#کتاب_خواندنی
«چشمهایم را باز کردم. همه جا ساکت بود. به اطرافم چشم دواندم. درون یک آشیانه بزرگ و ساکت با کناره های تاریک بودم. هیچ نوری از بیرون نمی تابید. فضا را با چراغ های متعددی روی سقف، روشن کرده بودند.
خواستم حرکت کنم اما نتوانستم. چرخهایم را با زنجیرهای ضخیمی به یک حلقه بسیار کلفت فولادی که از زمین بیرون آمده بود، بسته بودند. بالهایم هم با دو زنجیر طولانی دیگر که از سقف پایین آمده بودند، بسته شده بودند. تعداد زیادی کابل هم به بدنم وصل شده بود.
وضعیتم درست مثل فیلمهایی بود که قبلاً دیده بودم ... ناگهان درب سوله با صدای بلندی باز شد. نور خیلی زیادی به داخل سوله دوید و چشمانم را زد. چشمهایم را تند تند باز و بسته کردم. تا به نور عادت کردم هیکل بزرگ و نحس قاهر را دیدم که جلویم ایستاده بود.
– سلام
جوابش را ندادم. برای اولین بار بود که میتوانستم قیافه قاهر را ببینم. با اینکه هنوز بدنهاش به رنگ سیاه بود اما دیگر خبری از آن سیاهی مطلق نبود و میشد اجزای دماغه و بدنه و بالهایش را تشخیص داد. حدس زدم آن سیاهی مطلق، یک نوع پوشش جنگی برای قاهر است که در مواقع عملیات هوایی روی پوستهاش ایجاد میشود تا هیچ دوربینی نتواند تصویر او را ثبت کند.
🔷🔸💠🔸🔷
رسانه اختصاصی نوجوانان فاطمی
http://eitaa.com/joinchat/3295150098C8f44199aee
⌨️https://javaneno.amfm.ir
#کتاب_خواندنی
«سالهای بنفش» داستان پسری روستایی است به نام علی که در حوالی بندرشاه (بندر ترکمن فعلی) زندگی میکند. علی که کلاس پنجم دبستان تحصیل میکند، با روحانی جوانی به نام سید رسول که به روستای آنها (خواجه نفس) تبعید شده است، آشنا میشود. پدر علی، اوستاابوالحسن مردی متدین و از معدود خانوادههای شیعه در روستایشان است که مانند دیگران، از ارتباط پسرش با سیدرسول جلوگیری نمیکند و همین ارتباط و رفت و آمد، علی را به تدریج وارد فعالیتهای سیاسی میکند، تا آنجا که رسماً یکی از مبارزین علیه حکومت پهلوی شده و توسط ساواک دستگیر و به 15 سال حبس محکوم می شود.
رمان «سالهای بنفش» به قلم ابراهیم حسنبیگی
🔷🔸💠🔸🔷
رسانه اختصاصی نوجوانان فاطمی
⌨️https://javaneno.amfm.ir
@javane_no
#کتاب_خواندنی
«ملیکا، مام خورشید عدالت»، یک داستان پینمایی دربارهی زندگی مادر مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. ماجرای این کتاب بنابر مستندات، سرگذشت دختری است از نوادگان امپراتور روم شرقی که برگردان نام او به عربی «ملیکه» میشود. این داستان، دورانی از زندگی این دختر را دربر میگیرد که در کاخ پدربزرگش میزیسته تا زمانی که در پی رویایی صادقه، با اسلام و شخصیتهای مقدس آن از جمله امام حسن عسکری (علیه السلام) آشنا میشود و این آشنایی به شیفتگی منجر میگردد.
ملیکا بنا بر دستوری که در خواب داده میشود، به طور ناشناس خود را به اسارت مسلمانان درمیآورد و پا به سرزمینهای اسلامی میگذارد. سرانجام و پس از گذراندن ماجراهای بسیار، آن بانوی گرامی، مفتخر به همسری امام حسن (ع) و مادری آخرین حجت الهی (عج) میگردند.
🔷🔸💠🔸🔷
رسانه اختصاصی نوجوانان فاطمی
http://eitaa.com/joinchat/3295150098C8f44199aee
⌨️https://javaneno.amfm.ir
#کتاب_خواندنی
پدر پسر روحالله نوشته “ابراهیم حسنبیگی” است.
این کتاب روایت داستانی بلندی از انقلاب و خصوصیات اخلاقی حضرت امام خمینی(ره) است که در قالب چند نامه برای نوجوانان و جوانان به نگارش درآمده است.
شخصیت اصلی این رمان که به سبک رمانهای نامه نگارانه نوشته شده، جوانی به نام محسن است که در حال تحصیل در فرانسه با یکی از اهالی نوفلوشاتو آشنا میشود و در این میان سوالاتی در مورد شخصیت امام خمینی(ره) برای او ایجاد میشود و مادر محسن در چند نامه به سوالات او جواب میدهد و از فعالیتهای انقلابی خودش و همسرش برای محسن میگوید.
🔷🔸💠🔸🔷
رسانه اختصاصی نوجوانان فاطمی
http://eitaa.com/joinchat/3295150098C8f44199aee
⌨️https://javaneno.amfm.ir