eitaa logo
جنت‌‌الحسین«ع»:)
1.4هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
3.7هزار ویدیو
25 فایل
هیئت مجازی جنت الحسین ع جنت الحسین ع=بهشت حسین ع🤍 نوع فعالیت: مذهبی، سیاسی، فرهنگی متولد شدیم: ۱۴۰۲/۱/۷ کپی: آزاده🌿 فقط جهت تبادلات و همسایگی و آیدی مدیر کانال: @mahva_128 https://daigo.ir/secret/3878325057 ناشناسمون🙂🌿
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋 بعد از اروم شدنش بلند شدم و رفتم بیرون باید میرفتم پیگیر بقیه عملیات میشدم که محمدمهدی و علیرضا اومدن خسته بودن و با سر و صورت زخمی اومدن ترسیدم که شاید عملیات با شکست رو به رو شده ولی با لبخندشون دلم گرم شد و رفتم پیششون. _چرا بهم خبر ندادین که چیشد؟ (محمدمهدی) _علی اقا بعد اینکه سپردی دست سرگرد سلامی و اومدی اینجا کلا همچی رو گزاشتی رفتی چطور بهت میگفتم؟ راست میگفت اصن حواسم نبود هیچی همراهم نیست،نه گوشی نه بیسیم اینقدر نگران بودم که یادم رفت. _حالا چیشد بگید؟ _سامیار و عامرخان که در رفتن بچه ها دنبالشونن،،، قمر و ابوالزاهد و اون دخترا رو بردن اداره. خونه هم پاکسازی شد _هارد ها چی؟ _هارد هارو هم زیر زمین خونه پیدا کردیم که تو اتاق ته راهرو سمت راست بود. _خوبه به قلم مهوا🫀 ❗️ 🦋@jannathoseyn🦋
پارت بعدی🫀
زکودکی عاشق نوکریِ این‌تبار محترمیم :)
enc_17158799825643605918515.mp3
3.4M
سلطان امام رضای منه.. 🫀🌱•" خواب شیرینم خادم شدنه.. _محمد حسین پویانفر _علی اکبر حائری
_ آقای امام‌رضا ؛ مادیگه‌ازغم‌وفشاراین‌روزاخسته‌ایم ،🚶🏻‍♂️ این‌دل‌خسته‌ی‌ماروبه‌مشهد ِامام‌رضابرسون(:
17.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت حسین طاهری از ماجرای توسل به حاج قاسم برای سرودن شعر "حیاتنا حسین" وقتی گره کار به دست وا شد!❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
*🔷یاالله یا زهرا سلام الله علیها🔷👆 🔆بخـــــوان 🍀 ۱۳ 🍀 به نیت رفع موانع ظهور مولا صاحب عصر 🌹وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابود شدنی است!»*
واجعَلنا من أنصاره وأعوانه..
مقام معظم دلبری♥️🤌🏼^^
🦋 _حال مهوا خانم خوبه؟ چیزیش نشده که؟ _نگران نباش خوبه. _علی جان منو ببخش خیلی شرمندتم،،، تو ی زمان مناسب مطرح کن جون داداش _با خنده گفتم: بابا برادر باشه باشه کچلمون کردی، چشم چشم _دمت گرم علی جان منتظرم خبرت میمونم. آقا محمدمهدی ما قبل از این اتفاقی که برا مهوا بیوفته ازش خاستگاری کرده بود. «_علی جان داداش. _جانم _جانت بی بلا میدونن جاش نیستا ولی.. امـ. میشه یک درخواستی بکنم؟ _چیزی شده محمدمهدی؟ _نه نه ببین چیزه... ام چیز یعنی... _اقا چیزه میزه چیه حرفتو بزن _تند تند گفت: ببین علی من از مهوا خانم خوشم میاد یعنی چیزه دوسش دارم میخوام باهاش ازدواج کنم. بعدم راهشو گرفت و تندتند رفت تو اداره،،، خندم گرفته بود از این هول بازیاش، داداشم هاشق شده بود رفت مهوا اینقدر مهربون بود که همه دوستش داشتن.» به قلم مهوا🫀 ❗️ 🦋@jannathoseyn🦋