجر شود، آنگاه این بازی پیش از آن که شروع شود رسما پایان می‌یابد و تبعات آن حتی از داخل ایران خارج می‌شود و نهایتا در مدت زمان کوتاهی کار به آنجا می‌رسد که دولت های عربی منطقه به سمت مخالفت مستقیم با سیاست های ابلاغیها ترامپ و آمریکا حرکت می‌کنند(بسیاری از آن سیاست ها مخالف با منافع اصلی ملی این کشورهاست مانند کوچ فلسطینی ها ) و بعد از آن این کار باعث فروپاشی جادوی امپراتوری رسانه ای مسخره ای می‌شود که آمریکا سعی می‌کند امروز با نمایش یک دیوانه قلدر آن را پیش ببرد. در این میان نکته مهم، تصمیم مردم ایران است. کمک بزرگی که این میان مردم ایران می‌توانند انجام دهند. برگزاری شکوهمند راهپیمائی بزرگ 22 بهمن است. مهم نیست فردا رسانه های دشمن چقدر تلاش کنند این راهپیمائی را کوچک جلوه بدهند یا نادیده بگیرند عملا تاثیرات حمایت های مردمی بر روی تصمیمات رهبر انقلاب و حاکمیت ایران به سرعت در زمین واقعی خود را نشان می‌دهد. فراموش نکنید طبق معمول لیبرال های داخلی بجای دیدن واقعیت بازهم همه چیز را از چشم رهبری می بینند و تنها کاری که می‌توانند انجام دهند این است که با رهبری به صورت علنی مخالفت کنند هرچند می‌دانند که چه قمار خطرناکی است و در این مسیر با کوچکترین اشتباهی مردم ایران آنها را تکه تکه می‌کنند. اینجاست که نقش افراد گیج تر این جریان یعنی افراد درجه 2 و 3 به ماجرا باز می‌شود. برخلاف لیدر های اصلی پشت پرده، عمدتا ورود درجه 2 و 3 ها به این جریان خط فکری تخریب رهبری بخاطر حماقت و سپس بخاطر اجبار قهری آنهاست. لیبرال ها برای مرحله کنونی مجبور شدند از تمام توان خود بجز مهره های اصلی سطح اول استفاده کنند و اگر این جواب ندهد آنگاه مجبور خواهند بود مهره های دست اول خود را برای آغاز یک کودتای خاموش رسما وارد میدان کنند که لیدرهای اصلی به خوبی می‌دانند اگر این اتفاق رخ بدهد حتی ممکن است حاکمیت با رتبه های پایین تر کاری نداشته باشد و مستقیم به سراغ آنها بیاید و این رسما یک خودکشی بزرگ است. برای همین تمام سعی خود را می‌کنند با انواع و اقسام ابزارهای خود یعنی فریب و تهدید رتبه های پایین تر خود را وادار به همکاری تمام عیار بکنند. اینجاست که می‌بینید آنها فعلا به صورت مستقیم بیان می‌کنند یک پیرمرد نباید سرنوشت ایران را رقم بزند. این خط فکری اصلی ابلاغی به آنهاست. 1/3