eitaa logo
جهاد تبیین
310 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
4.4هزار ویدیو
45 فایل
آنان که رفتند کار حسینی کردند آنان که مانده اند کار زینبی کنند کار زینبی یعنی : زخم زبان ها و مشکلات کمر شکن تو را از تلاش در مسیر روشنگری و تبیین حق باز ندارد . تبادل نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب شهادت‌نامۀ عشاق امضا می‌شود فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می‌شود... امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی فردا صدای الامان، زین دشت برپا می‌شود امشب کنار مادرش، لب‌تشنه اصغر خفته است فردا خدایا! بسترش، آغوش صحرا می‌شود امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده‌اند فردا به زیر خارها، گم‌گشته پیدا می‌شود امشب رقیّه حلقۀ زرین اگر دارد به گوش فردا دریغ این گوشوار از گوشِ او وا می‌شود امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان فردا کنار علقمه، بی‌دست، سقا می‌شود امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفا‌ست فردا ز مرکب سرنگون، این سروِ رعنا می‌شود... امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را فردا عزیز فاطمه، بی‌یار و تنها می‌شود امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود... ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد «حسان» فردا اسارت‌نامۀ زینب چو اجرا می‌شود ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ @hosseinieh_net
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم نه تنها سر، برایت بلكه از سر بهتر آوردم پی ابقایِ قَد قامَت، به ظهر روز عاشورا برای گفتن اللّه‌اكبر، اكبر آوردم... علی را در غدیر خم، نبی بگرفت روی دست ولی من روی دست خود، علی اصغر آوردم اگر با كشتن من دین تو جاوید می‌گردد برای خنجر شمر ستمگر، حنجر آوردم برای آن‌كه قرآنت نگردد پایمال خصم برای سُمّ مركب‌ها، خدایا پیكر آوردم علی، انگشتر خود را به سائل داد اما من برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم... من «ژولیده» می‌گویم، حسین بن علی گفتا: الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم ✍️ 📝 | عضو شوید👇 ↳ @hosseinieh_net
تا حسین ازجان گذشت و سوی قربانگاه رفت از زمین تا آسمان، پیوسته دود آه رفت چون قدم در وادی سرخ منا می‌زد حسین از حرم تا قتلگه، زینب صدا می‌زد حسین ذوالجناح او به خیمه سر به‌خاک غم نهاد ازفغان کودکان، لرزه به عرش حق فتاد چون که آتش ازغمش بر ماسوا می‌زد حسین از حرم تا قتلگه، زینب صدا می‌زد حسین مثل برق ازپیش چشمش می‌گذشت آن لحظه‌ها دست بر سر، داشت بر لب، ناله‌ی واغربتا داغ وقتی بر دل اهل ولا می‌زد حسین از حرم تا قتلگه، زینب صدا می‌زد حسین قاتل از یک سو دوید و زینب از یک سو دوید قاتل اوخنجر و زینب ز دل آهی کشید با هزاران زخم دم از ربنّا می‌زد حسین از حرم تا قتلگه، زینب صدا می‌زد حسین لحظه‌ای که با خدا، لبریز شور و حال بود اول معراجِ او از خاک آن گودال بود درهمان لحظه که پَر سوی خدا می‌زد حسین از حرم تا قتلگه، زینب صدا می‌زد حسین از زمین تا آسمان، گلبانگ واویلا رسید ناگهان برگوش او، فریادی از زهرا رسید چون که سر بر دامن خیرالنسا می‌زد حسین از حرم تا قتلگه، زینب صدا می‌زد حسین ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ @hosseinieh_net
با دستِ بسته است ولی دست‌بسته نیست زینب سرش شكسته ولی سرشكسته نیست هرچند سربه‌زیر... ولی سرفراز بود زینب قیام كرده چون از پا نشسته نیست زینب اسیر نیست، دوعالم اسیر اوست او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست رنج سفر، خطر، غم بازار، چشم شوم داغ سه‌ساله دیده ولی باز خسته نیست حتی اگر به صورت او سنگ می‌خورد او زینب است، معجرش از هم گسسته نیست ✍️ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
3.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
...کربلا شهری کنار رود نیست کربلا در مرزها محدود نیست خاک او تلفیق عشق و رنج بود کربلا در کربلای پنج بود از یمن پیچیده بوی کربلا تا گرفت آیینه سوی کربلا صبح را تا مرز شب آورده‌ایم کربلا را تا حلب آورده‌ایم می‌کشاند تا فراتش نیل را غرق خواهد کرد اسرائیل را کربلا شهری کنار رود نیست کربلا در مرزها محدود نیست کربلا گاهی میان غزه است سرگذشت کودکان غزه است کربلا در قلب‌های مردم است غزه آه! این کربلای چندم است سیلی طوفان بر این کابوس باش در میان شعله‌ها ققنوس باش سنگ این آوار را سجیل کن نقطهٔ پایان اسراییل کن... ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
من که این‌گونه پدر محو تماشای توأم دخترت فاطمه‌ام، غم‌زده زهرای توأم گریه‌ام را بنـگر خنده بزن بر رویم باغبـانا نــه مگــر من گل زیبای توأم دم آخــر سخنــی گــوی تسـلّایم بخش زآن که افـسرده چو آیینه سیمای توأم بارهـا از شفقــت دست مـرا بــوسیدی سخنی گوی کــه مـن، ام‌ابیهای توأم حالیا دست به‌پیش آر که بوسم دستت من که پرورده‌ی این دسـت توانای توأم پاسخــش داد نبــی کــی گل زیبای پدر از همه بیش به فکر تو و غم‌های توأم بعد من باز شــود باب ســتم بر رویت سخــت امـروز در اندیشه فردای توأم صبر کن زآن چه رسد بر تو و بر جان علی بس جگرسوخته بهر تو و مولای توأم بینم آن شعله و دیوار و در و اندر بین شــاهد زمــزمــۀ وا اَبــتـاهــای تــوأم لیکن از عترت من زودتر آیی به برم در جنـان منــتظر دیدن سیــمای توأم ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بیرون بیاورید سر از دخمه‌هایتان قومی که از هراس نمور است جایتان ! با من بگو که هیمنه‌ی آهنین چه شد؟! پیچیده زیر گنبدتان ضجه‌هایتان...! دنیا دوباره دیده به چشمان خود، که نیست چیزی به غیر "بادِ هوا"، ادعایتان مانند "موشِ آب کشیده" گریختند فرماندهانِ بزدلِ یک لا قبایتان ما نسل حیدریم و سوی خیبر آمدیم از ریشه می‌کَنیم اساسِ بنایتان زخمی زدید اگر چه؛ ولی خوب بنگرید حالا نشسته مادرتان در عزایتان ما قومِ وعده‌های خداییم؛ صادقیم با دست ما نوشته شود انتهایتان ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
ای عمو! تا ناله‌ی «هَلْ مِن مُعینت» را شنیدم از حرم تا قتلگه، با شور جان‌بازی دویدم آن ‌چنان دل بُرد از من بانگ «هَل مِنْ ناصِر» تو کآستینم را ز دست عمّه‌ام زینب، کشیدم جای تکبیر اذان ظهر، در آغوش گرمت بانگ مادر مادرِ زهرا، در این صحرا شنیدم گر چه طفلی کوچکم، امّا قبولم کن، عمو جان! بر سر دست تو، من قربانی شش‌ماهه دیدم کس نداند جز خدا کز غصّه‌ی مظلومی تو با چه حالی از کنار خیمه، در مقتل رسیدم دست من افتاد از تن، گو سرم بر پایت اُفتد سر چه باشد؟ تیر عشقت را به جان خود خریدم تا بُرون از خیمه‌گه رفتی، دل من با تو آمد تو به رفتن رو نهادی، من ز ماندن، دل بُریدم جای بابایم امام مجتبی خالی‌ست، این ‌جا تا ببیند من به قربان‌گاه تو، آخر شهیدم ناله‌ای از سوز دل کردم به زیر تیغ قاتل شعله‌ها در نظم عالم‌سوز «میثم»، آفریدم ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
امشب شهادت‌نامۀ عشاق امضا می‌شود فردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود امشب کنار یکدگر، بنشسته آل مصطفی فردا پریشان جمعشان، چون قلب زهرا می‌شود... امشب صدای خواندن قرآن به گوش آید ولی فردا صدای الامان، زین دشت برپا می‌شود امشب کنار مادرش، لب‌تشنه اصغر خفته است فردا خدایا! بسترش، آغوش صحرا می‌شود امشب که جمع کودکان، در خواب ناز آسوده‌اند فردا به زیر خارها، گم‌گشته پیدا می‌شود امشب رقیّه حلقۀ زرین اگر دارد به گوش فردا دریغ این گوشوار از گوشِ او وا می‌شود امشب به خیل تشنگان، عباس باشد پاسبان فردا کنار علقمه، بی‌دست، سقا می‌شود امشب که قاسم زینت گلزار آل مصطفا‌ست فردا ز مرکب سرنگون، این سروِ رعنا می‌شود... امشب گرفته در میان، اصحاب، ثارالله را فردا عزیز فاطمه، بی‌یار و تنها می‌شود امشب به دست شاه دین، باشد سلیمانی نگین فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود... ترسم زمین و آسمان، زیر و زبر گردد «حسان» فردا اسارت‌نامۀ زینب چو اجرا می‌شود ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ @hosseinieh_net
اینجا نگـارخانـۀ گل‌هــای پـرپـر است اینجا بهشت سرخ بدن‌های بی‌سر است حیـران ستـاده‌اید چــرا ای بنـی‌اســد امـروز روز دفــن عزیــز پیمبــر است من می‌شنـاسم ایـن شهـدا را یکی‌یکی سرهایشان اگرچـه بریـده ز پیکـر است این پیکـر حبیـب بُوَد، این تـن زهیر این مسلم‌بن‌عوسجه، این عون و جعفر است این پیکـری کـه مانده به گودال قتلگاه قـرآن آیــه‌آیــۀ زهــرای اطهـر اسـت این زخم‌ها که مانده بر این نازنین بدن آثار تیر و نیزه و شمشیر و خنجر است دارد دو زخم بـر کمـر و بر جگـر نهان زخمی که هر دو باعث قتل مکرر است داغ بــرادر آمــده یـک زخـم بـر کمر زخمی که مانده بر جگرش داغ اکبر است نتـوان شمـرد زخم تنش را به دید چشم از بس که جای زخمْ رویِ زخمِ دیگر است این پیکـر گسیخته از هـم از آنِ کیست؟ این است آن علـی که شبیـه پیمبر است چیـزی نمانــده از بـدن پــاره‌پــاره‌اش زخـم تنش ز پیکـر بـابـا فـزون‌تـر است یک کشته دفن گشته همین پشت خیمه‌ها نامش علی‌ست ذبح عظیم است و اصغر است بـا هـم کنیـد رو بـه سـوی نهـر علقمـه آنجـا تـن شـریف علمــدار لشگر است دست و سـرش جداست ولی مثـل آفتاب در موج خون بـه دشت بلا نورگستر است «میثم!» مزار این شهدا در دل است و بس زیـرا کـه دل، مقـام خداونـد اکبــر است ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
مقام قرب خدا یا بهشت اهل ولاست بهشت اهل ولا یا زمین کرب و بلاست ورق ورق شده هفتاد و دو کتاب خدا به هر ورق که زدم تیغ، آیه‌ها پیداست بنی اسد متحیر ستاده‌اند همه سکوت کرده ولی در سکوتشان غوغاست نه سر بُوَد به تن کشتگان، نه تنْ سالم نه ازغلام، نه مولا، نشان در آن صحراست زکوفه اشک فشان یک سوار می‌آید به نینوای وجودش نوای یا ابتاست گشوده لب که: اَلا ای موالیان حسین! مرا شناخت بر این لاله‌های باغ خداست کنار هم بدن قطعه قطعه‌ی انصار حبیب و مسلم و جون و بریر و عابس ماست کنار علقمه افتاده پیکری بی دست که چشم تشنه‌لبان از خجالتش دریاست به اشک دیده بشویید زخم‌هایش را که حافظ حرم و میر لشگر و سقاست به قلب معرکه خون می‌دمد ز گودالی که در میانه‌ی آن جسم یوسف زهراست به زیر خنجر و شمشیر و تیر و نیزه و سنگ برهنه پیکر صد چاک سید الشهداست میان این شهدا گشته قطعه قطعه تنی که یاس سرخ حسین است و لاله‌ی لیلاست ✍ 📝 | عضو شوید👇 ↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
4.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیگر برای درد، درمانی نمانده از می‌آید خبر، جانی نمانده طفلان و نوزادان، همه تشنه گرسنه در غزه حتی لقمه‌ی نانی نمانده آداب جنگیدن نمی‌دانند آیا؟ آن گرگ‌ها را رحم و وجدانی نمانده؟ کشتند و دیدیم و تقلایی نکردیم انگار در دنیا مسلمانی نمانده چشمان دنیا را گرفته خواب غفلت اصلاً مسلمان هیچ، انسانی نمانده مُردن روا باشد در این داغ فراوان وقتی برایم چشم گریانی نمانده ✍ 📝 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e