🔰 حرف روز
🟠 قفل زدن ناشدنی است
«بریکس» نام گروهی متشکل از اقتصادهای نوظهور است که قصد دارند از طریق همافزایی وزنهای سنگین را در مقابل تسلط غرب در جهان پیرامون خود ایجاد کنند. این کلوپ سیاسیـ اقتصادی نمونهای از عزم جهان جدید برای شنا برخلاف جهت سیلاب دلار است؛ سیلابی بیرحم و مخرب که سالهاست داشتههای ملتها را با خود به جلگه غرب میبرد و با اینکه این ملتها هر یک مزیتهایی را در خود جای دادهاند؛ اما به تنهایی قادر به تابآوری در مقابل این سیلاب نیستند و اکنون دانستهاند مقاومت در برابر این سیل بنیانکن نیازمند ایجاد سدی از کنار هم قرار دادن ظرفیتهای موجود کشورهای متضرر است. این نقش اکنون با پیوستن جمهوری اسلامی که در مقایسه با سایر همپیمانانش در چالش جدیتری با غرب بوده، شکل پررنگتری به خود گرفته است.
این چالش جدید همزمان با قرار گرفتن نام ایران در گروه بریکس آغاز شده است؛ چرا که این رویداد نمونهای از دیپلماسی موفق دولت را در داخل و خارج از ایران به نمایش گذاشته که هم امیدوارکننده و هم مشروعیتآفرین است و اتفاقاً هیچ یک از این دو خوشایند غرب نیست. مروری بر آنچه در پی ناآرامیهای سال گذشته اتفاق افتاد، گواه آن است که رفتار غرب بر مدار ایجاد ناامیدی و مشروعیتزدایی از جمهوری اسلامی بوده است؛ ضمن اینکه قطعاً ایران از این موفقیت به مثابه اهرمی سنگین در هرگونه مذاکره احتمالی که در آینده ممکن است با ایالات متحده اتفاق بیفتد، استفاده خواهد کرد تا قدرت چانهزنی خود را در مقابل دیپلماسی زورمندانه غرب افزایش دهد.
اگرچه پیوستن به بریکس میتواند تا حدودی به کاهش مشکلات اقتصادی ایران کمک کند، اما مزیت اصلی پیوستن به این گروه اثبات این است که جمهوری اسلامی همپیمانان قدرتمندی دارد که هر یک میتوانند دری را به روی تهران بگشایند و از اثرات رویکرد فشار حداکثری غرب بکاهند. اهمیت این موضوع آنجایی آشکار میشود که سالها غرب تلاش کرده است تا از طریق تحریمهای گسترده و چند لایه ایران را به گوشه رینگ براند تا در تنگنای مشکلات اقتصادی و سیاسی مجبور به عقبنشینی از خواستههایش شود؛ اما ظاهراً برای غرب کارها همیشه آن طور که انتظار دارد پیش نمیرود و پیوستن ایران به بریکس نشان داد دنیای نوین بزرگتر از آن است که بتوان همه دربهای آن را قفل کرد.
✍️ #حسین_حسینینژاد
http://Eitaa.com/e_beman
🔰 حرف روز
📌 نتوان شستن از زنگی سیاهی
«یک پلنگ نمیتواند خالهایش را تغییر دهد»؛ این ضربالمثل اروپایی به این موضوع اشاره دارد که هیچ کس نمیتواند از پیشینه خود فرار کند یا آن را تغییر دهد، به ویژه اگر این پیشینه زشت و کریه باشد. نمونه برجسته و بهروز این مثل را میتوان در تلاش این روزهای «رضا پهلوی» در ساختن چهرهای فداکار و عاشق مردم برای خود دید. او از یک سو تنها به واسطه اینکه از خاندان پهلوی است، خود را مستحق حکومتداری میداند و از سوی دیگر سعی میکند برخلاف اجدادش خود را شخصیتی دموکرات جا بزند. ولیعهد خودخواندهای که دائماً آویزان نظام پادشاهی و دیکتاتوری رضاخانی است، مصادف با کشتار پدرش در 17 شهریور از مخالفان حکومت میخواهد که برای رساندن او بر اریکه قدرت به آشوب و خشونت دست بزنند تا پس از عبور از جمهوری اسلامی او بر سر سفره آماده قدرت بنشیند.
این دعوت نشان میدهد، گِل این خاندان را چه تاجدار باشند و نباشند و چه شاهزاده باشند و گدا، با خشونت سرشتهاند. در قاموس پهلوی از همان ابتدا دو عامل «تکیه به بیگانه» و «استفاده از زور» جایگاه محوری داشته است. گواه این ادعا سیر صعود و نزول قدرت این خاندان است. چه رضاخان که با کودتای سوم اسفند 1299 با همراهی ژنرال ایرونساید بر تخت نشست و چه فرزندش که همچون پدر قدرت مطلق را با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 به دست آورد، هیچ گاه در استفاده از ابزار زور و خشونت علیه مردم مضایقه نکردند و اکنون این ته مانده خاندان پهلوی تلاش دارد در پس نقابی دموکراتیک و عوامفریب از این دو مؤلفه برای رسیدن به قدرت استفاده کند.
رضا پهلوی و آنان که دل بدو خوش کردهاند، باید بدانند که این سوت قطار نیست که آن را به جلو میراند، پس با کف و سوت، توئیت و پیام و چسبیدن به این و آن نمیتوان انتظار داشت که دیگران او را به رسمیت بشناسند و برای او وزنی قائل شوند. اگر این شاهزاده ورشکسته قصد دارد شخصیتی دموکراتیک از خود به نمایش بگذارد، شاید بهتر باشد از خاندان خود اعلام برائت کرده و بر داشتههای خود تکیه کند؛ البته اگر داشتهای موجود باشد؛ وگرنه با چسباندن خود به خاندانی دیکتاتور و مستبد نمیتوان چهرهای لطیف از خود بر جای گذاشت، هر چند که «نتوان شستن از زنگی سیاهی».
✍️ #حسین_حسینینژاد