از چیزایی که بچیزی رو در درونم بیدار میکنن که مدتها فراموشش کردم خوشم میاد.
بله گ سوجونگ؛ تو میتونستی آینده ی من باشی اگه من تلاش میکردم.
دستکش نمیزنم. بی پروا بادمجون پوست میکنم. ظرف میشورم. شوینده های مختلف...
و حالا دستمو دوسندارم. پس باید دوباره به دستکش سلام کنم. حتی وقتی قراره بادمجون سیاه پوست کنم