🔺دیدار با سفیر انگلیس
🔹پس از جنگ جهانی دوم، سفیر انگلیس با واسطه ها و اصرار به خدمت آیت الله #سیدابوالحسن_اصفهانی رسید و در ضمن صحبت ها گفت: عالی جناب! دولت انگلستان نذر کرده بود! که اگر بر آلمان نازی پیروز گردد، صدهزار دینار خدمتِ شما، به عنوان پیشوای جهان تشیّع ـ تقدیم دارد، تا در هر موردی که خود شایسته میدانید، هزینه کنید!
🔸ایشان چک سفیر را قبول کرد و زیر تشک نهاد و در ادامه مجلس اشاره به وضعیت پس از جنگ مردم اروپا کرده فرمودند: ما میدانیم که در این جنگ، بسیاری از مردم اروپا، آواره و از هستی ساقط شدند. از طرف ما به دولت متبوع خود بگوئید: سیّدابوالحسن، به نمایندگی از مسلمانان، وجهِ ناقابلی، به منظور کمک به آسیب دیدگانِ جنگ، تقدیم میدارد و از کمیِ وجه معذرت میخواهد! چرا که خود میدانید ما نیز در شرایط مشابهی هستیم.
🔅آنگاه همان چک سفیر را به ضمیمه چک صد هزار دیناری دیگر به سفیر دادند.
🌀سفیر پس از قبول مبلغ با شرمندگی از مجلس خارج شد و به همراهانش گفت: ما میخواستیم مرجع شیعیان را بخریم! اما پیشوایِ شما، ما را خرید.
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺پول خبیث!
◽️آیت الله میرزا علی آقا غروی علیاری:
🔹روزی در محضر آیت الله #سیدابوالحسن_اصفهانی بودم که سفیر ایران به همراه نمایندگان رضاشاه به دیدار ایشان آمدند و پس از تقدیم سلام رضاشاه و تحویل هدایای او که عبارت رود از عینک، عصای مزیّن به طلا و مقداری پول، عرضه داشتند: «مانع نیستیم که وکلای شما از ایران برایتان پول بفرستند، ولی بهتر است آنان را بشناسیم».
🔸سیّد فرمود: لازم نیست شما آنان را بشناسید. نیازی هم به عصا و عینک و پول ندارم، بردارید و ببرید و هرچه اصرار کردند سید نپذیرفت و رفتند.
🌀 آقا فرمود:«می خواستند وکلای مرا شناسایی کنند تا به اذیت و آزار آنان بپردازند».
⚡️به فاصله کمی، عربی وارد شد. دست آقا را بوسید. مقدار زیاد پول تقدیم آقا کرد و رفت.
🍁سید فرمود:«آقای علیاری! اگر من پول آن خبیث را گرفته بودم، حال خداوند چنین پول پاک و طاهری را نصیبم نمی کرد».
♨️ #سیره_علما؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما
@sireyeolama
🔺اجازه اجتهاد!
▫️آیتالله بهجت:
🔹مرحوم آقا #سیدابوالحسن_اصفهانی قبل از روی کار آمدن رضاخان پهلوی و کشف حجاب و محاربه با روحانیت و منع روضهخوانی و عمامه به سر گذاشتن، #امام_صادق علیهالسلام را در خوابدیده بود و آن حضرت به ایشان فرموده بود: «به اطرافیان خود اجازه اجتهاد بده!»
▪️عرض کرده بود: «اطرافیان من اهلیت اجازه اجتهاد را ندارند».
🍁 همینطور هم بود، به خلاف مرحوم نائینی که اطرافیان و شاگردانش از اهل فضل و اجتهاد بودند.
▫️حضرت در جواب فرموده بود: «عیب ندارد!».
⚡️لذا میشنیدیم که ایشان خیلی در اجازه اجتهاد دادن توسعه داد، هرکس در ایران کارش گیر داشت، برای او اجازه میفرستاد و شنیدیم رضاخان پهلوی - عَلَیهِ ما عَلَیه! - به ایشان پیغام داده بود که: «توقع نداشتیم که اینگونه با ما رفتار نمایید!». چون هر کس اجازه اجتهاد داشت، از برداشتن عمامه معاف بود.
📚در محضر بهجت، ج۲، ص۱۴۲