eitaa logo
جارچی شاهرود
54.8هزار دنبال‌کننده
25.9هزار عکس
11.2هزار ویدیو
118 فایل
https://eitaa.com/joinchat/204472353Cbb461f6e3a بزرگترین رسانه شاهرود @jarchy0273 لینک دعوت 👇👇👇 اینستاگرام http://instagram.com/jarchi0273 👇رزرو تبلیغات وارسال مطالب👇 @adminjarchy @adminjarchy1
مشاهده در ایتا
دانلود
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣📹 گرمی ارادت مردم شاهرود بر سرمای شب قدر غلبه کرد صفحه رسمی جارچی شاهرود 👇 @jarchy0273
🔻آیین بیعت معلمان استان سمنان با رهبرمعظم انقلاب ☎️ معلمان شهرستان های شاهرود ، بسطام ، میامی ، بیارجمند ♦️برای اعتلای کلمه انقلاب اسلامی در هویت نسل آینده به حضورتان، پیمان خون می‌بندیم 📍مکان: شاهرود ، انتهای بازار سر پوشیده ، دبیرستان شریعتی ⏳️ زمان: چهار شنبه ۲۰ اسفند؛ ساعت ۱۹:۳۰ صفحه رسمی ایتای جارچی👇 @jarchy0273 صفحه رسمی روبیکای جارچی👇 https://rubika.ir/jarchyO273 صفحه رسمی جارچی استان👇 https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
هدایت شده از جارچی استان سمنان
🔖اطلاعیه استانی 🔺 🇮🇷 اجتماع بزرگ شبهای اقتدار ♻️ سراسر استان سمنان _ چهارشنبه ۲۰ اسفندماه ۱۴۰۴ اخبارریزودرشت استان درجارچی👇 https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
📣 اعلام زمان رفع اختلال در نسخه موبایلی بانک ملی ▫️مشکل نسخه سازمانی سامانه «بام» در شعب برطرف شد و نسخه موبایلی آن نیز از فردا (پنج‌شنبه - ۲۱ اسفند ۱۴۰۴) دوباره در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد. 🇮🇷صفحه رسمی جارچی شاهرود 👇 @jarchy0273
هدایت شده از جارچی استان سمنان
✅ به اطلاع مشتریان محترم بانک رفاه کارگران می رساند شعب فوق در تاریخ ۱۴۰۴/۱۲/21 از ساعت 8:3۰ الی ۱۲:3۰ آماده ارایه خدمات بانکی به همشهریان گرامی در شهرستان های استان می باشند. 🔹️ از مشتریان گرامی درخواست می‌شود تا حد امکان از خدمات غیرحضوری و برخط بانک رفاه کارگران استفاده کنند. 🌐 روابط عمومی مدیریت شعب بانک رفاه کارگران استان سمنان اخبارریزودرشت استان درجارچی 👇 https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
هدایت شده از خبرفوری🌐
eitaa_6.7.3(2579).apk
حجم: 57.5M
🔹 برنامه اندروید ایتا به نسخه 6.7.3 بروزرسانی شد و ویژه 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3647602887C9fbbae6084
@Maddahionlinمداحی آنلاین - بغض بابا وسط سفره ی افطار شکست - محمود کریمی.mp3
زمان: حجم: 4.5M
🔳 (علیه السلام) 🌴بغض بابا وسط سفره ی افطار شکست 🌴هی فرو خورد فرو خورد و به هر بار شکست 🎙 @jarchy0273
مثل دختر بچه ها بهانه گیری کرد حالا که تو نیستی موهامو نوازش کنی من چطوری بخوابم ؟مازار آرام خندیدبهانه گیری های آیلار به دلش نشسته بود گفت شما خبر داری من خودم دل تنگ و بی قرارم و اینجوری بهانه گیری می کنی ؟مازار راست می گفت دل زبان نفهمش از صبح دنبال بهانه بودآیلار ساکت شده بودشاید باید صبر می کرد تا مازار حرف بزند و هر دویشان را آرام کند.مازار گفت یک اعترافی بکنم ؟ آیلار آهسته گفت بکن مازار گفت من عاشق شیرازم .هیچ جای دنیا برام شهر خودم شیراز نمیشه اما امشب توی این یک ساعتی که رسیدم حس غریبی دارم ،انگار متعلق به یک جای دیگه بودم حالا توی این شهر غریبم .این سه شبی که با هم بودیم زیاد طولانی نبود ...اما نمیدونم چی بهم گذشته که امشب توی شهر خودم توی اتاق خودم غریبم .عجیب بود اگر چیزی در دل آیلار تکان میخورد ؟یا چیزی در قلبش جوانه میزد مثل یک شکوفه گیلاس ؟عجیب بود که مازار از بی او بودن و غربت می گفت و او حس می کرد حال کرم ابریشمی را دارد که در حال پروانه شدن است ؟برای اولین بار در طول امروز لبخندی نرم روی لبهایش نشست وگفت پس تو هم یک جوری هستی ؟مازار با جدیت و صراحت گفت نه حال امشب من از یک جوری بودن گذشته .من دلتنگ و غریبم .نفس عمیقی کشید و گفت مثل پسر بچه ای که مامان شو توی یک بازار شلوغ گم کرده.آیلار بی هوا پرسید من مامانتم ؟مازار با همان جدیدت قبل گفت تو بابا نداشتی من مامان.چه اشکالی داره گاهی تو مامان من باشی و مادری کن و من بابای تو باشم و پدری کنم ؟آیلار دختر بچه شده بود از پیشنهاد قشنگ مازار خوشش آمد گفت خوبه .اما امشب دلتنگ پدرش نبود پس با صداقت گفت ولی من امشب بابامو نمیخوام.مازار صریحانه پرسید :شوهرتو میخوای ؟ آیلار صادقانه جواب داد آرامش میخوام مازار رک پرسید من که هستم آرامش داری ؟آیلار با صداقت جواب داداز صبح که رفتی آرامش ندارم. ** وقتی گوشی را می گذاشت اصلا باور نمی کرد درست دو روز بعد نزدیکی های غروب وقتی داشت توی آشپزخانه برای شام کشک و بادمجان درست می کرد صدای مردانه ای که بی نهایت شبیه صدای مازار بود پشت سرش بگوید :انقدر درست کردی که به یکنفر دیگه هم برسه آخه من کشک وبادمجون خیلی دوست دارم.ناباور سرچرخاند مازار را پشت سرش دیدمازار در مقابل بهت چشمان ایلار به ریحانه که کشک را آماده می کرد نگاه کرد و گفت سلام ریحانه خانوم.ریحانه در عین این که غافلگیر شده بود بالبخند گرمی گفت سلام خوش آمدین.آیلار اما با چشمانی گرد شده خیره صورت مازار شدو گفت تو اینجا چیکار می کنی ؟ مازار با لبخند بزرگی بر لب نگاهش کردگفت :مگه دلت هوس یک جایی که فقط خودمون دوتا باشیم نکرده بود .اومدم ببرمت اونجا.آیلار متحیر از شنیدن جمله مازار گفت :واقعا این همه راهو برای این اومدی ؟ریحانه به سمت در آشپزخانه رفت و گفت :من برم سفره رو پهن کنم و از آشپزخانه خارج شدتا ریحانه رفت مازار بی هوا دست آیلار را کشید و گفت :بیا اینجا ببینم دلم برات تنگ شده .مازار قلدرمآبانه پرسید :موهاتو چرا بستی ؟ و گل سر آیلار را باز کردو موهایش دورش رها شد و آیلار با خنده از لحن عصبی مازار گفت داشتم غذا درست می کردما.خبر نداشتم آقا یکهو بعد از چند ساعت راه پیداش میشه و دلش موهای منو میخوادمازار نفس عمیقی میان موهای همسرش کشیدآیلار گفت قرار نبود امروز اینجا باشی ؟قرار بود ما یک هفته دیگه توی شیراز همدیگه رو ببینیم.مازار گفت گور بابای همه قول و قرارهای دنیا وقتی که تو دلت یک جای دو نفره میخواد آیلار سرش را بیشتر در سینه مازار فرو کرد و گفت میدونی خجالت میکشم هی میگی ؟مازار گفت :یک سفر کاری دارم که تصمیم گرفتم تبدیلش کنم به یک سفره دونفره دو ،سه روزه آیلار گفت :واقعا ؟مازار با لبخند مهربانی بر لب پاسخ داد :بله واقعامازار با لبخند مهربانی بر لب پاسخ داد :بله واقعالبخند مهربان روی لبان شوهرش را دوست داشت.کرم ابریشم پیله کرده توی قلبش امروز بیشتر جان می گرفت.بیشتر به سمت پروانه شدن پیش می رفت پرسیدکی باید بریم ؟مازار نگاهی به گاز انداخت و گفت کشک و بادمجون خوشمزه تو رو که خوردیم راه می افتیم.آیلار چشم گرد کرد امشب بریم ؟تو این همه ساعت از شیراز رانندگی کردی دوباره امشب رانندگی کنی ؟مازار آهسته بینی اش را فشار داد و گفت نترس چند ساعت بیشتر نیست بعدش میریم هتل.آیلار گردنش را کج کرد خوب شب استراحت کن فردا میریم.مازار گفت :نمیشه، هم اینکه وقت کم دارم بهتره زودتر بریم تا با هم باشیم و هم اینکه باید زودتر برسم تا کارامو انجام بدم. در ضمن اگه بهت بگم کجا قراره بریم خودتم مشتاق میشی زودتر حرکت کنیم آیلار کنجکاو به چشمان شوهرش خیره شد :مگه کجا قراره بریم ؟ ادامه دارد.... @jarchy0273
♦️با هم دعای فرج را برای سلامتی و فرج آقا امام زمان(عج) می‌خوانیم 🔹با قرائت دعای فرج به این جمع میلیونی بپیوندیم ایتای جارچی روبیکای جارچی روبینوی جارچی. جارچی تلگرام پیج اینستاگرام
🌙 اوقات شرعی روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان به افق شهرستان های صفحه رسمی جارچی شاهرود👇 @jarchy0273 صفحه رسمی روبیکای جارچی👇 https://rubika.ir/jarchyO273 صفحه رسمی جارچی استان👇 https://eitaa.com/joinchat/72941759C00117502d8
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا