eitaa logo
جامانده؛
24 دنبال‌کننده
195 عکس
380 ویدیو
0 فایل
. . اینجا؟ ماذنه نوحی که از کشتی‌ خویش جامانده.. . .
مشاهده در ایتا
دانلود
محمد ابراهیمی اصل Final Master2_Adame Dige_Ebrahimi Asl.mp3
زمان: حجم: 10.7M
آدمه دیگه! یه وقتایی خسته میشه! از دنیا کم میاره آدمه دیگه یه شونه امن میخواد گاهی که سر بزاره آدمه دیگه گاهی دلش تنگ میشه و حوصله حرف زدن نداره فقط میخواد بباره...
_
26.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چی‌میگید؟ شما مردای این سرزمین رو هم بزنید؛ خدامیدونه از پس زنان این سرزمین برنمیاید! _محل شهادت خانواده ساداتی ارمکی_
وضعیت من در نخستین ساعات دور از خانه:
هدایت شده از تأملات | تولايى
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«بعضیا رنگ زمین ندارن» ترسناکه! خیلی زیاد! اینکه بفهمی؛ فاصله بین خیمه‌های قرمز اموی تا خیمه سبز حسینی، تنها چند قدمه... تنها چند قدم، که فقط و فقط با اختیار و انتخاب ما طی میشه... وحشتناکه اینکه ممکنه یادمون بره چقدر محتاج آغوش خداییم... @m_a_tavallaie
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیدوارم هیچ‌وقت از خودتون ناامید نشید!
هدایت شده از کلبه درویشی
از ایران به ستسوکوهای غزه با خیال راحت بخوابید. به روی خاک خشک و سرد سر بگذارید و از آوار روی خودتان پتویی بکشید. خاک زیاد است. آنقدر هست که کفافتان را بدهد تا زنده بمانید. میتوانید هرچقدر که خواستید خاک بخورید. شاید هم درمیان خاک به مقداری آرد هم رسیدید. خودتان را روی زمین بکشید و از آفتاب دور شوید. جای آبنبات دکمه و سنگ بخورید و جای کوفته‌برنجی، خاک سفت. نگران هیچ‌چیز نباشید و به زندگی، نه، به مرگ تدریجیتان ادامه بدهید. آنقدر بخوابید و بیدار شوید تا شبی برسد که می‌خوابید و دیگر چشم باز نمی‌کنید. شاید آن زمان دستی قاچ هندوانه ای روی دنده‌های بیرون‌زده‌تان بگذارد... نگران ما نباشید؛ ما مرده‌ایم. ما میلیون‌ها مرده‌ی متحرک هستیم که جان دادن شما را می‌بینیم و کاری نمی‌کنیم. شکم‌هایمان از غذا پر است و جایمان نرم است و آب و نانمان به‌راه است. اگر بمبی روی سرتان بزنند صدایش را می‌شنویم اما بمب گرسنگی و عطش و قحطی صدا ندارد. بی‌صداست و تدریجی. ما همان دستی هستیم که پس از بسته شدن چشمانتان، برایتان هندوانه می‌آورد و ای‌کاش که گوجه‌ی لهیده و سیب کرم‌خورده می‌آورد، اما زودتر می‌آورد. ستسوکوها! شاید الان نوری در خود و جسم و خاکیتان نبینید، اما شب‌ها غزه‌ی خاموش، از بالا، مدفن کرم‌های شب‌تاب است. گویی نور درونتان از پوست نازک و شفاف بدنتان عبور می‌کند و به آسمان می‌رسد. و اما هرشبی که چشمی برای بار آخر بسته شود، کرم شب‌تابی خود را به آسمان می‌رساند و به ستاره‌ها می‌پیوندد. هرشب، آسمان دارد پرستاره‌تر می‌شود و گویی آنها که تازه به بقیه ستاره‌ها پیوسته‌اند، نشاط و جنبش دیگری در خود دارند. این شب‌ها برخی ستاره‌ها آرام آرام و سوسوزنان این طرف و آن طرف می‌روند. نمی‌توان به آنها نیز ستاره گفت. هرچند شبیه ستاره‌ها می‌شوند اما بین کرم‌های شب‌تاب و ستاره‌ها، تفاوت است. کرم‌های شب‌تاب در پس نور خود، زخم و درد کم ندارند. زخم‌ها و دردهایی که دیگر آسیبی به آنها نمی‌رسانند، اما همچنان کنارشان باقی مانده‌اند. باقی مانده‌اند تا روز حساب برسد و گواهی بشوند برای بی‌خیالی ما مردگان متحرک. ستسوکوها با خیال راحت بمیرید. ما زودتر از شما مرده‌ایم. خیلی وقت است که انسانیت را در خود کشته‌ایم...
_
شنیده بود که این‌بار باز دعوت نیست کشید از ته دل آه و گفت: قسمت نیست بیا به داد دل تنگ ما برس ای عشق! اگر که حوصله داری، اگر که زحمت نیست غمی است در دل جامانده ‌های کرب‌وبلا که هرچه هست، یقین دارم از حسادت نیست میان ما که نرفتیم و رفته‌ها، شاید تفاوتی‌ست در آغاز و در نهایت نیست همیشه آن‌که نرفته است، بی‌قرارتر است همیشه آن‌که نرفته است، کم‌سعادت نیست و آن کسی که در این راه اهل دل باشد مدام اهل گله کردن و شکایت نیست خودش نرفت و دلش را پیاده راهی کرد نباید این‌همه دل‌دل کند که فرصت نیست