⊰🥀⊱
.
.
مجیدهیچوقتاهلنمازوروزهودعانبود،
اماسهچهارماهقبلازرفتنبهسوریه
بهکلےمتحولشد،همیشهدرحال
دعاوگریهبود،نمازهایشراسروقت
مےخواند،حتےنمازصبحشرا
نیزاولوقتمےخواند،خودش
همیشهمےگفت
نمےدانمچهاتفاقےبرایمافتادهکهاینطور
عوضشدهامودوستدارمهمیشهدعا
بخوانموگریهکنموهمیشه
درحالعبادتباشم!
#حُرّمدافعانحرم♥️"
#سالروز_شہادت🕊"
#شهیدمجیدقربانخانے🌦"
「➜• jαнαdeѕolιмαɴιe 」
26.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⊰🎂⊱
•
•
داداش مجید قهوه خانه اش محل رفت و آمد همه جماعتـے بود و گاهـے بچه هاے بسیج براے یافتن یک خلافکار میدانستند که قهوه خانه داداش مجید بهترین جا براے دستگیرے یک نفر است ،بچه هاے بسیج کم کم پایشان به قهوهخانه داداش مجید باز شد و در آن جا برو بیایـے پیدا کرده بودند و با او رفیق شده بودند، داداش مجید هم کم کم با آنها هم صحبت و دوست شد و با املت و چاے رایگان از آنها پذیرایـے میکرد یک شب که یکـے از بسیجـے ها به نام مرتضـے کریمـے به سفرهخانه داداش میره و اونشب از داداش مجید دعوت میکنه به هیئتشون! میگه داداش یه شب هم بیا هیئت ما مهمونمون باش، داداش مجید قبول میکنه و میره هیئت و مداح هم خود آقا مرتضـے بودن و شروع میکند به خواندن مداحے از سوریه ،از حرم عمه جان زینب از تکفیرے ها و داداش مجید همان جا بود که متوجه میشود، جنگے نابرابر براے هتک حرمت حرم حضرت زینب سلاماللهعلیها در سوریه در جریان است و مدافعین حرم چه نقش مهم و اساسـے در دفاع از حرم و مردم بـےگناه سوریه داشتهاند، چنان اشک میریزد و گریه میکند که ازهوش میرود دوستانش آب روے صورتش میپاشن ک کمے حالش بهتر شود و همچنان گریه میکند میگوید مگر من مرده ام که به حرم حضرت زینب حمله کنند و همان جا بود ک تصمیم گرفت مدافع حرم شود.تولدتمبارکداداشمجید♥️🎉'! #شهیدانه♥️" #سالروز_ولادت🧁" #شهیدمجیدقربانخانـے🌦" 「➜• jαнαdeѕolιмαɴιe 」
⊰🥀⊱
.
.
مجیدهیچوقتاهلنمازوروزهودعانبود،
اماسهچهارماهقبلازرفتنبهسوریه
بهکلےمتحولشد،همیشهدرحال
دعاوگریهبود،نمازهایشراسروقت
مےخواند،حتےنمازصبحشرا
نیزاولوقتمےخواند،خودش
همیشهمےگفت
نمےدانمچهاتفاقےبرایمافتادهکهاینطور
عوضشدهامودوستدارمهمیشهدعا
بخوانموگریهکنموهمیشه
درحالعبادتباشم!
#حُرّمدافعانحرم♥️"
#سالروز_شہادت🕊"
#شهیدمجیدقربانخانے🌦"
「➜• jαнαdeѕolιмαɴιe 」
6.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⊰🥀⊱
.
.
مجید بچه زبر و زرنگی بود و درآمد خوبی داشت. غیر از ماشین نیسان، یک زانتیا هم برای سواری خودش داشت. اما عجیب دست و دلباز بود و اگر مستمندی را میدید، هرچه داشت به او میبخشید. فکر هم نمییکرد که شاید یک ساعت بعد خودش به آن پول نیاز پیدا کند. گاهی طی یک روز کلی با نیسانش کار میکرد، اما روز بعد پول بنزینش را از من میگرفت! ته توی کارش را که درمی آوردی
میفهمیدی کل درآمد روز قبلش
را بخشیده است. واقعاً دل بزرگی داشت، تکه کلامش این بود که
خدا بزرگ است میرساند .
+رواے:پدرشهید#حُرّمدافعانحرم♥️" #سالروز_شہادت🕊" #شهیدمجیدقربانخانے🌦" 「➜• jαнαdeѕolιмαɴιe 」